عباس دست طلا

عباس دست طلا

قیمت برای شما: تومان ۶,۵۰۰

موجودی: 1 در انبار (فعال برای پیش سفارش)

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0053 دسته: ,
ویژگی های کلیدی
  • مؤلف: محبوبه معراجی پور
  • ناشر: فاتحان
  • شابک: 9786006033532
  • قطع: رقعی
  • وزن: 326
  • تعداد صفحات: 272
  • تیراژ: 3000
  • سال نشر:
معرفی اجمالی محصول

عباس دست طلا

خاطره نگار اثر، ماجرا ها را از زمانی که کمتر از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گذشته، آغاز می کند. عباس علی باقری با مروری کوتاه بر زندگی اش و دودلی های خود برای حضور در جبهه ها، از زمانی می گوید که تصمیم می گیرد برای دو هفته به جبهه برود و ببیند در آن جا چه کاری از دستش برمی آید.

اولین اعزام باقری هجدهم آبان ماه سال ۱۳۵۹ است. به همراه چند نفر از دوستانش وارد پادگان ارتش در اسلام آباد می شوند. محلی که خودروهای خسارت دیده از انفجارها توسط تعمیرکاران شرکت خودرو سازی ایران ناسیونال تعمیر می شوند و عباس علی باقری و دوستانش که قرار است توانایی خود را در کار ثابت کنند، جیپی را که چپ کرده تعمیر می کنند. توانایی و سرعت آن ها باعث شهرت شان می شود.
پس از گذشت یک ماه ونیم از بازگشت آن ها از جبهه ها، باقری تصمیم می گیرد تیمی فنی و حرفه ای را برای تعمیر خودرو ها به جبهه ها ببرد. یافتن این نیرو های ماهر و مجاب کردن آن ها بخش مهمی از کتاب «عباس دست طلا» است و به نوعی انگیزه مردم برای حضور در جبهه ها و چرایی شرکت نکردن برخی افراد در دفاع مقدس را بیان می کند.
باقری در نهایت تیمی ۲۱ نفره را تشکیل می دهد تا به ستاد جنگی زیر نظر شهید دکتر مصطفی چمران بپیوندد، اما به دلیل ماجرا هایی که در هنگام اعزام رخ می دهد، تنها ۹ نفر از تعمیرکاران باقی می مانند، افرادی حرفه ای که نزدیک به ۱۴ ساعت در روز کار می کنند و خودروها را به سرعت تعمیر و تحویل می دهند.
او برای دومین بار در بیستم دی ماه سال ۱۳۵۹ به همراه تیم خود به پادگان ابوذر در سر پل ذهاب می رود و علاوه بر تعمیر خودرو، کشویی تفنگ ۱۰۶ میلی متری ضد تانک را هم تعمیر می کنند. باقری در فاصله هر چند ماهی که به تهران می آید و بر می گردد، برای هر دوره از سفرش به جبهه های دفاع مقدس تیمی جدید و تازه نفس را می برد.
بخش دیگری از کتاب «عباس دست طلا» به ماجرای حضور خانواده باقری در اهواز و منطقه جنگی اختصاص دارد. فعالیت های وی تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ادامه پیدا می کند و مهارت او در تعمیر خودرو ها باعث می شود تا به او لقب عباس دست طلا را بدهند.

گفتنی است حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از اصناف پشتیبان جنگ راجع به کتاب “عباس دست طلا” فرمودند:
“این کاری که اخیرا شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه کاری ها خاطرات میگیرند،‌ این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب های شما را خواندیم، یکی کتاب آقای بنائی را خواندم یکی هم کتاب این حاج آقای عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات خواندم. خیلی خوب بود انصافا، مخصوصا کتاب ایشان. هم مطلب در آن زیاد بود هم آثار صفا و صداقت در آن کاملا محسوس بود و انسان میدید. خداوند ان شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد

توضیحات

عباس دست طلا

داستانی از زندگی حاج عباسعلی باقری
این کتاب نگاهی به عملکرد بسیجیان فنی و تعمیر کار واحد پشتیبانی و تدارکات سپاه پاسداران در دوران هشت سال دفاع مقدس دارد.

