حراج!

شیرین تر از عسل

4
حراج

قیمت برای شما: تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۵۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0050 دسته: ,
ویژگی های کلیدی
  • شابک: 9786007841112
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • قطع: رقعی
  • وزن: 225
  • تعداد صفحات: 176
  • تیراژ: 5000
  • سال نشر: 1394
معرفی اجمالی محصول

شیرین تر از عسل

در این مجموعه ۴۰ داستان و روایت جذاب و شیرین از فداکاری ها و شهامت ها و اخلاص شهدای نوجوان انقلاب گردآوری شده است.
در جنگ تحمیلی ما و در دفاع مقدسی که کوچک و بزرگمان جانانه دردفاع از آرمان و اعتقاداتمان جنگیدند و رشادتهای کم نظیری در تاریخ ترسیم نمودند، سن و سال، اولین یا آخرین فرزند بودن و… نقشی نداشت؛ بلکه آنچه ملاک و معیار بود، فداکاری، ایمان، شجاعت و جانفشانی در راه حق بود.
در این نبرد دلیل و برهان عقلی آن چنان جایی نداشت و اطاعت از ولایت مهمترین دلیل حضور رزمندگان بود.
اما شهدای نوجوان به خاطر پاکی باطن و آلوده نگردیدن به دنیای مادی، زودتر از بقیه مسیر کمال و قرب الهی را طی کردند.
آنان به رغم سن و سالشان، آن هنگام که کام شیرین محبت الهی را چشیدند و درس بندگی را آموختند، دیگر نتوانستند در چارچوب این دنیای فانی دوام آورند.

توضیحات

چهل روایت از قاسم های انقلاب، شهدای مظلوم و نوجوان
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

معرفی کتاب :

در این مجموعه ۴۰ داستان و روایت جذاب و شیرین از فداکاری ها و شهامت ها و اخلاص شهدای نوجوان انقلاب گردآوری شده است.

توضیحات تکمیلی

وزن 225 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰

کتاب برای قاتلم زندگینامه و خاطرات سردار شهید علی محمدی پور

قسمتی از وصیت نامه سردار شهید حاج علی محمدی پور:

اما تو ای برادر عراقی! اگرچه تو مأموری و قاتلِ جان من، من تو را برادر خود می‌دانم؛ از تو خواهم گذشت. اگر خدا اجازه دهد، اوّل کسی را که شفاعت کنم، تو هستی!

آماده باش و غمی به دل راه مده! وحشتی نداشته باش!

سینه‌ من آماده است. تو خون مرا خواهی ریخت، اما من امیدوارم با ریخته شدن خونم، گناهانم بخشیده شود.

نمره 0 از 5
ناموجود
بی قرار
ناموجود

زندگی نامه و خاطرات عارف متقی ، جانباز فداکار سردار شهید حاج جعفر جنگروی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

نمره 0 از 5
رد پا برهنه ها
تومان ۳۰,۰۰۰

(خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین )

این کتاب به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین، مشهور به معبرگشای پابرهنه می‌پردازد.

انتشار خاطرات معبرگشای پابرهنه در «رد پابرهنه‌ها»/ اگر از مرتضی بنویسی، از همه نوشته‌ای

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «رد پابرهنه‌ها» نوشته سردار حمید حسام به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین یا به تعبیر همرزمانش، شکارچی گردن کج، فرمانده جلوتر از فرمانبر، معبرگشای پابرهنه، تخریب‌چی روضه‌خوان می‌پردازد.

هنر او افزون بر گذر از موانع و رهایی از تعلقات دنیایی، جا گذاشتن تک‌تیرانداز دشمن در جزیره مجنون است که روی استخوان سرش خط سرخ کشیده و مدارا با ترکشی که در شلمچه ریه‌اش را شکافت و پابرهنه‌ ماندن در تامینی که روی برف‌های استان سلیمانیه عراق ایجاد شده بود. این حماسه‌ها سبب شد تا سردار حمید حسام بخشی از خاطرات او را در «ردپا برهنه‌ها» ماندگار کند.

در مقدمه کتاب «رد پابرهنه‌ها» می‌خوانیم: «نه تنها برای من که برای بسیاری از بچه‌های جبهه، آقا مرتضی مترادف با گردان تخریب‌ است و برای تخریب‌چی‌ها، مرتضی یعنی نمودار سختی همراه با معنویت جبهه. پس رسیدن به گنج نامکشوفی مثل مرتضی نادرمحمدی، بیان خاطرات نسلی است که سخت‌ترین گره‌های آوردگاه رزم، با دست همت آنان باز می‌شد. نوجوانان و جوانانی که مرگ را به بازی گرفته بودند و قبل از رسیدن به میدان مین با هم می‌خواندند که: «ننهم می‌گه جبهه نرو، جبهه می‌ری بسیج نرو، بسیج می‌ری جلو نرو، جلو می‌ری تو خط نرو، تو خط می‌ری تخریب نرو، تخریب می‌ری رو مین نرو، رو مین بری هوا می‌ری، نمی‌دونی تا کجا می‌ری»

نمره 0 از 5
پهلوان سعید
تومان ۱۰,۰۰۰

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

با شروع حرکت مردم به رهبری امام خمینی‌(ره) علیه حکومت طاغوت، سعید نیز همراه بزرگترهای خانواده خود در آن مشارکت کرد و با سیل خروشان ملت همراه گشت. نامه‌ای به امام نوشت و به نشانه اعتراض و به خاطر ظلم و ستم های شاه ملعون دست از ورزش باستانی کشید. بعد از انقلاب به همراه جمعی از ورزشکاران و پهلوانان ورزش باستانی به دیدار حضرت امام (ره) رفت. در سال ۱۳۵۸ طی حکمی توسط مرحوم پهلوان مصطفی طوسی “رئیس وقت فدراسیون ورزش های باستانی” سرپرست نوجوانان باستانی کار کشور می‌شود.

پهوان سعید بعد از شهادت برادر بزرگش محمد در عملیات والفجر۱، در سال ۱۳۶۲ تلاش زیادی برای اعزام به جبهه کرد که به دلیل مخالفت خانواده و کمی سن موفق نشد. در آخر با گرفتن موافقت پدر و دستکاری در شناسنامه به جبهه اعزام شد و با حضور در پادگان دوکوهه، به همراه شهید “عباس دائم الحضور” توانست رزمندگان را به ورزش باستانی جذب کند.

بعد از حضور چند ماهه در جبهه و اعزام مجدد در پاییز سال ۱۳۶۳ در عملیات بدر در شرق دجله ردای شهادت پوشید و پیکرش بعد ۱۴ سال به خانه برگشت.

جالب این است که شعبان جعفری ملقب به شعبون بی مخ در سال ۱۳۷۸ نوار ویدئویی را برای پدر سعید ارسال کرد که در آن ضمن تسلیت شهادت سعید گفته بود چرا اجازه دادید پهلوان سعید به جبهه برود و کشته شود. حاج اکبر پدر شهیدان طوقانی برای شعبان پیام فرستاد که: «حضور در جبهه و جنگ بر همه واجب بود. سعید که هیچ، حتی اگر لازم بود بچه های دیگرم را نیز می فرستادم جبهه تا از انقلاب و کشور دفاع کنند.»

نمره 0 از 5