مصطفی

قیمت برای شما: تومان ۹,۵۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0083 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

زندگینامه و خاطراتی از سردار سرلشکر شهید حجت الاسلام مصطفی ردانی پور
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی

وزن(گرم) : ۲۷۵

شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۹۲۱۵۱-۵-۷

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (۲۱*۱۴)

سال نشر : ۱۳۹۲

شمارگان : ۳۰۰۰

چاپ جاری : ۷

تعداد صفحات : ۲۱۶

پانزدهم مرداد ماه، بیست و ششمین سالروز شهادت سردار مصطفی ردانی پور (۱۳۳۷ ـ ۱۳۶۲) است. مصطفی ردانی پور سال ۱۳۳۷، در شهر اصفهان به دنیا آمد.وی در حوزه علمیه اصفهان و سپس مدرسه حقانی قم تحصیل کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با عضویت در شورای فرماندهی سپاه پاسداران یاسوج، فعالیتش را در مسیر ارایه خدمات فرهنگی به آن منطقه آغاز کرد. با آغاز حرکت ضد انقلاب در کردستان به آن منطقه و سپس برای دفاع از مرزهای میهن در برابر ارتش متجاوز صدام، به جبهه دارخوین رفت.
در عملیات های والفجر یک و ۲ و محرم حضور فعالی داشت و همزمان با تشکیل تیپ امام حسین (ع) در اصفهان، جانشین فرماندهی آن شد.
مصطفی ردانی پور پانزدهم مرداد سال ۱۳۶۲ در منطقه حاج عمران، در حالی که فرماندهی لشکر امام حسین (ع) را به عهده داشت، بر شهادت رسید.
این کتاب به شرح زندگی شهید ردانی پور می پردازد.

توضیحات تکمیلی

وزن 275 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
نور چشم امام(ره)
تومان ۸,۰۰۰

خلاصه کتاب :

مقام معظم رهبری در تجلیل از شخصیت حاج آقا مصطفی می فرمایند سید مصطفی خمینی یکی از شخصیت های بالقوه و بالفعل اسلام بود او شخصیتی همه جانبه داشت و چنین به نظر میرسد که همه ی خصوصیات مثبت در وجود ایشان در حال رشد و ترقی است.بنده ایشان را به عنوان یک چهره برجسته حوزه علمیه قم از سال های قبل می شناختم و تجلیل از مقام و منزلت وی در واقع احترام به حضرت امام و تجلیل از ارزش های اسلامی و انقلابی محسوب میشود.

می گویند برخی انسان های بزرگ، وقتی در کنار شخصیت های مهم وتاریخ ساز قرار می گیرند، کمتر دیده می شوند! یعنی با همه ی بزرگی و اهمیتی که دارند، به واسطه ی نور وجودی آن خورشید، در حاشیه قرار می گیرند.
یکی از شخصیت های بزرگی که در تاریخ انقلاب اسلامی ما، بیشترین تأثیررا داشت اما شخصیت و منزلت او ناشناخته ماند، حاج آقا مصطفی فرزند گرامی حضرت امام است.
کسی که امام راحل بیشترین تلاش را در راه تربیت ایشان انجام داد. کسی که نبوغ و تلاش و پشتکارش، او را به شخصیتی بزرگ در تاریخ معاصر تبدیل کرد.
برخی علما اعتقاد دارند: بیشتر آقازاده های علما، در علم و عمل مانند پدرنمی شوند! چون درگیر کار اجرایی و … شده و از علم دور می مانند. اما هر کس با این شخصیت آشنا می شد، تأیید می کرد که آقا مصطفی «خمینی دوم » است.
ایشان در سایه ی نام پدر قرار نگرفت و خود در مسیر کمال قدم برداشت. اما در مسیر علم و عمل راه پدر عزیزش را پیمود.

