با بابا

با بابا

3
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

با بابا

خاطرات و زندگینامه سردار شهید محمد طاهری تجربه نزدیک مرگ

کاری از انتشارات شهید ابراهیم هادی

خاطرات و زندگینامه سردار شهید محمد طاهری به همراه تجربه نزدیک به مرگ فرزندش دکتر مصطفی طاهری

فرزند شهیدی که دانشجوی سال آخر پزشکی بود، در جریان یک سانحه رانندگی دچار مرگ مغزی می‌شود.

هجده روز در کما بود. همه می گفتند اعضای بدنش را اهدا کنید.
اما یکباره این جوان به هوش آمد! او #تجربه_نزدیک_به_مرگ عجیبی داشت.

در بهشت پروردگار مهمان پدرش بود.

با بابا :

او با خاطرات و مطالب زیبایی از همنشینی با #شهدا و بزرگان به میان ما بازگشت.

او بهشت را با تمام نعمت های زیبایش دیده بود و برای ما توصیف می کرد…

این کتاب با مقدمه ای از استاد #حسن_رحیم‌پور_ازغدی به بررسی خاطرات زیبای این پدر و پسر می پردازد.

روزی که استاد رحیم پور ازغدی برای مراسم سردار شهید طاهری آمده بود،

از فرزند شهید پرسید: حاجی طاهری پس از دیپلم دانشگاه رفت یا حوزه؟
فرزندش گفت: پدرم شش کلاس سواد رسمی بیشتر نداشت

اما بسیار اهل مطالعه بود، حتی شنیدم که برای روحانیان تیپ امام صادق ع کلاس های معرفتی برگزار می کرد‌.

استاد رحیم پور مطالب زیبایی در آن جلسه بیان کرد.

ایشان نشر اندیشه های این شهید را موثرتر از سخنرانیهای خود دانسته و … آن را خلاصه عرفان عملی عنوان کرده است.

شهید طاهری از دوستان صمیمی شهید برونسی بود. آنها مثل دو برادر بودند.

هر دو شبیه هم، هر دو شش کلاس سواد داشتند اما بسیار اهل مطالعه بودند.

برونسی قبل از جنگ بنایی می کرد و طاهری چوپان بود. اما هر دو توسلات عجیبی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشتند.
در فتح المبین به گردان آقای طاهری دستور دادند که حمله را آغاز و سنگرهای دشمن را تصرف کند.
آقای طاهری مشاهده کرد که اگر از روبرو به دشمن حمله کند با تلفات سنگین مواجه می شود.

توسل کرد به مادر سادات، فکری به ذهنش رسید. با راهنمای گردان مشورت کرد و از سمت دیگری پیشروی را آغاز نمود.
آنها بدون تلفات سنگرهای دشمن را دور زدند و تعداد زیادی از نیروهای دشمن را اسیر گرفتند.

💐شهید حاج محمد طاهری، جانشین تیپ امام صادق ع همراه با شهید برونسی در عملیات بدر جاودانه شد.

 

http://booksite.blogfa.com/

لینک خرید کتاب بابا :

https://rahbook.ir/product/%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7/

توضیحات تکمیلی

وزن 300 g

اطلاعات فروشنده

  • آدرس:
  • 5.00 5.00 rating from 2 reviews
3
حراج
رویای نیمه شب
تومان ۲۷,۰۰۰

رویای نیمه شب معرفی کتاب رویای نیمه‌شب: مظفر سالاری در کتاب رویای نیمه‌شب، داستان دلدادگی جوانی از اهل سنت به دختری شیعه مذهب را روایت می‌کند. این کتاب را باید اثری عاشقانه با زمینه‎ی مذهبی دانست. خلاصه کتاب رویای نیمه‌شب رویای نیمه شب نوشته مظفر سالاری است. سالاری در این کتاب داستانی عاشقانه با زمینه‎ی […]

مالک زمان
تومان ۱۶,۰۰۰

مالک زمان برگرفته از سخنان امیرالمومنین ع به مالک اشتر و پنجاه داستان از مالک زمان حاج قاسم سلیمانی کاری از گروه فرهنگی هشید ابراهیم هادی امیر المومنین در نامه ۵۳ نهج البلاغه توصیه های مهمی به فرمانده سپاه خود جناب مالک اشتر نمود. این توصیه ها محدود به زمان و مکان خاصی نبود. در […]

مدیریت جهادی راهکاری بر تحقق مدیریت جهادی
تومان ۱۸,۰۰۰

انقلاب اسلامی ایران در برهه ای از زمان اتفاق افتاد که استعمار، چهره خشن خود را به دنیا نشان داده بود.

مناطق وسیعی از آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین و سایر کشورهای عقب مانده، به نحوی در زیر شلاق و چکمه استعمار و سلطه قرار گرفته بودند.

