آخرین نامه

قیمت برای شما: تومان ۱۲,۰۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0005 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
  • سال نشر: 1393
  • شابک: 978-600-94498-8-0
  • تیراژ: 2500
  • تعداد صفحات: 176
  • وزن: 230
  • قطع: رقعی
معرفی اجمالی محصول

آخرین نامه

آخرین نامه های عارفانه و عاشقانه از شهدا کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

کتاب مصور حاضر، مجموعه ای از آخرین نامه های عارفانه و عاشقانه شهدا است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده است. برخی از عناوین این نامه ها عبارتند از: «سید شهیدان اهل قلم»، «آبروی جامعه علمی»، «سردار بی دست»، «دانشگاه الهی»، «مدافع حرم»، «فرمانده جوان»، «وصیت خواندنی»، «مربی فرهنگی» و «از آخرین ذخیره الهی».

در «نامه ای از غریب الغربا» می خوانیم:
دوستانِ ما نباید فرصت های گران بهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب این گونه امور شود، یا به یکی از دوستان و رهروان من خشم کند و به او آسیب رساند، از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز این گونه افراد از زیانکاران خواهند بود. به دوستان ما اطلاع بده که خدا نیکوکاران آنان را مورد بخشایش خویش قرار بده.

توضیحات تکمیلی

وزن 230 g

Warning: A non-numeric value encountered in /home/rahbooki/public_html/wp-content/themes/rima/woocommerce/single-product-reviews.php on line 53
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 1 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 1 نفر

1 دیدگاه برای آخرین نامه

  1. admin

    23

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
راهیان علقمه
تومان ۱۰,۰۰۰

مرحوم آیت الله سید محمد ابراهیم قزوینی در صحن حضرت ابوالفضل (ع) امام جماعت بودند و مرحوم شیخ محمد علی خراسانی که از واعظان بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت.
یک شب مرحوم خراسانی مصیبت حضرت ابوالفضل (ع) را خواند و از اصابت تیر به چشم مقدس آن حضرت یاد کرد.
آیت الله قزوینی، سخت متاثر شده و بسیار گریه کرد. بعد از منبر با ناراحتی به ایشان گفت: “چنین مصیبت های سختی را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟!” و بعد به خانه رفت.
ایشان همان شب در عالم رویا محضر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) مشرف می شود. آقا قمر بنی هاشم (ع) خطاب به ایشان فرمود: “سید ابراهیم، آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم را از بدن جدا کردند، سپاه دشمن مرا تیرباران کرد. در این میان تیری به چشم من اصابت کرد. من هر چه سر را تکان دادم که تیر بیرون بیاید، اما نشد.
عمامه از سرم افتاد، زانوهایم را بالا آوردم و خم شدم که بوسیله دو زانو تیر را از چشمم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد.”

نمره 0 از 5
5
حراج
نفوذ در ایران
تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

کتاب نفوذ در ایران مرور برخی برنامه های جاسوسی و نفوذ انگلیس در ایران – اثر جمعی از نویسندگان کاری از انتشارات شهید ابراهیم هادی «نفوذ در ایران» کتابی است که به موضوع انگلیس در ایران پرداخته و در این کتاب از ۴۰۰ سال جاسوسی انگلیس در ایران روایت شده است. در این کتاب ده […]

نمره 0 از 5
مسافر ملکوت(دلم تنگه براتون)
تومان ۱۰,۰۰۰

کتاب مسافر ملکوت به زندگی نامه و خاطرات دانشجو و طلبه شهید علی عباس حسن پور پرداخته شده است.
این کتاب با استناد به اسناد شهید حسین پور و تحقیقات میدانی از محل تحصیل این شهید والا مقام در مشهد مقدس و همچنین دوستان و خانواده او توسط موسسه فرهنگی و مذهبی گنج عظیم گردآوری و توسط انتشارات شهید ابراهیم هادی منتشر شده است.
لازم به ذکر است؛ شهید علی عباس حسین پور شهید شاخص دانشجویی استان لرستان در غروب ۲۳ بهمن ۶۴ در فاو هنگام گرفتن وضو از ناحیه گلو مورد اصابت ترکش و بمب شیمیایی قرار گرفت و در حال گفتن ذکر یا زهرا (س) به شهادت رسید.

نمره 0 از 5
فرنگیس
تومان ۲۴,۰۰۰

در سال ۱۳۵۹ پس از حمله عراق به محل تولد فرنگیس، مردم به دره‌های اطراف فرار می‌کنند. فرنگیس که در آن زمان ۱۸ سال داشت شب هنگام همراه برادر و پدرش جهت تهیه غذا به روستا باز می‌گردند. اما در طول راه پدر و برادر فرنگیس ضمن درگیری با عوامل عراقی کشته می‌شوند و فرنگیس در پی برخورد با دو سرباز عراقی بدون داشتن سلاح گرم، با تبر پدرش با سربازان درگیر شده، یکی را کشته و دیگری را با تمام تجهیزات جنگی اسیر می‌کند و به مقر فرماندهی ارتش ایران تحویل می‌دهد.

همیشه وقتی تندیس زنی تبر به دست را کنار پارک شیرین کرمانشاه می‌دیدم با خودم فکر می‌کردم کاش بتوانم یک روز این زن قهرمان را از نزدیک ببینم و با او حرف بزنم. می‌گفتند فرنگیس در روستایی نزدیک گیلان‌غرب زندگی می‌کند و مایل نیست خاطراتش را تعریف کند. می‌دانستم نوشتن خاطراتش سخت خواهد بود اما همیشه به نوشتنش فکر می‌کردم…

 

نمره 0 از 5