معرفی اجمالی محصول

بر فراز آسمان

معرفی کتاب بر فراز آسمان: شهید شیرودی، روستا زاده ای است که از روستای بالا شیرود تنکابن تا اوج آسمان ها به پرواز درآمد و از اهالی آسمان شد. او مرد لحظه های آسمانی بود. تا آنجا که به اقرار تمامی دوستان، رکورد پرواز با بالگرد را به خود اختصاص داد. شیرودی بیشترین ساعاتش را بر فراز آسمان و بالای سر دشمن بود. به گونه ای که اهریمنان به خوبی او را شناخته بودند. او کاری کرد که وزیر دفاع ایران شهید دکتر چمران با افتخار از وی به عنوان «ستاره درخشان جنگ کردستان» یاد کرد. امام خامنه ای (حفظه الله) در مورد شهید شیرودی فرموده اند که شهید شیرودی نخستین نظامی است که من پشت سر او نماز خوانده ام. گزیده ای از کتاب : فرزند شالیزار بود. زندگی او مانند دیگر روستاییان شمال کشور ادامه داشت. نبوغ خاصی در درس داشت اما شرایط ادامه تحصیل برایش نبود. به تهران آمد. در کارگاه ساختمانی کار می کرد و شبانه درس می خواند. تا اینکه توانست وارد هوانیروز شود و به عنوان خلبان بالگرد پذیرفته شد. علی اکبر در ارتش شاهنشاهی فعالیت می کرد و تحت تأثیر شرایط محیط بود. اما در ایام انقلاب تحول عجیبی پیدا نمود. با پیروزی انقلاب و در ایام درگیری کردستان و در جنگ بود که آوازه این جوان مازندرانی در دنیا پیچیده شد. اکبر رکورد پرواز با بالگرد را شکست. هزاران مأموریت هوایی، بیش از ۳۶۰ بار هدف قرار گرفتن، نجات از چهل خطر مرگ حتمی و… او را در زمره بزرگترین خلبانان قرار داد. شجاعت از کارهای او می ترسید. دشمن از شنیدن نامش وحشت داشت و…

توضیحات

کتاب بر فراز آسمان

شامل زندگینامه و خاطرات سرلشکر خلبان شهید علی اکبر شیرودی

کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف :
گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
ناشر کتاب : نشر امینان وزن(گرم) : ۲۵۹
شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۶۴۰۰-۳۰-۳
نوع جلد : جلد نرم
قطع : رقعی (۲۱*۱۴)
شمارگان : ۳۰۰۰
چاپ جاری : ۶
تعداد صفحات : ۲۰۰

معرفی کتاب بر فراز آسمان

«بر فراز آسمان» زندگینامه و خاطرات سرلشکر خلبان شهید علی اکبر شیرودی که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

از یک مأموریت در حوالی منطقهٔ «گاومیشان» برمی‌گشتیم. اواخر سال ۱۳۵۸ بود.

سه بالگرد در کنار هم مشغول پرواز بودیم. یک‌باره اکبر به یک نقطه از جاده در زیر پای ما خیره شد!

بعد بدون اینکه به ما حرفی بزند سر بالگرد را کج کرد و به روی جادهٔ خاکی شیرجه رفت.

با تعجب به دنبالش رفتیم. می‌دانستیم که هیچ کاری را بی‌دلیل انجام نمی‌دهد.

بر فراز آسمان :

روی جاده یک تراکتور در حال حرکت بود. یک گاری بزرگ به این تراکتور متصل بود

که بار آن مقدار زیادی کاه بود! اکبر حسابی به این تراکتور نزدیک شد.

این موقع سال و این همه کاه برای اکبر مشکوک بود.

از طرفی آن اطراف کسی نبود که بخواهد از این همه کاه استفاده کند!

اکبر حسابی به تراکتور نزدیک شد.

ارتفاع خود را هر لحظه کمتر می‌کرد! باد شدیدی که ایجاد شده بود

همه کاه‌های موجود روی گاری تراکتور را به اطراف پخش کرد.

بر فراز آسمان :

من از این کار اکبر ناراحت شدم با خودم گفتم: چرا اکبر این کار رو می‌کنه!؟

بنده خدا بار کاه داره می‌بره، چیکارش داره؟ هنوز در این فکرها بودم که

جواب خودم را گرفتم. وقتی کاه‌ها به اطراف پخش شد چیزی دیدیم که باورکردنی نبود!

بیش از بیست نفر از نیروهای ضد انقلاب زیر کاه‌ها مخفی شده بودند!

