تنها گریه کن

کتاب تنها گریه کن

3
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: انتشارات حماسه یاران
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

تنها گریه کن

اثر اکرم اسلامی انتشارات حماسه یاران

روایت زندگی اشرف‌سادات منتظری مادر شهید محمد معماریان

 درباره کتاب تنها گریه کن

شاید خاطرات مادران شهدا و عاشقانه‌های آنها یکی از جذاب‌ترین و دلنشین‌‌ترین أآثار در حوزه دفاع مقدس باشد.

زیرا مربوط  به مادرانی است که در جنگی هشت ساله سهم داشتند

سهمی که بدون هیچ چشم‌داشتی آن را بخشیدند و سالیان سال بی‌صدا در سوگ عزیزشان گریه کردند.

حالا که چهل سال از آن سال‌ها می‌گذرد این خاطرات بازهم خواندنی است.

در این کتاب تصویری کوتاه و مختصراما پر معنا از یک عمر زندگی و فرمانبری و ولایت‌پذیری زنی را می‌خوانید

که فرزندش را فدای پابرجا ماندن و استقلال این سرزمین نمود و خودش نیز در راه اسلام و انقلاب از هر چه در توان داشت فروگذار نکرد.

اشرف السادات منتظری مادر شهید محمد معماریان که عاشقانه و خالصانه برای فرزندان این سرزمین از جان و دل مایه می‌گذاشت.

بخشی از این کتاب به مبارزات انقلابی خانم منتظر یدر قم و تهران می‌پردازد

و نمایی کلی از سیمای زنی مجاهد را نشان می دهد که نقشی پررنگ و ستودنی در پیرزوی انقلاب داشت.

بخش دوم کتاب به خاطرات مادر از زمان جنگ اختصاص دارد

و شهادت فرزند دلبندش محمد و همچنین فعالیت‌های این مادر برومند پس از جنگ  و مشارکت‌های سازنده‌اش در کارهای خیر مردمی و اجتماعی.

  بخشی از کتاب تنها گریه کن

یک‌وقت هست آدم با خانوادهٔ شوهرش مشکلی ندارد و فقط رفت‌وآمد می‌کند،

یک‌وقت هست که با خانوادهٔ شوهرش صمیمی می‌شود، خودمانی و خانه‌یکی؛ محبتشان را به دل می‌گیرد.

ما این شکلی بودیم. من هرچه ازشان دیدم، خوبی و صمیمیت بود.

همراه دوتا جاری دیگرم و مادرشوهرمان توی یک خانه زندگی می‌کردیم. روزمان تا آمدن مردها، دور هم می‌گذشت.

نوعروس بودم، ولی مستقل. چند ماه اول، پخت‌وپزم از مادرشوهرم جدا بود.

خودم خواستم و سفره‌یکی شدیم. گفتم: «دو نفر ماییم، دو نفر شما، آن‌هم توی یک خانه. چرا دوتا سفره پهن کنیم؟»

عروسِ ده ماهه بودم که دخترم به دنیا آمد. پدرشوهرم، اولْ بزرگِ خانواده خودش بود،

تنها گریه کن:

بعد فامیل. بزرگ‌تری‌اش هم فقط به سن‌وسال و ریشِ سفیدش نبود؛

آن‌قدر دلسوز و مهربان بود که خودش و حرفش روی چشممان جا داشت. اسم بچه را گذاشت فاطمه و ما هم روی حرفش حرف نزدیم.

حبیب مرد زحمت‌کشی بود. صبح زود می‌رفت سر ساختمان و آخر شب خسته برمی‌گشت.

بنایی کار راحتی نبود. اصلش، هیچ کاری راحت نیست. مردها صبح به صبح می‌رفتند

و آخر شب به‌سختی خودشان را تا خانه می‌کشاندند. یک لقمه غذا خورده و نخورده، چشمشان گرم خواب می‌شد.

گاهی برای کار و کاسبیِ بهتر می‌رفت یک شهر دیگر و روزها می‌گذشت

و ازش بی‌خبر بودم. من می‌ماندم و فاطمه که برایم مثل عروسک بود.

حسابی سرم را گرم کرده بود؛ منتها مریضی‌ام خوب نشده بود و بقیه خیلی مراقبم بودند.

عزیز، بیشتر از همه غصه می‌خورد و فکرش مانده بود پیش من. گاهی که می‌رفتم خانه‌شان، احوالم را خبر می‌گرفت

و مدام از دیروز و روز قبلش می‌پرسید. باید خیالش را راحت می‌کردم که خوبم، ولی هم او و هم بقیه، می‌دانستند

تنها گریه کن:

ازحال‌رفتنِ من خبر نمی‌کند. می‌گفت: «اگه بی‌هوا وقتی بچه تو بغلته بیفتی، من چه خاکی به سر کنم؟»

همه می‌ترسیدند که وقتی می‌افتم، سرم به جایی بخورد و دردسر شود؛ این بود که با اوستا حبیب صحبت کردیم

و قرار شد برویم طبقه بالای خانه آقاجانم زندگی کنیم. این‌طوری خیال آن‌ها هم راحت بود؛ مادر و خواهرهایم دور و برم بودند. همان جهیزیه مختصر را بستیم و خانه جدید بازشان کردیم.

