حراج!

تفسیر روی داربست

13
حراج

قیمت برای شما: تومان ۵,۸۰۰ تومان ۵,۰۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0025 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • شابک: 9786007841228
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • سال نشر: 1395
  • وزن: 213
  • تعداد صفحات: 184
  • تیراژ: 2500
  • قطع: رقعی
معرفی اجمالی محصول

تفسیر روی داربست

زندگی نامه و خاطرات شهید حبیب الله ترابی دامغانی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

خلاصه کتاب:

شهید حبیب الله ترابی فرزند فضل الله در تاریخ ۱۳۱۲/۰۴/۱۶ در شهرستان دامغان به دنیا آمد. پس از این که به سن مدرسه رسید به دلیل موقعیت خاص مذهبی که در خانواده حاکم بود، او هم به این سمت و سو گرایش پیدا کرد و برای تحصیل به حوزه ی علمیه رفت، تا از این طریق بتواند مطالب و آموزه های مذهبی را به طور کامل تری فرا بگیرد.
چند سالی از تحصیل او در حوزه ی علمیه دامغان گذشت. بعد از آن بود که احساس کرد باید به یک شغل فنی هم روی بیاورد تا از این طریق بتواند کمکی به اقتصاد خانواده کرده باشد.
بنابراین به حرفه ی بنایی روی آورد. لیکن به دلیل علاقه و پیشرفتی که در دروس فقهی و حوزوی داشت آن را نیز رها نکرد و در کنار کار بنایی، تحصیلات حوزوی خود را نیز ادامه داد!
او در راه پیروزی انقلاب اسلامی، کوشش های بسیارنمود و پا به پای دیگر همشهریان و هموطنان مسلمان فعالیت های سازنده ای از خود نشان داده بود. با پیروزی انقلاب اسلامی نیز، حمایت خالصانه او از نظام مقدس جمهوری اسلامی ادامه پیدا کرد.
با شروع جنگ تحمیلی، وقتی حضرت امام خمینی (ره) امر به جهاد فرمودند، به جهت ارادتی که به این پیر فرزانه داشت و نیز غیرت زیادی که نسبت به وطن و هموطنان خود داشت، از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دامغان، پا به جبهه نبرد کفر و الحاد گذاشت.
شهید در مناطق مختلف و مدت زیادی به عنوان مبلغ در جبهه حضور داشت و علاوه بر آن در عملیاتهای مختلف اسلحه به دست گرفته و می جنگید.
سرانجام در تاریخ ۱۳۶۱/۰۱/۰۲در منطقه شوش دانیال و در عملیات فتح المبین در محاصره ی دشمنان بعثی قرار گرفته و به فیض شهادت نایل گشت. پیکر پاک شهید در گلزار شهدای دامغان، به خاک سپرده شد.

توضیحات

کتاب تفسیر روی داربست زندگی نامه و خاطرات شهید حبیب الله ترابی دامغانی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

توضیحات تکمیلی

وزن 213 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
7
حراج
مهمان شام
تومان ۱۴,۰۰۰ تومان ۱۳,۰۰۰
«مهمان شام» شامل خاطرات و زندگی‌نامه شهید مهندس سیدمیلاد مصطفوی، از شهدای مدافع حرم، از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تدوین و منتشر شد.
شهید مصطفوی در عملیات مستشاری در سال ۹۴ در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیده و پیکر پاکش در شهرستان بهار از توابع استان همدان به خاک سپرده شده است. گفته می‌شود داعش بعد از شهادت شهید مصطفوی، پیکر او را با خود می‌برد، اما بعد از مدتی خود شهید آدرس دقیق پیکر را در خواب به یکی از دوستانش می‌دهد.
«مهمان شام» مجموعه‌ای از خاطرات همراهان و همرزمان شهید است که در هر کدام، بخشی از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی شهید بیان می‌شود. در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
«از روی عادت هیئت نمی‌رفت. به قول یکی از شهدا که در خواب به سردار شهید علی چیت‌سازیان گفته بود: راهکار رسیدن به خدا و شهادت اشک می‌باشد، سید هم از این راهکار می‌خواست به شهدا برسد.
تو روضه‌ها اشک امانش نمی‌داد، عاشق مناجات و روضه بود. گاهی اوقات حتی آهنگ زنگ موبایلش هم صدای حاج منصور و روضه حضرت رقیه بود. من در تمام عمرم کسی رو به اندازه سید عاشق اهل بیت ندیدم. خودم چندین مرتبه دیده بودم که در عزاداری بی‌هوش شد، چند بارش رو من براش روضه خوندم. رفتیم اروند کنار، اونجا آب رو که می‌دیدیدم، دل‌هامون هوای روضه می‌کرد. اون هم روضه مادر. سید گفت: شیخ بریم یه گوشه برای من روضه حضرت زهرا(س) بخون، اینجا عملیات با رمز مقدس یا فاطمه زهرا(س) بوده. بریم به عشق شهدا توسل داشته باشیم.
رفتیم گوشه‌ای نشستیم. آب بود و غربت اروند. هنوز هم بوی شهدا رو براحتی می‌شد از اون فضای معنوی حس کرد. بسم ‌الله گفتم و روضه رو شروع کردم. روضه به اوج خودش که رسید سید از خود بی‌خود شد. حال خیلی منقلبی داشت. مثل عادت همیشگی که من دیده بودم،‌ تو روضه دستش رو می‌گذاشت روی قلبش. آنجا هم داد می‌زد و می‌گفت: آخ مادر جان… خیلی جان سوز ناله می‌زد. مثل مار گزیده‌ها به دور خودش می‌پیچید. کم‌کم بی‌حال شد و افتاد. من روضه رو قطع کردم. سرش رو گذاشتم روی زانوهام مقداری از آب اروند روی صورتش پاشیدم تا کمی حالش بهتر شد».
نمره 0 از 5
8
حراج
برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۰۰۰

