شهیدان زنده اند

شهیدان زنده اند

ویژگی های کلیدی
  • شابک: 9786007841327
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • قطع: رقعی
  • وزن: 186
  • تعداد صفحات: 144
  • تیراژ: 5000
  • سال نشر: 1395
معرفی اجمالی محصول

شهیدان زنده اند

اثر حاضر مشتمل بر چهل روایت از حضور شهدا در دنیا پس از شهادتشان است که توسط انتشارات شهید ابراهیم هادی منتشر شده است.

توضیحات

شهیدان زنده اند.

[block]0[/block]

کتاب شهیدان زنده اند شامل چهل حکایت از حضور شهدا در دنیا پس از شهادت می باشد.

این کتاب کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

روزی که رضا شهید شد، تا سه روز پای حجله گریه می‌کرد. بعد هم گفت: من می‌روم جبهه.

از رضا خواسته‌ام تا قبل از چهلم او شهید شوم.

چهلم رضا بود که خبر شهادت حسن را آوردند.

مادر رضا بسیار به او علاقه داشت.

اصلاً نمی‌توانست دوری او را تحمل کند. مدتی بعد از شهادت رضا در بستر بیماری افتاد. لحظات آخرش را خوب به یاد دارم. گویی رضا را بر بالین خود می‌دید.

ناگهان گفت: رضاجان، نگران نباش. فقط سرم درد می‌کند. سرم را روی زانویت بگذار، سرم را توی دستانت بگیر.

این آخرین جملاتش بود. فردا شب که خوابش را دیدیم در جمع شهدا بود. خیلی زیبا شده بود. گفت: خیلی خوبم و درد ندارم. رضا کنار من است و مراقب من!

همسرش می‌گفت: یک شب دخترم زهرا به شدت در تب می‌سوخت.

از بس گریه کرد واقعی عاصی شدم. دیگر توان و قدرتی برای آرام کردن زهرا نداشتم.

رو به عکس رضا کردم و گفتم: آقا رضا خسته شدم. خودت می‌دانی و این بچه! من که نمی‌توانم او را آرام کنم.

جانماز رضا همیشه همانجا که نماز می‌خواند پهن بود و عبایش تاشده روی آن قرار داشت.

زهرا را گذشتم روی زمین، کنار جانماز. از خستگی چشمانم روی هم افتاد. چشم که باز کردم.

به خودم که آمدم دیدم خبری از صدای گریه زهرا نیست. از جا پریدم. زهرا کنار جانماز رضا آرام خوابیده بود.

دست به پیشانی‌اش زدم. دیگر از آن تب سوزان هم خبری نبود. چشمم رفت به سمت جانماز.

دیدم عبای رضا گویی پوشیده شده و دوباره روی جانماز افتاده!

شما می توانید کتاب شهیدان زنده اند را از فروشگاه فرهنگی راه کتاب تهیه کنید. مطمئن باشید بارها و بارها در حین مطالعه کتاب اشکتان سرازیر خواهد شد.

توضیحات تکمیلی

وزن 186 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
رد پا برهنه ها
تومان ۳۰,۰۰۰

(خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین )

این کتاب به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین، مشهور به معبرگشای پابرهنه می‌پردازد.

انتشار خاطرات معبرگشای پابرهنه در «رد پابرهنه‌ها»/ اگر از مرتضی بنویسی، از همه نوشته‌ای

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «رد پابرهنه‌ها» نوشته سردار حمید حسام به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین یا به تعبیر همرزمانش، شکارچی گردن کج، فرمانده جلوتر از فرمانبر، معبرگشای پابرهنه، تخریب‌چی روضه‌خوان می‌پردازد.

هنر او افزون بر گذر از موانع و رهایی از تعلقات دنیایی، جا گذاشتن تک‌تیرانداز دشمن در جزیره مجنون است که روی استخوان سرش خط سرخ کشیده و مدارا با ترکشی که در شلمچه ریه‌اش را شکافت و پابرهنه‌ ماندن در تامینی که روی برف‌های استان سلیمانیه عراق ایجاد شده بود. این حماسه‌ها سبب شد تا سردار حمید حسام بخشی از خاطرات او را در «ردپا برهنه‌ها» ماندگار کند.