هر طوری بود، سرم را گرم می‌کردم. وقت که اضافه می‌آوردم و بچه خواب بود، گاهی مشغول خیاطی می‌شدم.

یک بلوز ساده برای خودم یا فاطمه می‌دوختم و کلی ذوق می‌کردم.

https://rahbook.ir/product/%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7-%da%af%d8%b1%db%8c%d9%87-%da%a9%d9%86/

http://booksite.blogfa.com/post/141

توضیحات تکمیلی

وزن 300 g

اطلاعات فروشنده

  • آدرس:
  • 5.00 5.00 rating from 2 reviews
خون نامه
تومان ۱۴,۰۰۰

خون نامه خاطرات شهید حمید هاشمی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی دوران تحصیلش در مدرسه با پیروزی انقلاب اسلامی همراه شد. در دوره متوسطه با پیوستن به انجمن اسلامی دبیرستان، صف مقابله با گروهک‌های انحرافی را قوت بخشید و چون از استعدادی سرشار و روحیه‌ای ممتاز برخوردار بود در انجمن اسلامی سرآمد شد […]

ناموجود
خاک های نرم کوشک
ناموجود

خاطرات اوستا عبدالحسین برونسی به نقل از خانواده و همرزمان شهید. این کتاب شرح حال انسانی وارسته است که قبل از انقلاب در روستای گلبوی کدکن از توابع تربت حیدریه به کار سخت و طاقت‏ فرسای بنایی مشغول بود و در کنار آن به خواندن دروس حوزوی نیز روی آورده بود تا اینکه بعدها به علت شدت یافتن مبارزات او زندانی و مورد شکنجه‏ های وحشیانه ساواک قرار گرفت.

مجاهد بصیر
تومان ۳۰,۰۰۰

مجاهد بصیر زندگی نامه و خاطرات سردار شهید حسن گودرزی فرمانده گردان ثارالله تیپ ۵۷ ابالفضل علیه السلام کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی «مجاهد بصیر (زندگی‌نامه و خاطرات سردار سرتیپ شهید حسن گودرزی)» نام اثری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است که زندگی و خاطرات سردار شهید حسن گودرزی را از زبان […]

قرار یکشنبه ها
تومان ۱۴,۰۰۰

شهید عابدی آن چنان از نظر سیما و چهره به ابراهیم هادی شباهت داشته که وقتی وارد مجلس ختم این شهید می شود او را با ابراهیم اشتباه می گیرد. دوستان ابراهیم هادی تایید می کنند که داود اخلاقا و رفتارا نیز همانند معشوق شهیدش بوده است.صدای بسیار رسایی هم داشت و بسیار زیبا روضه می خواند. بچه ها به داود غزالی هم می گفتند. وی توانست در اوایل جنگ تحمیلی، هیئت رزمندگان با عنوان «محبان المرتضی» را در کشور راه اندازی کند.
با توجه به علاقه شهید عابدی به امام علی(ع) روز یکشنبه را که متعلق به آن حضرت است، به صورت هفتگی با دوستانش قرار گذاشته بودند هر جا هستند این روز را دور هم جمع شوند و از این روست که این کتاب هم به عنوان «قرار یکشنبه ها» نام گذاری شده است.
سرانجام نیز در اسفند ماه سال ۶۳ در عملیات بدر شربت شهادت را نوشید و رهسپار دیدار حضرت حق شد.

بعد از عملیات والفجر مقدماتی بود که (مرحوم) سعید مجلسی تصویر ابراهیم را برای ما آورد. ما وقتی تصویر ابراهیم را دیدیم، همه شگفت زده شدیم. انگار داود بود!
خود داود هم با تعجب به تصویر ابراهیم خیره شد… ما مجذوب چهره و جمال او بودیم. همینطور که تصویرش را نگاه می کردیم.

تقاص
تومان ۱۷,۰۰۰

تقاص حق الناس در تجربه های نزدیک به مرگ کاری از نشر شهید ابراهیم هادی کتاب تقاص اثر جدیدی از انتشارات شهید ابراهیم هادی پیرامون موضوع بازگشت از مرگ و حق‌الناس است. این کتاب نیز همانند کتاب های دیگر انتشارات شهید ابراهیم هادی تاثیر گذار می باشد در قسمت پایانی کتاب تقص مصادیق حق الناس […]

بر فراز آسمان
تومان ۱۵,۰۰۰

بر فراز آسمان: زندگینامه و خاطرات سرلشکر خلبان شهید علی اکبر شیرودی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی شهید شیرودی، روستا زاده ای است که از روستای بالا شیرود تنکابن تا اوج آسمان ها به پرواز درآمد و از اهالی آسمان شد. او مرد لحظه های آسمانی بود. تا آنجا که به اقرار تمامی […]