[block]0[/block]

از فهرست پیشنهادهای شگفت انگیز فروشگاه فرهنگی راه کتاب با تخفیف خرید کنید و از عرضه کتابهای انتشارات شهید ابراهیم هادی در این فروشگاه لذت ببرید.

امکان خرید همراه با تخفیف علاوه بر تجربه خرید لذت بخش، قدرت خرید کتاب بیشتری به شما می‌دهد. شاید با هزینه محدود خود – نسبت به قیمت‌های رو به افزایش – بتوانیم کتاب های مورد نیاز بیشتری خریداری کنید.

پس این فرصتی است که نباید از دست داد. ممکن است امروز کالایی که شما قصد خرید آن را دارید جزو کالاهای شگفت‌انگیز فروشگاه راه کتاب قرار داشته باشد. پس اگر هر روز سری به این مطلب و لیست پیشنهادات ویژه بزنید، فرصت خرید کالاهای مورد نظر خود با قیمتی پایین‌تر از قیمت همیشگی آن را از دست نخواهید داد.

7% تخفیف
مهمان شام
تومان ۱۴,۰۰۰ تومان ۱۳,۰۰۰
«مهمان شام» شامل خاطرات و زندگی‌نامه شهید مهندس سیدمیلاد مصطفوی، از شهدای مدافع حرم، از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تدوین و منتشر شد.
شهید مصطفوی در عملیات مستشاری در سال ۹۴ در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیده و پیکر پاکش در شهرستان بهار از توابع استان همدان به خاک سپرده شده است. گفته می‌شود داعش بعد از شهادت شهید مصطفوی، پیکر او را با خود می‌برد، اما بعد از مدتی خود شهید آدرس دقیق پیکر را در خواب به یکی از دوستانش می‌دهد.
«مهمان شام» مجموعه‌ای از خاطرات همراهان و همرزمان شهید است که در هر کدام، بخشی از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی شهید بیان می‌شود. در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
«از روی عادت هیئت نمی‌رفت. به قول یکی از شهدا که در خواب به سردار شهید علی چیت‌سازیان گفته بود: راهکار رسیدن به خدا و شهادت اشک می‌باشد، سید هم از این راهکار می‌خواست به شهدا برسد.
تو روضه‌ها اشک امانش نمی‌داد، عاشق مناجات و روضه بود. گاهی اوقات حتی آهنگ زنگ موبایلش هم صدای حاج منصور و روضه حضرت رقیه بود. من در تمام عمرم کسی رو به اندازه سید عاشق اهل بیت ندیدم. خودم چندین مرتبه دیده بودم که در عزاداری بی‌هوش شد، چند بارش رو من براش روضه خوندم. رفتیم اروند کنار، اونجا آب رو که می‌دیدیدم، دل‌هامون هوای روضه می‌کرد. اون هم روضه مادر. سید گفت: شیخ بریم یه گوشه برای من روضه حضرت زهرا(س) بخون، اینجا عملیات با رمز مقدس یا فاطمه زهرا(س) بوده. بریم به عشق شهدا توسل داشته باشیم.
رفتیم گوشه‌ای نشستیم. آب بود و غربت اروند. هنوز هم بوی شهدا رو براحتی می‌شد از اون فضای معنوی حس کرد. بسم ‌الله گفتم و روضه رو شروع کردم. روضه به اوج خودش که رسید سید از خود بی‌خود شد. حال خیلی منقلبی داشت. مثل عادت همیشگی که من دیده بودم،‌ تو روضه دستش رو می‌گذاشت روی قلبش. آنجا هم داد می‌زد و می‌گفت: آخ مادر جان… خیلی جان سوز ناله می‌زد. مثل مار گزیده‌ها به دور خودش می‌پیچید. کم‌کم بی‌حال شد و افتاد. من روضه رو قطع کردم. سرش رو گذاشتم روی زانوهام مقداری از آب اروند روی صورتش پاشیدم تا کمی حالش بهتر شد».
خداحافظ سالار
ناموجود

کتاب خداحافظ سالار بعد از بازگشت به ایران زمانی که سوریه امن و بحران سقوط دمشق کم می‌شود، خانم چراغ‌نوروزی شروع به نوشتن خاطرات کودکی خود می‌کند و به این صورت است که این کتاب با تکنیک بازگشت به گذشته به دهه ۴۰ برمی‌گردد. زندگی شهید همدانی پر بوده از حادثه، مجروحیت، گمنامی و کارهای بزرگی که ناشناخته مانده است و بخشی از کتاب به خاطرات و نقش شهید همدانی در تاسیس ۳ لشکر سپاه در سال‌های دفاع مقدس، و ماموریت‌های متعددی از جمله حضور وی در آفریقا و نهایتا دفاع از حرم اهل‌بیت در سوریه می‌پردازد. همه این‌ها در کنار شنیدنی‌های قصه حرم و مقابله با تکفیری‌ها در کتابی به عنوان خداحافظ سالار جمع شده است.