لوله اسلحه آنها به سمت بالا بود. اما جرئت شلیک نداشتند. چون لولهٔ تیربار دو بالگرد دیگر به سمت آنها بود!…

https://rahbook.ir/product/bar-faraz-aseman/

http://booksite.blogfa.com/

توضیحات تکمیلی

وزن 259 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
فانوس حرم
تومان ۱۲,۰۰۰

فانوس حرم : زندگینامه شهید مدافع حرم شهید محسن فانوسی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی مولف : زینب شعبانی با همکاری : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی وزن(گرم) : ۲۰۶ شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۴۸-۸ نوع جلد : جلد نرم قطع : رقعی (۲۱*۱۴) سال نشر : ۱۳۹۶ شمارگان […]

یادداشت های آسمانی
تومان ۱۰,۰۰۰

دفاع مقدس ما به واسطه ی شهدای عزیز که انسان هایی بیدار بودند، به گنجی تمام نشدنی تبدیل شد و بی دلیل نبود که ناخدای کشتی انقلاب فرمودند: «با این ستاره ها راه را می توان پیدا کرد».
این اثر حاوی یادداشت ها و دست نوشته های عاشقانه و ادبی شهدا می باشد، یادداشت هایی که با شهادت نگارنده ناتمام مانده و متون به جای مانده آنان، دریایی از معرفت بود.
بسیاری از این انسان های به خدا رسیده در یادداشت های خود عباراتی دارند که می تواند چراغ راه ما باشد.

ناموجود
لشکر خوبان
ناموجود

معرفی اجمالی محصول کتاب لشکر خوبان اثر معصومه سپهری

دفاع مقدس را می‌توان روایتی فشرده و شگفت از تاریخ قرن‌ها ایمان و دلیری مردم ایران زمین دانست. مردم پاک‌نهاد و شریفی که با پیروزی انقلاب اسلامی پرچم استیلا بر سرنوشت و مقدرات خودشان را بر فراز بام جهان برافراشتند، اما دنیای غرق در تباهی و فساد مادیگری آن روزگار چنین رفتاری را برنتافت، این بود که در زیر نقاب کشور عراق به مقابله با آن برخاست آن وقت بود که همین راست قامتان صبور و همین مسلمانان و مردمان این تنها کشور شیعه در جهان کربلایی دیگر آفریدند که چشم تاریخ را خیره کرد.«لشکر خوبان» گزارشی جذاب از این رویداد بزرگ است که از زبان رزمنده‌ای دلیر از خطه آذربایجان و عضو نیروهای اطلاعاتی به بازخوانی گوشه‌هایی ناگفته از تاریخ دفاع مقدس می‌پردازد. این اثر حاصل گفتوگوی طولانی فرج قلی زاده با مهدی قلی رضایی است که بخش‌هایی از آن نیز به قلم معصومه سپهری بازنویسی و در قالب زندگینامه داستانی تنظیم شده است.
در این کتاب برای نخستین بار از وقایع لشکر عاشورا سخن به میان آمده و شخصیت‌پردازی ملموس و موثر نویسنده از قهرمان داستان (مهدی قلی رضایی) در مجموع شخصیت نوجوانی را به تصویر می‌کشد که با جدیّت، عزم و همتی ستودنی، سخت‌ترین و خطیرترین لحظات میدان‌های حادثه و حماسه را تجربه کرده و از هر ماموریت و عملیاتی، به یادگار زخمی برداشته که هنوز هم با اوست و هرگز لحظه‌ای از خود جدایشان نمی‌کند.

رد پا برهنه ها
تومان ۳۰,۰۰۰

کتاب «رد پابرهنه‌ها» نوشته سردار حمید حسام به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین یا به تعبیر همرزمانش، شکارچی گردن کج، فرمانده جلوتر از فرمانبر، معبرگشای پابرهنه، تخریب‌چی روضه‌خوان می‌پردازد.

هنر او افزون بر گذر از موانع و رهایی از تعلقات دنیایی، جا گذاشتن تک‌تیرانداز دشمن در جزیره مجنون است که روی استخوان سرش خط سرخ کشیده و مدارا با ترکشی که در شلمچه ریه‌اش را شکافت و پابرهنه‌ ماندن در تامینی که روی برف‌های استان سلیمانیه عراق ایجاد شده بود. این حماسه‌ها سبب شد تا سردار حمید حسام بخشی از خاطرات او را در «ردپا برهنه‌ها» ماندگار کند.

در مقدمه کتاب «رد پابرهنه‌ها» می‌خوانیم: «نه تنها برای من که برای بسیاری از بچه‌های جبهه، آقا مرتضی مترادف با گردان تخریب‌ است و برای تخریب‌چی‌ها، مرتضی یعنی نمودار سختی همراه با معنویت جبهه. پس رسیدن به گنج نامکشوفی مثل مرتضی نادرمحمدی، بیان خاطرات نسلی است که سخت‌ترین گره‌های آوردگاه رزم، با دست همت آنان باز می‌شد. نوجوانان و جوانانی که مرگ را به بازی گرفته بودند و قبل از رسیدن به میدان مین با هم می‌خواندند که: «ننهم می‌گه جبهه نرو، جبهه می‌ری بسیج نرو، بسیج می‌ری جلو نرو، جلو می‌ری تو خط نرو، تو خط می‌ری تخریب نرو، تخریب می‌ری رو مین نرو، رو مین بری هوا می‌ری، نمی‌دونی تا کجا می‌ری»