توضیحات تکمیلی

وزن 250 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
فانوس حرم
تومان ۱۲,۰۰۰

زندگینامه شهید مدافع حرم شهید محسن فانوسی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی مولف : زینب شعبانی با همکاری : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی وزن(گرم) : ۲۰۶ شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۴۸-۸ نوع جلد : جلد نرم قطع : رقعی (۲۱*۱۴) سال نشر : ۱۳۹۶ شمارگان : ۲۵۰۰ چاپ […]

نمره 0 از 5
پابرهنه در وادی مقدس
تومان ۱۲,۰۰۰

خاطرات و زندگی نامه شهید سید حمید میرافضلی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی کتاب حاضر، به بیان زندگینامه و خاطرات «شهید سید حمید میرافضلی» می پردازد. این خاطرات در قالب داستان های کوتاه و با زبانی ساده و روان نگاشته شده اند. «شهادت برادر»، «دعای مستجاب»، «اعزام»، «جنگ های نامنظم»، «سوسنگرد»، «ستاد شیخ […]

نمره 0 از 5
مجاهد بصیر
تومان ۷,۵۰۰

عملکرد شهید حسن گودرزی در ۲۵ سال زندگی سرشار است از مجاهدت در را ه خدا و این مجاهدت تنها به جنگ و انقلاب محدود نمی شود به قول رهبر معظم انقلاب هر تلاشی که برای مقابله با دشمن باشد نوعی جهاد است.

حسن گودرزی از بنیانگذاران سپاه بروجرد و فرمانده گردان حضرت اباالفضل ع بود.که از نخبگان شهر بروجرد به حساب می‌آمد. بصیرت بزرگترین ویژگی این مجاهد راه خدا بود تا جایی که با بسیاری از منافقین بحث میکرد و اشتباه فکری آنها را یادآور می‌شدو چندین نفر از منافقین را توبه داد و با خود به جبهه ها نبرد حق علیه باطل برد.

گروه ما شامل تعدادی از ورزیده ترین نیروهای سپاه بود. ماموریت های مهمی را طی دوران حضور در ستاد مبارزه با مواد خدر انجام دادیم.
یادم هست مدتی بود که بر اساس اطلاعات واصله، یک باند بزرگ قاچاق مواد را رصد می کردیم. قرار بود آن ها معامله ی بزرگی انجام دهند.
حسن و تعدادی ار بچه ها در این تیم نفوذ کردند و حتی به مرز رفتند. ده هزار کیلو تریاک وارد ایران شده بود که ۵۵۰۰ کیلو از آن قرار بود به لرستان برسد…

کتاب مجاهد بصیر توسط “انتشارات شهید ابراهیم هادی” تدوین و در سایت انتشارات منتشر شده است.

نمره 0 از 5
راهیان علقمه
تومان ۱۰,۰۰۰

مرحوم آیت الله سید محمد ابراهیم قزوینی در صحن حضرت ابوالفضل (ع) امام جماعت بودند و مرحوم شیخ محمد علی خراسانی که از واعظان بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت.
یک شب مرحوم خراسانی مصیبت حضرت ابوالفضل (ع) را خواند و از اصابت تیر به چشم مقدس آن حضرت یاد کرد.
آیت الله قزوینی، سخت متاثر شده و بسیار گریه کرد. بعد از منبر با ناراحتی به ایشان گفت: “چنین مصیبت های سختی را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟!” و بعد به خانه رفت.
ایشان همان شب در عالم رویا محضر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) مشرف می شود. آقا قمر بنی هاشم (ع) خطاب به ایشان فرمود: “سید ابراهیم، آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم را از بدن جدا کردند، سپاه دشمن مرا تیرباران کرد. در این میان تیری به چشم من اصابت کرد. من هر چه سر را تکان دادم که تیر بیرون بیاید، اما نشد.
عمامه از سرم افتاد، زانوهایم را بالا آوردم و خم شدم که بوسیله دو زانو تیر را از چشمم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد.”

نمره 0 از 5