اما باهدایت و مدیریت رهبرکبیر انقلاب امام خمینی ( رحمه الله علیه) با هدف اجرای قوانین اسلامی، حاکمیت ارزش ها و رشد و کمال آحاد جامعه و برپایه آیه…

فدائیان ولایت
تومان ۱۴,۰۰۰

این کتاب شامل چهل روایت از دلدادگی شهدا به امیرالمؤمنین علی (ع) و عنایات حضرت به شهدا است.
طلیعه داستان ها و حکایات شهدا در این مجموعه به مطالبی مزین شده که علمای ما در جواب شبهات وهابیون و منکران ولایت مولای متقیان امام امیرالمؤمنین علیه السلام بیان داشته اند. «اولین فدایی ولایت»، «خبر شهادت»، «در رکاب امیر المومنین»، «فرزند رمضان»، «صفین»، «بوی خدا»، «شهید مسیحی»، «عارف واصل»، «خادم آستان ولایت»، «مدافع حرم» و … عنوان های داستان های این کتاب هستند.

چند سال پیش، بحرانی در سوریه با عنوان ثوره الشعب به معنای انقلاب مردم، آغاز شد که رسانه های غربی تبلیغ کردند که قیامی مردمی برای سرنگونی حکومت سوریه در حال انجام است. به علت غبار آود بودن فضا برخی از کشور های منطقه نیز آن را پذیرفتند.

اما با گذشت زمان، کذب بودن این ادعا ثابت شد و دنیا فهمید که هدف از این بحران هدف قرار دادن محور مقاومت و گرفتن انتقام از سوریه به دلیل حمایت هایی است که در هشت سال دفاع مقدس از ایران داشته و این بود که دستان پشت پرده قضایای سوریه آشکار شد.

سه دقیقه و بازگشت
تومان ۳۴,۰۰۰

سه دقیقه و بازگشت کتاب سه دقیقه در قیامت : تجربه ای نزدیک به مرگ کتاب پرفروش سه دقیقه در قیامت حکایت یکی از مخلصان و پاسداران مدافع حرم عزیز این کشور است که در هنگام عمل جراحی ناشی از عوارض جانبازی است سه دقیقه از این دنیا می رود و در جهان برزخ سیر […]

مهمان شام
تومان ۱۹,۰۰۰
«مهمان شام» شامل خاطرات و زندگی‌نامه شهید مهندس سیدمیلاد مصطفوی، از شهدای مدافع حرم، از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تدوین و منتشر شد.
شهید مصطفوی در عملیات مستشاری در سال ۹۴ در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیده و پیکر پاکش در شهرستان بهار از توابع استان همدان به خاک سپرده شده است. گفته می‌شود داعش بعد از شهادت شهید مصطفوی، پیکر او را با خود می‌برد، اما بعد از مدتی خود شهید آدرس دقیق پیکر را در خواب به یکی از دوستانش می‌دهد.
«مهمان شام» مجموعه‌ای از خاطرات همراهان و همرزمان شهید است که در هر کدام، بخشی از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی شهید بیان می‌شود. در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
«از روی عادت هیئت نمی‌رفت. به قول یکی از شهدا که در خواب به سردار شهید علی چیت‌سازیان گفته بود: راهکار رسیدن به خدا و شهادت اشک می‌باشد، سید هم از این راهکار می‌خواست به شهدا برسد.
تو روضه‌ها اشک امانش نمی‌داد، عاشق مناجات و روضه بود. گاهی اوقات حتی آهنگ زنگ موبایلش هم صدای حاج منصور و روضه حضرت رقیه بود. من در تمام عمرم کسی رو به اندازه سید عاشق اهل بیت ندیدم. خودم چندین مرتبه دیده بودم که در عزاداری بی‌هوش شد، چند بارش رو من براش روضه خوندم. رفتیم اروند کنار، اونجا آب رو که می‌دیدیدم، دل‌هامون هوای روضه می‌کرد. اون هم روضه مادر. سید گفت: شیخ بریم یه گوشه برای من روضه حضرت زهرا(س) بخون، اینجا عملیات با رمز مقدس یا فاطمه زهرا(س) بوده. بریم به عشق شهدا توسل داشته باشیم.
رفتیم گوشه‌ای نشستیم. آب بود و غربت اروند. هنوز هم بوی شهدا رو براحتی می‌شد از اون فضای معنوی حس کرد. بسم ‌الله گفتم و روضه رو شروع کردم. روضه به اوج خودش که رسید سید از خود بی‌خود شد. حال خیلی منقلبی داشت. مثل عادت همیشگی که من دیده بودم،‌ تو روضه دستش رو می‌گذاشت روی قلبش. آنجا هم داد می‌زد و می‌گفت: آخ مادر جان… خیلی جان سوز ناله می‌زد. مثل مار گزیده‌ها به دور خودش می‌پیچید. کم‌کم بی‌حال شد و افتاد. من روضه رو قطع کردم. سرش رو گذاشتم روی زانوهام مقداری از آب اروند روی صورتش پاشیدم تا کمی حالش بهتر شد».