معرفی اجمالی محصول

کبوتران حرم

مهدی باکری در عملیات «رمضان» با سمت فرماندهی تیپ «عاشورا» به نبرد بی امان داخل خاک عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد. اما با هر نوبت مجروحیت، وی بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی، هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌کرد.

در عملیات «خیبر» زمانی که برادرش و معاونت لشکر عاشورا یعنی، حمید باکری، به درجهٔ رفیع شهادت نایل آمد، با وجود علاقه خاصی که به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت: «شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانوادهٔ ما شده است.»

سپس در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت: «من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلاست، همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.»

نقش مهدی باکری و لشکر عاشورا در حماسهٔ قهرمانانهٔ «خیبر» و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی که آنان در دفاع پاتک‌های توانفرسای دشمن از خود نشان دادند بر کسی پوشیده نیست.

در مرحلهٔ آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به کندی می‌گذشت، اما مهدی با جدیت، همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب می‌کرد.

او چونان مرشدی کامل و عارفی واصل، آنچه را که مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحلهٔ نبرد به کار بندند، با نیروهایش در میان گذاشت.

چند روز قبل از عملیات بود. همه چیز برای شروع عملیات آماده بود. آقا مهدی مرخصی گرفت و در سفری کوتاه به مشهد مقدس مشرف شد..

توضیحات

کتاب کبوتران حرم

کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

معرفی کتاب کبوتران حرم

«کبوتران حرم» چهل روایت از دلدادگی شهدا به امام رضا(ع) است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.

نام نویسنده : موسسه شهید ابراهیم هادی

نام انتشارات : امینان

سال انتشار : ۱۳۹۱

نوبت چاپ: ۹

شابک کتاب : ۹۷۸۶٠٠۶۴٠٠۱۳۶

جلد کتاب : شومیز

قطع : رقعی

تعداد صفحات : ۲٠۳ صفحه

وزن کتاب : ۲۶۵ گرم

توضیحات تکمیلی

وزن 250 g
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 0 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کبوتران حرم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
مجاهد بصیر
تومان ۷,۵۰۰

عملکرد شهید حسن گودرزی در ۲۵ سال زندگی سرشار است از مجاهدت در را ه خدا و این مجاهدت تنها به جنگ و انقلاب محدود نمی شود به قول رهبر معظم انقلاب هر تلاشی که برای مقابله با دشمن باشد نوعی جهاد است.

حسن گودرزی از بنیانگذاران سپاه بروجرد و فرمانده گردان حضرت اباالفضل ع بود.که از نخبگان شهر بروجرد به حساب می‌آمد. بصیرت بزرگترین ویژگی این مجاهد راه خدا بود تا جایی که با بسیاری از منافقین بحث میکرد و اشتباه فکری آنها را یادآور می‌شدو چندین نفر از منافقین را توبه داد و با خود به جبهه ها نبرد حق علیه باطل برد.

گروه ما شامل تعدادی از ورزیده ترین نیروهای سپاه بود. ماموریت های مهمی را طی دوران حضور در ستاد مبارزه با مواد خدر انجام دادیم.
یادم هست مدتی بود که بر اساس اطلاعات واصله، یک باند بزرگ قاچاق مواد را رصد می کردیم. قرار بود آن ها معامله ی بزرگی انجام دهند.
حسن و تعدادی ار بچه ها در این تیم نفوذ کردند و حتی به مرز رفتند. ده هزار کیلو تریاک وارد ایران شده بود که ۵۵۰۰ کیلو از آن قرار بود به لرستان برسد…

کتاب مجاهد بصیر توسط “انتشارات شهید ابراهیم هادی” تدوین و در سایت انتشارات منتشر شده است.

نمره 0 از 5
کد ۸۲
تومان ۷,۵۰۰

زندگینامه و خاطرات شهید نجمه قاسم پور کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی وزن(گرم) : ۱۹۳ شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۵۵-۶ نوع جلد : جلد نرم قطع : رقعی (۲۱*۱۴) سال نشر : ۱۳۹۷ شمارگان : ۲۲۰۰ چاپ جاری : ۱ تعداد صفحات […]

نمره 0 از 5
پابرهنه در وادی مقدس
تومان ۱۲,۰۰۰

خاطرات و زندگی نامه شهید سید حمید میرافضلی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی کتاب حاضر، به بیان زندگینامه و خاطرات «شهید سید حمید میرافضلی» می پردازد. این خاطرات در قالب داستان های کوتاه و با زبانی ساده و روان نگاشته شده اند. «شهادت برادر»، «دعای مستجاب»، «اعزام»، «جنگ های نامنظم»، «سوسنگرد»، «ستاد شیخ […]

نمره 0 از 5
7
حراج
نوجوان پنجاه ساله
تومان ۶,۵۰۰ تومان ۶,۰۰۰

بخشی از کتاب را می‌خوانید:

حمید بچه‌ی پر جنب و جوشی بود و خیلی شوخ‌طبع. این‌ها گیرایی‌اش را چند برابر می‌کرد. حمید کسی نبود که فقط دعا و نماز بخواند و به خاطر دعا و نماز شوخی نکند، اکثر وقت‌ها شوخی می‌کرد و خیلی بچه‌ی شلوغی بود. اعتقاد داشت که شوخی به جای خود و عبادت به جای خود، وقتی نماز می‌خواند و دعا می‌کرد، در حال خودش نبود و وقتی که شوخی می‌کرد، باز هم در حال خودش نبود!

بعد از دعای کمیل، که حسابی با خدا خلوت کرده بود، شیطنت‌ها شروع می‌شد. حمید بچه‌ها را جمع می‌کرد، حمیدی که در دعای کمیل از هوش می‌رفت، در شوخی‌ها امانمان نمی‌داد.

با لیوان و پارچ آب و سطل و… همدیگر را خیس می‌کردیم. از این‌طرف حیاط به آن‌طرف دنبال هم می‌دویدیم و در راهرو و حیاط مدرسه همدیگر را خیس می‌کردیم و به شوخی همدیگر را می‌زدیم.

یک بار از مدرسه‌ای دیگر، دعوت کرده بودیم برای دعای کمیل بیایند دبیرستان امام خمینی (ره) و استقبال خوبی هم انجام دادیم. دعا که شروع شد بچه‌ها گریه می‌کردند و ضجه می‌زدند. بعد از اینکه دعای کمیل تمام شد، بچه‌ها نیم ساعت بعد شروع کردند به شوخی کردن و…

نمره 0 از 5