آخرین نفس

قیمت برای شما: تومان ۶,۵۰۰

موجودی: 1 در انبار

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0006 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • گردآورنده: مرتضی اسدی
  • ناشر: نشر تقدیر
  • سال نشر: 1395
  • شابک: 978-600-92151-8-8
  • تیراژ: 2500
  • تعداد صفحات: 136
  • وزن: 200
  • قطع: رقعی
معرفی اجمالی محصول

آخرین نفس

کتاب آخرین نفس
وصیت نامه شهدای مدافع حرم کاری از گروه فرهنگی شهید حجت الله رحیمی

اثر حاضر، وصیت نامه چهل تن از مداعان حرم حضرت زینب (س)، می باشد که اسامی برخی از آن شهیدان عزیز عبارتنداز:
محمود رضا بیضایی، محمد رضا دهقان، امین کریمی، سردار حسین همدانی، حمیدرضا اسداللهی و …

توضیحات تکمیلی

وزن 200 g
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 0 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آخرین نفس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
حبیب خدا
تومان ۱۱,۰۰۰

معرفی کتاب :

شهرستان بهبهان هزار و اندی شهید به اسلام تقدیم نموده است. شهدایی کم نظیر و سردارانی بزرگ چون شهید بقایی، دقایقی، فنی، پیش بهار، صفری زاده، شمایلی، بهروزی و … و در این بین اولین شهید، حبیب الله جوانمردی است! نوجوانی شانزده ساله که الگویی شد برای نوجوانان و جوانان و بزرگسالان و پیران. او جا پای قاسم ابن الحسن(علیه السلام) گذاشت و چه زیبا مرگ را در قالب احلی من العسل معنا کرد. کسانی که حبیب الله را می شناختند، می دانستند روزهای آخر عمرِ او با روزهای پیشینش بسیار فرق کرده بود. حبیب الله آشکارا سبک و آماده یِ پرواز شده بود. ندایی الهی او را به شهادت و بهشت بشارت می داد و او خود چند روز پیش از ملکوتی شدنش، خبر از این واقعه می داد! به راستی او اگر آسمانی نبود چگونه می توانست خبر از آسمانی شدن خود بدهد؟ حبیب اللهِ قصّه یِ ما رسیدن به مراحل عبودیّت را قدم به قدم طی کرد. او آسمانی به دنیا نیامده بود. زمینی بود. از جنس خودمان. تنها تفاوتش نا آرامی اش در رساندن پیام حق به دیگران بود و سپردنِ دل و جانش به معبود و معامله ای که با او کرده بود …

کتاب حبیب خدا، سرگذشت حبیب اللّهی ست که سال ها دوید و کوشید و رنج برد و در راه حق سختی کشید تا سرانجام نامش، هویّتش شد. ابتدا قرار بود برای تهیه نشریه ای کوچک، چند خاطره از این شهید جمع آوری شود اما جذبه یِ خاطرات حبیب الله، پایِ گردآورندگان کتاب را به وادیِ این کتاب کشاند. این کتاب حاصل حدود هفتاد ساعت مصاحبه است که البته به دلیل حجیم شدن، تعداد زیادی از خاطرات حذف شده است.

نمره 0 از 5
۵۰ سال عبادت
تومان ۱۴,۰۰۰

کتاب ۵۰ سال عبادت، وصیتنامه و دل نوشته های ادبی و عاشقانه پنجاه تن از شهدا کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

“این کتاب، حاوی متن وصیت نامه پنجاه تن از شهدای انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. این وصیت نامه ها به شیوه ادبی و عاشقانه به نگارش در آمده است و دارای مضمون های عرفانی و اخلاقی است. شایان ذکر است در ابتدای هر وصیت نامه، شرح حالی مختصر از شهید به همراه تصویری از او آورده شده است. از میان شهدای معرفی شده در کتاب می توان شهیدان: «نواب صفوی»؛ «محمدرضا تورجی زاده»؛ «احمدرضا احدی»؛ «احمد پلارک»؛ «سیدمرتضی آوینی» و… را نام برد.”

نمره 0 از 5
راهیان علقمه
تومان ۱۰,۰۰۰

مرحوم آیت الله سید محمد ابراهیم قزوینی در صحن حضرت ابوالفضل (ع) امام جماعت بودند و مرحوم شیخ محمد علی خراسانی که از واعظان بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت.
یک شب مرحوم خراسانی مصیبت حضرت ابوالفضل (ع) را خواند و از اصابت تیر به چشم مقدس آن حضرت یاد کرد.
آیت الله قزوینی، سخت متاثر شده و بسیار گریه کرد. بعد از منبر با ناراحتی به ایشان گفت: “چنین مصیبت های سختی را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟!” و بعد به خانه رفت.
ایشان همان شب در عالم رویا محضر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) مشرف می شود. آقا قمر بنی هاشم (ع) خطاب به ایشان فرمود: “سید ابراهیم، آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم را از بدن جدا کردند، سپاه دشمن مرا تیرباران کرد. در این میان تیری به چشم من اصابت کرد. من هر چه سر را تکان دادم که تیر بیرون بیاید، اما نشد.
عمامه از سرم افتاد، زانوهایم را بالا آوردم و خم شدم که بوسیله دو زانو تیر را از چشمم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد.”

نمره 0 از 5
سوسنگرد به جای منچستر
تومان ۱۰,۰۰۰

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
دکتر چمران به من نگاهی کرد و گفت: این اطراف گله گوسفند هست؟
سریع به اطراف تپه نگاه کردم. یک گله کوچک گوسفند کمی دورتر از ما بود. دکتر گفت: برو چوپان‌های گله را بگیر، احتمال داره بی‌سیم را مخفی کرده باشند.
سریع با یکی از رفقا رفتیم و هر دو چوپان را که جوان بودند دستگیر کردیم. ابتدا منکر هر چیز بودند، اما دیدم که یکی از گوسفندها پشم زیادی دارد و غیرطبیعی است. جلو رفتم و دیدم که یک دستگاه بی‌سیم زیر شکم گوسفند بسته‌اند و با همان بی‌سیم به توپخانه عراق، گرای منطقه را می‌دهند. بعدها از دکتر سؤال کردم که: چطور فهمیدید که این چوپان ممکن است جاسوس دشمن باشد؟
دکتر گفت: این را من متوجه نشدم. اکبر چهرقانی در حالی که مجروح بود به من گفت که دیده‌بان دشمن احتمالاً چوپان‌های آن گله هستند. چون وجود آن گله گوسفند در خط اول نبرد غیرطبیعی است.
بعدها از دکتر و دیگران، زیاد شنیدم که می‌گفتند: اکبر هوش و استعداد فرماندهی دارد. او یک انسان نخبه است که می‌تواند به درجات بالای نظامی برسد.

نمره 0 از 5