6% تخفیف
سلام بر ابراهیم جلد دو
تومان ۱۵,۰۰۰ تومان ۱۴,۰۰۰

کتاب سلام بر ابراهیم جلد دوم

ادامه زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی

6% تخفیف
سلام بر ابراهیم جلد یک
تومان ۱۵,۰۰۰ تومان ۱۴,۰۰۰

سلام بر ابراهیم جلد اول
زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

پهلوانی شجاع، مداحی دلسوخته، معلمی فداکار، کشتی‌گیری قهرمان، رفیقی دلسوز، فرماندهی پر تلاش، استاد تهذیب نفس و انسانی عاشق خدا و…

همه این صفات را که جمع کنید، نام زیبای ابراهیم هادی نمایان می شود.  سال ۵۵ در مسابقات قهرمانی کشتی آزاد تهران به فینال ۷۴ کیلو رسید. ابراهیم در اوج آمادگی بود. اما آنقدر ضعیف کشتی گرفت تا حریفش قهرمان شود! جایزه مسابقات نقدی بود. فهمیده بود حریفش برای ازدواج به این مبلغ احتیاج دارد! این را بعدها حریف او اقرار کرد. در عملیات مطلع‌الفجر کار سخت شد. ابراهیم شجاعانه رو به سمت دشمن اذان صبح گفت! قلبهای آنان به لرزه در آمد. هجده نفر خودشان را تسلیم کردند! آنها به سپاه اسلام پیوستند. عجیب بود. همگی آن عراقیها چند سال بعد در شلمچه به شهادت رسیدند! او بنده خالص خدا بود. کارهایش برای رضای خدا انجام می­شد. برای همین یکی از عرفای بزرگ او را الگوی اخلاق عملی معرفی کرده بود.  شهید گمنامی به او پیغام داد: شهدای گمنام مهمانان ویژه حضرت زهرا(س) در برزخ هستند. برای همین همیشه آرزو می‌کرد گمنام باشد. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. او سالهاست در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.

13% تخفیف
تفسیر روی داربست
تومان ۵,۸۰۰ تومان ۵,۰۰۰

زندگی نامه و خاطرات شهید حبیب الله ترابی دامغانی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

خلاصه کتاب:

شهید حبیب الله ترابی فرزند فضل الله در تاریخ ۱۳۱۲/۰۴/۱۶ در شهرستان دامغان به دنیا آمد. پس از این که به سن مدرسه رسید به دلیل موقعیت خاص مذهبی که در خانواده حاکم بود، او هم به این سمت و سو گرایش پیدا کرد و برای تحصیل به حوزه ی علمیه رفت، تا از این طریق بتواند مطالب و آموزه های مذهبی را به طور کامل تری فرا بگیرد.
چند سالی از تحصیل او در حوزه ی علمیه دامغان گذشت. بعد از آن بود که احساس کرد باید به یک شغل فنی هم روی بیاورد تا از این طریق بتواند کمکی به اقتصاد خانواده کرده باشد.
بنابراین به حرفه ی بنایی روی آورد. لیکن به دلیل علاقه و پیشرفتی که در دروس فقهی و حوزوی داشت آن را نیز رها نکرد و در کنار کار بنایی، تحصیلات حوزوی خود را نیز ادامه داد!
او در راه پیروزی انقلاب اسلامی، کوشش های بسیارنمود و پا به پای دیگر همشهریان و هموطنان مسلمان فعالیت های سازنده ای از خود نشان داده بود. با پیروزی انقلاب اسلامی نیز، حمایت خالصانه او از نظام مقدس جمهوری اسلامی ادامه پیدا کرد.
با شروع جنگ تحمیلی، وقتی حضرت امام خمینی (ره) امر به جهاد فرمودند، به جهت ارادتی که به این پیر فرزانه داشت و نیز غیرت زیادی که نسبت به وطن و هموطنان خود داشت، از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دامغان، پا به جبهه نبرد کفر و الحاد گذاشت.
شهید در مناطق مختلف و مدت زیادی به عنوان مبلغ در جبهه حضور داشت و علاوه بر آن در عملیاتهای مختلف اسلحه به دست گرفته و می جنگید.
سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۱/۰۲در منطقه شوش دانیال و در عملیات فتح المبین در محاصره ی دشمنان بعثی قرار گرفته و به فیض شهادت نایل گشت. پیکر پاک شهید در گلزار شهدای دامغان، به خاک سپرده شد.