کتاب برای قاتلم خاطرات سردار عارف، شهید حاج علی محمدی پور کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی معرفی کتاب زندگی سردار شهید حاج علی محمدی پور، سرشار از شگفتی هاست. او روستازاده ای بود که مدارج کمال را به خوبی طی کرد. او در راه رسیدن به محبوب خود، سختی ها کشید و روح […]

نمره 0 از 5
مهر مادر
تومان ۷,۵۰۰

“این کتاب، مجموعه چهل خاطره و روایت از شهدای دفاع مقدّس درباره ارادت به حضرت فاطمه زهرا(س) و برخی معجزات و کرامات حضرت در زمینه ارتباط با شهداست. هدف از تدوین کتاب حاضر، بیان خلوص و ایمان رزمندگان دفاع مقدّس و ارادت بی شائبه و خالصانه شان به حضرت زهرای مرضیه(س) و همچنین شرح عنایات حضرت به مدافعان دین اسلام است. نگارنده، ضمن بیان خاطرات و روایات مذکور، بخش های از تلاش ها و مجاهدت های حضرت فاطمه(س) و زندگی ایشان را در پاسداشت دین رسول مکرّم اسلام بیان کرده و در هر خاطره، به صورت اجمالی شهید مورد نظر را معرّفی و برخی از فضایل اخلاقی وی را برشمرده است. مشخّصه کتاب، بیان احادیث معتبر درباره حضرت زهرا(س) و معرّفی منابع متعدد برای مطالعه و تحقیق بیش تر و دقیق تر درباره شهدا و رزمندگان دوره دفاع مقدس است.”

نمره 0 از 5
قرار یکشنبه ها
تومان ۹,۰۰۰

شهید عابدی آن چنان از نظر سیما و چهره به ابراهیم هادی شباهت داشته که وقتی وارد مجلس ختم این شهید می شود او را با ابراهیم اشتباه می گیرد. دوستان ابراهیم هادی تایید می کنند که داود اخلاقا و رفتارا نیز همانند معشوق شهیدش بوده است.صدای بسیار رسایی هم داشت و بسیار زیبا روضه می خواند. بچه ها به داود غزالی هم می گفتند. وی توانست در اوایل جنگ تحمیلی، هیئت رزمندگان با عنوان «محبان المرتضی» را در کشور راه اندازی کند.
با توجه به علاقه شهید عابدی به امام علی(ع) روز یکشنبه را که متعلق به آن حضرت است، به صورت هفتگی با دوستانش قرار گذاشته بودند هر جا هستند این روز را دور هم جمع شوند و از این روست که این کتاب هم به عنوان «قرار یکشنبه ها» نام گذاری شده است.
سرانجام نیز در اسفند ماه سال ۶۳ در عملیات بدر شربت شهادت را نوشید و رهسپار دیدار حضرت حق شد.

بعد از عملیات والفجر مقدماتی بود که (مرحوم) سعید مجلسی تصویر ابراهیم را برای ما آورد. ما وقتی تصویر ابراهیم را دیدیم، همه شگفت زده شدیم. انگار داود بود!
خود داود هم با تعجب به تصویر ابراهیم خیره شد… ما مجذوب چهره و جمال او بودیم. همینطور که تصویرش را نگاه می کردیم.

نمره 0 از 5