کد ۸۲

قیمت برای شما: تومان ۷,۵۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0088 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

زندگینامه و خاطرات شهید نجمه قاسم پور
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی

وزن(گرم) : ۱۹۳

شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۵۵-۶

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (۲۱*۱۴)

سال نشر : ۱۳۹۷

شمارگان : ۲۲۰۰

چاپ جاری : ۱

تعداد صفحات : ۱۴۴

شهیده کربلایی،نجمه قاسمپور صادقی در سال ۱۳۵۷ در خانوده ای ساده زیست و صمیمی و مذهبی متولد شد…حلالیت لقمه های پدر و مهر آسمانی مادر بر قلب و جان دومین دخترشان گسترده شد.

تا آنجا که در حسینه سید الشهداء کانون رهپویان وصال شیراز در هنگامی که نام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را بر زبان داشت به آنچه که می خواست و آرزو می کرد رسید. در بمب گذاری وحشیانه و تروریستی آمریکای جنایتکار و عمال مزدورش در ۲۴/۱/۱۳۸۴ به همراه سایر همسفرانش پرواز کردند و بی تابانه سروش و هاتف غیبی هل من ناصر ینصرنی مولایشان را لبیک گفتند و او در صبح فردای بمب گذاری در ساعت ۸ صبح سیمین شمع زندگیش را روشن کرد و لاهوتیان را بدین خلوت میهمان کرد…

توضیحات تکمیلی

وزن 193 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
14
حراج
pdf کتاب یا زهرا(س)
تومان ۳,۵۰۰ تومان ۳,۰۰۰

زندگینامه و خاطرات شهید محمد رضا تورجی زاده کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

نمره 0 از 5
7
حراج
نوجوان پنجاه ساله
تومان ۶,۵۰۰ تومان ۶,۰۰۰

بخشی از کتاب را می‌خوانید:

حمید بچه‌ی پر جنب و جوشی بود و خیلی شوخ‌طبع. این‌ها گیرایی‌اش را چند برابر می‌کرد. حمید کسی نبود که فقط دعا و نماز بخواند و به خاطر دعا و نماز شوخی نکند، اکثر وقت‌ها شوخی می‌کرد و خیلی بچه‌ی شلوغی بود. اعتقاد داشت که شوخی به جای خود و عبادت به جای خود، وقتی نماز می‌خواند و دعا می‌کرد، در حال خودش نبود و وقتی که شوخی می‌کرد، باز هم در حال خودش نبود!

بعد از دعای کمیل، که حسابی با خدا خلوت کرده بود، شیطنت‌ها شروع می‌شد. حمید بچه‌ها را جمع می‌کرد، حمیدی که در دعای کمیل از هوش می‌رفت، در شوخی‌ها امانمان نمی‌داد.

با لیوان و پارچ آب و سطل و… همدیگر را خیس می‌کردیم. از این‌طرف حیاط به آن‌طرف دنبال هم می‌دویدیم و در راهرو و حیاط مدرسه همدیگر را خیس می‌کردیم و به شوخی همدیگر را می‌زدیم.

یک بار از مدرسه‌ای دیگر، دعوت کرده بودیم برای دعای کمیل بیایند دبیرستان امام خمینی (ره) و استقبال خوبی هم انجام دادیم. دعا که شروع شد بچه‌ها گریه می‌کردند و ضجه می‌زدند. بعد از اینکه دعای کمیل تمام شد، بچه‌ها نیم ساعت بعد شروع کردند به شوخی کردن و…

نمره 0 از 5
کتاب مهاجر
تومان ۱۰,۰۰۰

از سویی دیگر در کنار تحصیل به امر تدریس نیز مشغول بود. او در مدارس تهران مشغول تدریس شده بود. می‌خواست هزینه‌های فعالیت‌های انقلابی خود را تأمین کند. این کار روحیه‌ی مدیریت او را نیز افزایش می‌داد.

برادرش برای ادامه‌ی تحصیل در آمریکا بود. محمود، کمک فکری به برادر را از یاد نبرده بود. هر چند او برادر بزرگ‌تر محمود بود و از نیروهای مؤمن دانشگاهی به شمار می‌رفت.

امّا محمود هر از چند گاهی نامه‌ای برای برادر می‌نوشت و ضمن تشریح شرایط انقلاب و کشور مواردی را متذکر می شد:

«برادر جان، در سه محل است که چهره‌ی حقیقی انسان نمود پیدا می‌کند؛ یکی در سلول (زندان)، دیگری در بستر مرگ و دیگری در هجرت.

پس کوشش کن که همیشه به یاد خدا باشی. (همواره به یاد خدا باشید تا رستگار شوید)

و دیگر اینکه سعی کنیم از خوابی که ما را فراگرفته بیدار شویم. به قول مولا امیرالمؤمنین (ع): مردم خواب هستند، زمانی که می‌میرند بیدار می‌شوند.

محمود زمانی هم که برای مشایعت برادر به فرودگاه آمده بود یک جلد قرآن به او هدیه داد تا در سفر به آن‌سوی آب‌ها توشه‌ی راهش باشد.

نمره 0 از 5
5
حراج
بیا مشهد
تومان ۱۷,۰۰۰ تومان ۱۶,۰۰۰

زندگینامه و خاطرات روحانی شهید علی سیفی نصب کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

شهیدعلی سیفی در سال ۱۳۴۴ در شهرستان مراغه در خانواده ای متدین و ولایی چشم به جهان گشود. مادرش تعریف می کرد که من همیشه با وضو به علی شیر می دادم و در عالم رویا به من گفتند این سرباز ماست و از آن به خوبی مواظبت کن.

نمره 0 از 5