توضیحات

کتاب تفسیر روی داربست

زندگینامه و خاطرات شهید حاج حبیب‌الله ترابی‌دامغانی

کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

درباره کتاب:
عنوان: تفسیر روی داربست/ خاطرات شهید حبیب الله ترابی دامغانی
پدیدآورنده : گروه شهید ابراهیم هادی
ناشر : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
شابک: ۸-۲۲-۷۸۴۱-۶۰۰-۹۷۸
قطع : رقعی
نوع جلد : شومیز
نوبت چاپ : اول/ ۱۳۹۵
تعداد صفحات : ۱۶۰ صفحه
شمارگان : ۲۵۰۰ نسخه

توضیحات تکمیلی

وزن 250 g
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 0 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تفسیر روی داربست”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
5
حراج
یاران یار
تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

کتاب یاران یار چهل گام به سوی ظهور، برای آن ها که می خواهند یاور مهدی (عج) باشند. کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی چه صفاتی را رعایت کنیم تا از یاوران یار باشیم؟ اگر آرزو داریم که از یاران آخر الزمانی امام زمانمان باشیم باید چه کار کنیم؟ چگونه خودمان را برای یاری […]

نمره 0 از 5
6
حراج
در مسیر بندگی
تومان ۷,۵۰۰ تومان ۷,۰۰۰

در مسیر بندگی کتاب در مسیر بندگی عبارات و حکایاتی از بزرگان دین برای حرکت در مسیر بندگی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی معرفی و عرضه در فروشگاه فرهنگی راه کتاب زندگی انسان تمثیل مسافری است که به سوی مقصدی در دور دست ها در حرکت است. این انسان اگر به الزامات سفر […]

نمره 0 از 5
پهلوان سعید
تومان ۱۰,۰۰۰

کتاب پهلوان سعید مؤلف: حمید داوودآبادی ناشر: نارگل ویراستار: مسعود دهقانی‌پیشه شهید سعید طوقانی متولد ۱۳۴۲ از کودکی با هدایت پدر و عمویش در باشگاه جعفری به ورزش باستانی پرداخت و در سن ۷ سالگی در جشن هنر طوس نشان و بازوبند طلای پهلوانی کشور را به دست آورد، در قسمتی از کتاب در این‌باره […]

نمره 0 از 5
مزد اخلاص
تومان ۱۱,۰۰۰

مهم ترین و جذاب ترین قسمت کتاب صحبت های حجه الاسلام قرائتی می باشد که بر حسب اتفاق در سفری که به همدان داشتند در مجلسی حضور پیدا می کند  که پدر شهید صباغ زاده نیز در ان مجلس حضور داشته اند و بر حسب تقدیر الهی در همان مجلس پدر شهید فوت می نماید و … اما بهتر است که ادامه داستان رو از زبان حاج آقا قرائتی بشنویم آنچه در بخش های از این کتاب آمده است: دلم نمی خواست او را هم ازدست بدهم. یک شب به او گفتم:در این دنیا تنها تو برایم مانده ای!خیلی دلم می خواهد عروسیعروسی تو را ببینم.می گویندهیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که پدری پسرش را در لباس دامادی ببیند.از آن گذشته تو هم سن و سالی ازت گذشته.اگر اجازه دهی،برایت دختر خوبی در نظر گرفته ایم،تا تو هم سر و سامانی بگیری. حسن که از شرم سرخ شده بود نگاهی به من انداخت و گفت:حالا که شما می خواهی و این آرزو را دارید،من حرفی ندارم  اما به یک شرط! حسن گفت: به شرط این که سالگرد شهادت برادرم با عروسی یکی باشد!

نمره 0 از 5