آخرین نفس

ناموجود

قیمت: تومان ۶,۵۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0006 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • گردآورنده: مرتضی اسدی
  • ناشر: نشر تقدیر
  • سال نشر: 1395
  • شابک: 978-600-92151-8-8
  • تیراژ: 2500
  • تعداد صفحات: 136
  • وزن: 200
  • قطع: رقعی
معرفی اجمالی محصول

آخرین نفس

کتاب آخرین نفس
وصیت نامه شهدای مدافع حرم کاری از گروه فرهنگی شهید حجت الله رحیمی

اثر حاضر، وصیت نامه چهل تن از مداعان حرم حضرت زینب (س)، می باشد که اسامی برخی از آن شهیدان عزیز عبارتنداز:
محمود رضا بیضایی، محمد رضا دهقان، امین کریمی، سردار حسین همدانی، حمیدرضا اسداللهی و …

توضیحات تکمیلی

وزن 200 g
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 0 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آخرین نفس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
8
حراج
حکایت زمستان
تومان ۲۳,۰۰۰ تومان ۲۱,۰۰۰

در کتاب «حکایت زمستان» عباس حسین‌مردی راوی شجاعت رزمندگان دلیری می‌شود که تا آخرین نفس برای دفاع از دین و سرزمین خود مقاومت کردند. داستان رشادتها و پایداریهای رزمندگان اسلام، شرایط عجیب و حیرت‌انگیز اردوگاه‌های عراقی، فضای روحی و روانی دشوار دوران اسارت، و شکنجه‌هایی که گرچه تصورش برای انسان مشکل می‌باشد اما حقایقی است که بر جریده تاریخ ثبت شده است.

6
حراج
سلام بر ابراهیم جلد یک
تومان ۱۵,۰۰۰ تومان ۱۴,۰۰۰

سلام بر ابراهیم جلد اول
زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

پهلوانی شجاع، مداحی دلسوخته، معلمی فداکار، کشتی‌گیری قهرمان، رفیقی دلسوز، فرماندهی پر تلاش، استاد تهذیب نفس و انسانی عاشق خدا و…

همه این صفات را که جمع کنید، نام زیبای ابراهیم هادی نمایان می شود.  سال ۵۵ در مسابقات قهرمانی کشتی آزاد تهران به فینال ۷۴ کیلو رسید. ابراهیم در اوج آمادگی بود. اما آنقدر ضعیف کشتی گرفت تا حریفش قهرمان شود! جایزه مسابقات نقدی بود. فهمیده بود حریفش برای ازدواج به این مبلغ احتیاج دارد! این را بعدها حریف او اقرار کرد. در عملیات مطلع‌الفجر کار سخت شد. ابراهیم شجاعانه رو به سمت دشمن اذان صبح گفت! قلبهای آنان به لرزه در آمد. هجده نفر خودشان را تسلیم کردند! آنها به سپاه اسلام پیوستند. عجیب بود. همگی آن عراقیها چند سال بعد در شلمچه به شهادت رسیدند! او بنده خالص خدا بود. کارهایش برای رضای خدا انجام می­شد. برای همین یکی از عرفای بزرگ او را الگوی اخلاق عملی معرفی کرده بود.  شهید گمنامی به او پیغام داد: شهدای گمنام مهمانان ویژه حضرت زهرا(س) در برزخ هستند. برای همین همیشه آرزو می‌کرد گمنام باشد. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. او سالهاست در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.

8
حراج
برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۰۰۰

برای قاتلم خاطرات سردار عارف، شهید حاج علی محمدی پور کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی معرفی کتاب زندگی سردار شهید حاج علی محمدی پور، سرشار از شگفتی هاست. او روستازاده ای بود که مدارج کمال را به خوبی طی کرد. او در راه رسیدن به محبوب خود، سختی ها کشید و روح خود […]

بر فراز آسمان
تومان ۱۴,۰۰۰

معرفی کتاب بر فراز آسمان: شهید شیرودی، روستا زاده ای است که از روستای بالا شیرود تنکابن تا اوج آسمان ها به پرواز درآمد و از اهالی آسمان شد. او مرد لحظه های آسمانی بود. تا آنجا که به اقرار تمامی دوستان، رکورد پرواز با بالگرد را به خود اختصاص داد. شیرودی بیشترین ساعاتش را بر فراز آسمان و بالای سر دشمن بود. به گونه ای که اهریمنان به خوبی او را شناخته بودند. او کاری کرد که وزیر دفاع ایران شهید دکتر چمران با افتخار از وی به عنوان «ستاره درخشان جنگ کردستان» یاد کرد. امام خامنه ای (حفظه الله) در مورد شهید شیرودی فرموده اند که شهید شیرودی نخستین نظامی است که من پشت سر او نماز خوانده ام. گزیده ای از کتاب : فرزند شالیزار بود. زندگی او مانند دیگر روستاییان شمال کشور ادامه داشت. نبوغ خاصی در درس داشت اما شرایط ادامه تحصیل برایش نبود. به تهران آمد. در کارگاه ساختمانی کار می کرد و شبانه درس می خواند. تا اینکه توانست وارد هوانیروز شود و به عنوان خلبان بالگرد پذیرفته شد. علی اکبر در ارتش شاهنشاهی فعالیت می کرد و تحت تأثیر شرایط محیط بود. اما در ایام انقلاب تحول عجیبی پیدا نمود. با پیروزی انقلاب و در ایام درگیری کردستان و در جنگ بود که آوازه این جوان مازندرانی در دنیا پیچیده شد. اکبر رکورد پرواز با بالگرد را شکست. هزاران مأموریت هوایی، بیش از ۳۶۰ بار هدف قرار گرفتن، نجات از چهل خطر مرگ حتمی و… او را در زمره بزرگترین خلبانان قرار داد. شجاعت از کارهای او می ترسید. دشمن از شنیدن نامش وحشت داشت و…