حراج!

حکایت زمستان

حکایت زمستان

8
حراج
ویژگی های کلیدی
  • مصاحبه گر: سعید عاکف
  • شابک: 9786009019205
  • ناشر: ملک اعظم
  • قطع: رقعی
  • وزن: 348
  • تعداد صفحات: 284
  • تیراژ: 3000
  • سال نشر: 1394
معرفی اجمالی محصول

حکایت زمستان

در کتاب «حکایت زمستان» عباس حسین‌مردی راوی شجاعت رزمندگان دلیری می‌شود که تا آخرین نفس برای دفاع از دین و سرزمین خود مقاومت کردند. داستان رشادتها و پایداریهای رزمندگان اسلام، شرایط عجیب و حیرت‌انگیز اردوگاه‌های عراقی، فضای روحی و روانی دشوار دوران اسارت، و شکنجه‌هایی که گرچه تصورش برای انسان مشکل می‌باشد اما حقایقی است که بر جریده تاریخ ثبت شده است.

توضیحات

حکایت زمستان

«حکایت زمستان» روایتی متفاوت از صفحه ای ماندگار از دیوان افتخارآمیز دفاع مقدس است.

روایت مقاومتها و مظلومیتهای اسرای ایرانی در زندانهای بعثی ها و منافقین که از زبان آزاده سرفراز عباس حسین‌مردی و با قلم شیرین و شیوای سعید عاکف بیان شده است.

معرفی کتاب

خاطرات عباس حسینمردی. نویسنده در این کتاب به واگویی خاطرات یکی از رزمندگان دفاع مقدس میپردازد

و حکایت رزمندهای را بیان میکند که در صحنهای صحنههای نبرد میرود تا توسط دشمن در یک گور دسته جمعی دفن شود ـ

در واپسین لحظات ـ متوسل به وجود حضرت ابوالفضل العباس(ع) میگردد

و به معجزه آن حضرت از مرگ حتمی نجات مییابد.

حکایت زمستان

پس از آن در دل دشمن و در میان اردوگاههای مخوف چند بار دست به عملیاتهای شهادتطلبانه میزند اما…

از نکات قابل توجهی که نویسنده در این کتاب تلویحا به آن اشاره میکند،

مسئله ارتباط رزمندگان و آزادگان با توسل به اهلبیت(ع) است که رمز و راز موفقیتهای آنها را در همینجا باید جستجو کرد.

در بخشی از متن این کتاب می خوانیم:

از همان لحظه اول ورودشان،از چهره های مصمم شان معلوم بود که هیچ چیزی را لو نخواهند داد.

آنها را هم مثل من لخت کرده بودند

و فقط یک شورت پاشان بود.

حکایت زمستان

عجیب بود که موقع شکنجه،هر یک از آن دو می خواست

سپر بلای دیگری بشود.بیشتر هم آن که کوچک تر بود،این حال و هوا را داشت.خودش را می انداخت روی آن که بزرگ تر بودتا به جای او شکنجه شود.

در اولین فرصت کوتاهی که پیش آمد تا با آنها تنها باشم،اسم و فامیل،و اسم پدرشان را پرسیدم.

می خواستم اگر روزی از چنگال منافق ها خلاص شدم،نام آنها را هم به صلیب سرخ بگویم.

تازه وقتی اسم و مشخصاتشان را گفتند،فهمیدم باهم برادر هستند.

این موضوع را ولی به منافقین نگفته بودند.اسم کوچک تره سعید بود و اسم برادر بزرگ تر،سعادت.

حکایت زمستان

از آن به بعد،وقتی آن دو جلو شم من شکنجه می دادند،

احساسات و عواطفم بیشتر تحریک می شد و بیشتر کنترلم را از دست می دادم.

هرچه فحش به دهانم می رسید،به مأموران شکنجه می دادم و ازشان می خواستم آنها را ول کند.گاهی به شان التماس می کردم

که بیایندو مرا به جای آنها شکنجه کنند.

[block]0[/block]

http://عباس حسین‌مردی

توضیحات تکمیلی

وزن 300 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
شیر کوهستان
تومان ۱۴,۰۰۰

مهدی دوره راهنمایی را در سال ۱۳۵۳ به اتمام رساند و پس از آن به هنرستان دکتر احمد ناصری در تهران رفت. شهید خندان سال ۱۳۵۷ همزمان با پیروزی انقلاب توانست دیپلمش را در رشته مکانیک بگیرد.

