پیشنهاد شگفت انگیز
تخفیف: 500 تومان
حراج!

توضیحات

خدای خوب ابراهیم

کتاب خدای خوب ابراهیم ، ویژگی های فردی شهید ابراهیم هادی را بیان کرده،

و در ضمن هریک آیه از قرآن در مورد آن ویژگی ذکر کرده است.

کاری از [block]0[/block]

این اثر که به همت این گروه فرهنگی تدوین شده،

دربردارنده خاطرات جمعی از اعضای خانواده، دوستان و همراهان شهید هادی درباره ویژگی‌های قرآنی این شهید است.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

از بزرگان محل و مسجد ماست.

کنارش نشستم و گفتم از ابراهیم برایم بگو. سکوت کرد.

چشمانش خیس شد و گفت: جوان بودم. محیط فاسد قبل از انقلاب.

می‌خواستم کار را رها کنم. می‌خواستم به دنبال هرزگی بروم و…

آن روز سرکار نرفتم. ابراهیم هم سر کار نرفت.

چون تا ظهر با من در خیابان راه رفت و حرف زد تا مرا هدایت کند.

صاحب کار من که از بستگانم بود، دنبالم آمده بود.

یکباره مرا دید. جلو آمد و یک کشیده محکم در صورت ابراهیم زد!

فکر کرده بود او باعث گمراهی من است! اما ابراهیم …

برای خدا صبر کرد. صبر کرد تا توانست مرا آدم کند.

مرد صورتش خیس خیس شده بود و با سکوتش این آیه را فریاد می زد:

وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ
و بخاطر پروردگارت صبر کن (مدثر/۷)

http://booksite.blogfa.com/

نام کتاب :

خدای خوب ابراهیم

 خاطرات شهید مفقود  الاثر ابراهیم هادی

نویسنده ، مولف :

گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی 

گرداوری ، مترجم :

گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

نشر ، ناشر ، انتشارات :

شهید ابراهیم هادی

تعداد صفحه / قطع و نوع جلد :

۹۶ صفحه /پالتویی شومیز

نوبت چاپ و سال چاپ :

اول ۱۳۹۸

قیمت پشت جلد کتاب ( تومان ) :

۹۵۰۰

موضوع :

ویژگی های قرآنی شهید ابراهیم هادی

شابک :

۹۷۸۶۰۰۷۸۴۱۸۶۰

تگ ها :

خرید اینترنتی کتاب خدای خوب ابراهیم, شهیدابراهیم هادی, سلام بر ابراهیم, جلد اول و دوم, گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی, انتشارات شهید ابراهیم هادی, انتشارات کتاب سلام بر ابراهیم

http://booksite.blogfa.com/

 

توضیحات تکمیلی

وزن 160 g
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 0 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خدای خوب ابراهیم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
8
حراج
حکایت زمستان
تومان ۲۳,۰۰۰ تومان ۲۱,۰۰۰

در کتاب «حکایت زمستان» عباس حسین‌مردی راوی شجاعت رزمندگان دلیری می‌شود که تا آخرین نفس برای دفاع از دین و سرزمین خود مقاومت کردند. داستان رشادتها و پایداریهای رزمندگان اسلام، شرایط عجیب و حیرت‌انگیز اردوگاه‌های عراقی، فضای روحی و روانی دشوار دوران اسارت، و شکنجه‌هایی که گرچه تصورش برای انسان مشکل می‌باشد اما حقایقی است که بر جریده تاریخ ثبت شده است.

پرواز در سحرگاه
تومان ۱۲,۰۰۰

کتاب در قالب مجموعه خاطراتی از اعضای خانواده، اقوام، دوستان، همراهان و فرماندهان شهید، به روایت زندگی، فعالیت ها، مبارزه و جهاد و نحوه شهادت شهید محمد غفاری می پردازد.
وی که از اعضای یگان ویژه صابرین نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، ۱۳ شهریور ۱۳۹۰ در عملیات علیه گروهک پژاک، همراه با تعدادی دیگر از همرزمانش در منطقه شمال غرب کشور به شهادت رسید.

در بخشی از کتاب، خاطرات یکی از همرزمان شهید را مرور می کنیم:
«…توقف به صلاح نبود. سریع بلند شدم رفتم سمت قله. اونجا چند ترکش نوش جان کردم. حجم آتش زیاد بود. دشمن فهمیده بود که می خواهیم کار را یکسره کنیم.پشت بیسیم به من اعلام کردند که مجتبی بابایی زاده مجروح شده، برو کمکش. من از بالا غلت خوردم اومدم پایین. تو همین حین چشمام به پیکر بی جان یکی از بچه ها افتاد. می دانستم که بابایی زاده اینجا نیست. با تعجب به سمت او رفتم. بالای سرش رسیدم و رویش را برگرداندم. یکباره خشکم زد. در مقابلم پیکر بی جان محمد غفاری قرار داشت…»

سلحشور
تومان ۱۰,۰۰۰

«سلحشور» زندگینامه و خاطرات سردار شهید قربانعلی ابراهیمی است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:
خبار درگیری‌های ضد انقلاب در مناطق کردستان، همه جا پیچید.قربانعلی که لحظه‌ای آرام و قرار نداشت، داوطلبانه راهی کردستان شد تا هر کاری از دستش برمی‌آید برای آن منطقه انجام دهد.
به تیپ بیت المقدّس سنندج ملحق و مشغول خدمت شد.در کردستان همیشه با کمبود امکانات مواجه بودیم، جای درست و حسابی هم برای مستقر شدن نیروها نداشتیم.
سنگرهایی داشتیم سوله مانند که زمستان‌ها خیلی سرد و تابستان‌ها خیلی گرم بودند.یک روز قربانعلی بهم گفت: باید سنگرهای نیروها رو داخل خاکریز درست کنیم.
گفتم: برای ساخت سنگرها در داخل خاکریز مصالح لازمه که ما نداریم.
گفت: «کاری نداره، تو فقط بلوک تهیه کن بقیه‌ش با خودم.»رفتم سپاه، بلوک وآجر و سیمان تهیه کردم.
قربانعلی گفت: اول از سنگر سربازها شروع می‌کنیم.
دیوار همهٔ سنگرها را کار کردیم.نوبت به سقف سنگرها رسید ولی آهنی برای پوشاندن سقف نداشتیم… .

تفسیر روی داربست
تومان ۵,۸۰۰

تفسیر روی داربست زندگینامه و خاطرات شهید حاج حبیب‌الله ترابی‌دامغانی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی خلاصه کتاب : شهید حبیب الله ترابی فرزند فضل الله در تاریخ ۱۳۱۲/۰۴/۱۶ در شهرستان دامغان به دنیا آمد. پس از این که به سن مدرسه رسید به دلیل موقعیت خاص مذهبی که در خانواده حاکم بود، او […]