نمره 0 از 5
ناموجود
به نام مادر
ناموجود

به نام مادر، نام کتاب خاطرات شهید محمدرضا تورجی زاده است که در پنجمین شماره از سری فرزندان روح الله منتشر گردیده است
کتاب به نام مادر، مانند چهار شماره قبلی مجموعه فرزندان روح الله، تمام رنگی بوده و در آن از ۱۴۴ تصویر شهید محمدرضا تورجی زاده استفاده شده است.

نمره 0 از 5
رد پا برهنه ها
تومان ۳۰,۰۰۰

(خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین )

این کتاب به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین، مشهور به معبرگشای پابرهنه می‌پردازد.

انتشار خاطرات معبرگشای پابرهنه در «رد پابرهنه‌ها»/ اگر از مرتضی بنویسی، از همه نوشته‌ای

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «رد پابرهنه‌ها» نوشته سردار حمید حسام به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین یا به تعبیر همرزمانش، شکارچی گردن کج، فرمانده جلوتر از فرمانبر، معبرگشای پابرهنه، تخریب‌چی روضه‌خوان می‌پردازد.

هنر او افزون بر گذر از موانع و رهایی از تعلقات دنیایی، جا گذاشتن تک‌تیرانداز دشمن در جزیره مجنون است که روی استخوان سرش خط سرخ کشیده و مدارا با ترکشی که در شلمچه ریه‌اش را شکافت و پابرهنه‌ ماندن در تامینی که روی برف‌های استان سلیمانیه عراق ایجاد شده بود. این حماسه‌ها سبب شد تا سردار حمید حسام بخشی از خاطرات او را در «ردپا برهنه‌ها» ماندگار کند.

در مقدمه کتاب «رد پابرهنه‌ها» می‌خوانیم: «نه تنها برای من که برای بسیاری از بچه‌های جبهه، آقا مرتضی مترادف با گردان تخریب‌ است و برای تخریب‌چی‌ها، مرتضی یعنی نمودار سختی همراه با معنویت جبهه. پس رسیدن به گنج نامکشوفی مثل مرتضی نادرمحمدی، بیان خاطرات نسلی است که سخت‌ترین گره‌های آوردگاه رزم، با دست همت آنان باز می‌شد. نوجوانان و جوانانی که مرگ را به بازی گرفته بودند و قبل از رسیدن به میدان مین با هم می‌خواندند که: «ننهم می‌گه جبهه نرو، جبهه می‌ری بسیج نرو، بسیج می‌ری جلو نرو، جلو می‌ری تو خط نرو، تو خط می‌ری تخریب نرو، تخریب می‌ری رو مین نرو، رو مین بری هوا می‌ری، نمی‌دونی تا کجا می‌ری»

نمره 0 از 5
وصال
تومان ۱۲,۰۰۰

در قسمتی از[block]0[/block] می‌خوانیم:

شیرعلی زمین کشاورزی داشت. ذاکر اهل بیت (ع) بود. شاعر بود و در وصف اهل بیت (ع) شعر می‌سرود. زندگی او ادامه داشت تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. او از کسانی بود که عشق به مولایش امام زمان (عج) در جانش ریشه دوانده بود. برای همین قسمتی از زمین‌هایش را به ساخت مسجدالمهدی (عج) اختصاص داد.

درباره‌ی او ماجراهای زیادی نقل می‌کنند. او از کسانی است که ارتباط عجیبی با مولایش داشت. از اتفاقاتی صحبت می‌کرد که کمتر از دیگران شنیده می‌شد!

با شروع جنگ زندگی را رها کرد و راهی جبهه‌ها شد. آخرین باری که برگشت در کنار کتابخانه‌ی مسجد برای خود قبری کند!

گفت: «من را اینجا دفن کنید!» برخی به او اعتراض کردند که این چه کاری است که انجام می‌دهی؟ اما او با جدیت می‌گفت از این عملیات برنمی‌گردم!

دیگری گفت: «این قبر که برای قامت رعنای شما کوچک است!»

شیرعلی هم جواب داد:‌ «نه، اندازه است.» عجیب بود که وقتی پیکر پاک او را آوردند سر در بدن نداشت! برای همین دقیقاً به اندازه‌ی قبرش بود!

نمره 0 از 5