مهدی تابستان ۱۳۵۹ به عنوان عضو فعال بسیج به پادگان امام حسین (ع) اعزام شده و دوره آموزش عمومی نظامی را با موفقیت می گذراند و سپس برای مقابله با ضد انقلاب عازم کردستان شد و به سمت جبهه های غرب رفت.
شهید خندان به مدت شش ماه در جبهه غرب در سرپل ذهاب ماند و پس از آن به عضویت سپاه پاسداران در آمده و مدت چهار ماه به عنوان محافظ بیت امام خمینی(ره) به خدمت مشغول شد.ایشان در جبهه غرب چنان رشادت و شهامتی از خود نشان می دهد که لقب «شیر کوهستان» را به او می دهند.
شهید خندان خرداد سال ۱۳۶۱ همراه حاج احمد متوسلیان و دیگر رزمندگان به لبنان اعزام می شود و حدود چهار ماه هم در آنجا به خدمت مشغول می شود.
سرانجام شهید مهدی خندان روز ۲۸ آذر ۱۳۶۲ برابر با اربعین حسینی، در مرحله سوم عملیات«والفجر ۴» در ارتفاعات کانیمانگا، هنگام عبور از میدان مین و سیم خاردار، توسط گلوله تیر بار دشمن مزد زحماتش را گرفت و به شهادت رسید.

8
حراج
برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۰۰۰

برای قاتلم خاطرات سردار عارف، شهید حاج علی محمدی پور کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی معرفی کتاب زندگی سردار شهید حاج علی محمدی پور، سرشار از شگفتی هاست. او روستازاده ای بود که مدارج کمال را به خوبی طی کرد. او در راه رسیدن به محبوب خود، سختی ها کشید و روح خود […]

همسایه پیامبر
تومان ۱۴,۰۰۰

این اثر در حوزه دفاع مقدس است و زندگی نامه و خاطرات شهید داود دانایی از فرماندهان گردان فجر بهبهان را از کودکی تا دوران شهادت روایت می کند. این فرمانده دوران دفاع مقدس در عملیات شیمیایی کربلای ۵ به شهادت رسید.

در این کتاب می خوانیم:

* شهیدی که سه روز قبل از شهید شدنش، پیش بینی شهادتش را کرده بود …

* شهیدی که در بمباران شدید شیمیایی، ماسکش را به یک بسیجی داد و خود ذره ذره آب شد و به شهادت رسید …

* شهیدی که در بهشت همسایه پیامبر و قصرش در کنار قصر پیامبر، امام علی، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین است …

* شهیدی که مرحوم آیت الله العظمی اراکی درباره اش فرمود: راهی که ما هشتاد سال است در حوزه می پیمائیم، او یک شبه طی کرد …

* و شهیدی که خواندن خاطراتش انسان را متحول و متحیر می کند …

2
حراج
غلامرضا
تومان ۱۸,۰۰۰ تومان ۱۷,۵۰۰
غلامرضا تختی در روز ۵ شهریور ۱۳۰۹ در خانواده ای متوسط در محلهٔ خانی آباد در تهران به دنیا آمد. «رجب خان» (پدر تختی) غیر از وی دو پسر و دو دختر دیگر نیز داشت که همهٔ آنها از غلامرضا بزرگ تر بودند. «حاج قلی»، پدر بزرگ غلامرضا، فروشندهٔ خواربار و بنشن بود. از قول رجب خان، تعریف می کنند که حاج قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی آباد به حاج قلی تختی شهرت یافته بود. همین نام بعدها به خانواده های رجب خان منتقل شد و به نام خانوادگی آنها تبدیل شد. رجب خان با پولی که از ماترک پدرش به دست آورده بود، در محل سابق انبار راه آهن زمینی خریده و یک یخچال طبیعی احداث کرده بود واز همین راه مخارج زندگی خانوادهٔ پرجمعیت خود را تأمین می کرد. نخستین واقعه ای که در کودکی غلامرضا روی داد و ضربه ای بزرگ و فراموش نشدنی بر روح او وارد کرد، آن بود که مرحوم پدرش برای تأمین معاش خانواده ناچارشد خانهٔ مسکونی خود را گرو بگذارد. شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط ۹ سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانی آباد درس خواند و در سال ۱۳۲۹ به سبب علاقه به کشتی و ورزش باستانی به باشگاه پولاد رفت. تختی در دوران زندگی ورزشی اش رکورددار شرکت در المپیک ها و کسب بیشترین مدال از این آوردگاه بود. درچهار دوره المپیک حضور داشت و حاصل آن یک طلا، دو نقره و یک عنوان چهارم بود که در کشتی ایران این امر اتفاق نادری است. جهان پهلوان علاوه بر قهرمانی، به لحاظ منش و رفتار انسانی و سجایای اخلاقی پسندیده و جوانمردی و نوع دوستی شهره خاص و عام بوده است. او زندگی خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختی در ورزش باستانی و کشتی پهلوانی نیز دارای تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ایران شد و هر بار کشتی گیران نامداری را مغلوب کرد. وی چهار ماه پس از بازگشت از آخرین سفر خود (تولیدو، ۱۹۶۶) در آبان ماه سال ۱۳۴۵ زندگی مشترک خود را با همسرش آغاز کرد که حاصل آن تولد بابک در سال ۱۳۴۶ بود. پس از گذشت چهار ماه از تولد فرزندش، خبر درگذشت وی تحت عنوان خودکشی اعلام شد و همه را در اندوهی عظیم و بهتی شگفت انگیز فرو برد. این کتاب به بررسی این شخصیت بزرگ می پردازد که فاتح قلوب شده بود.