در مقدمه کتاب «رد پابرهنه‌ها» می‌خوانیم: «نه تنها برای من که برای بسیاری از بچه‌های جبهه، آقا مرتضی مترادف با گردان تخریب‌ است و برای تخریب‌چی‌ها، مرتضی یعنی نمودار سختی همراه با معنویت جبهه. پس رسیدن به گنج نامکشوفی مثل مرتضی نادرمحمدی، بیان خاطرات نسلی است که سخت‌ترین گره‌های آوردگاه رزم، با دست همت آنان باز می‌شد. نوجوانان و جوانانی که مرگ را به بازی گرفته بودند و قبل از رسیدن به میدان مین با هم می‌خواندند که: «ننهم می‌گه جبهه نرو، جبهه می‌ری بسیج نرو، بسیج می‌ری جلو نرو، جلو می‌ری تو خط نرو، تو خط می‌ری تخریب نرو، تخریب می‌ری رو مین نرو، رو مین بری هوا می‌ری، نمی‌دونی تا کجا می‌ری»

نمره 0 از 5
پهلوان سعید
تومان ۱۰,۰۰۰

کتاب پهلوان سعید کتاب پهلوان سعید: زندگینامه شهید سعید طوقانی – اثر حمید داود آبادی نام پهلوان((سعید)) برای قدیمی های و بزرگترهای ورزش و باستانی کارها،حکایت از نوجوانی معصومی دارد که با سن کمش، شهرت کم نظیری داشت، آوازه ای که از گودِ زروخانه های پهلوانیِ قبل از انقلاب شروع شد و تا دلِ سنگرهای […]

نمره 0 از 5
این مادر، آن پسر
تومان ۹,۵۰۰

کتاب این مادر آن پسر زندگینامه و خاطرات خانم فاطمه سادات موسوی رینه – مادر شهید جاوید الاثر جمال محمدشاهی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

خلاصه ای از کتاب :

در این کتاب، به بیان زندگی نامه و خاطرات خانم «فاطمه سادات موسوی رینه» مادر شهید جاویدالاثر «جمال محمدشاهی» می پردازد.
این خاطرات در قالب داستان های کوتاه و با زبانی ساده و روان نگاشته شده است. «انفاق و بخشش»، «هدایت های الهی»، «بر درگاه دوست»، «زندگی مشترک»، «حق مادری»، «تربیت»، «مرور خاطرات»، «مراسم ختم»، «روزهای آخر»، «گردان کمیل» و «جبهه جمال» عنوان های برخی از داستان های این کتاب هستند.

نمره 0 از 5
5
حراج
هوری
تومان ۲۰,۰۰۰ تومان ۱۹,۰۰۰

نمی دانم چه بنویسم. چگونه از او بگویم. اصلا چه باید گفت ازکسی که زندگی اش همواره مخفی و دور ازنگاه مردم بوده !
و شهادتش نیز، غریب تر از زندگانی اش!
ازکجای زندگی اوبگویم؟ اصلاچگونه باید گفت؟! از کسی که همه ی دوران زندگی اش ،کودکی و نوجوانی اش همگی درس بود و راهنمای زندگی دیگران.
او تا خود را شناخت، در عرصه ی مبارزه پای نهاد و زندگی اش،بر همین اساس تنظیم شد.
در همه ی میدان ها وقتی وارد می شد بهترین تصمیم ها را می گرفت. او کلید حل مشکلات بود.
در درگیری با منافقین و مزدوران، در غا ئله ی خلق عرب، باشجاعت وارد میدان شد. در روزهای آغازین جنگ با درایت ومدیریت خود نیروها را برای نبردی عاشورایی آماده کرد.

هنوز بیست سال نداشت که فرماندهی یک تیپ رزمی را برعهده گرفت. و از اینجا بود که نبوغ خود را بیش از قبل نشان داد.
بزرگترین فرماندهان جنگ بر این توانایی او صحه گذاشتند.
امروزه دانشمندان اعتقاد دارند; کسانی می توانند منشا تاثیر و رهبری جریانات مختلف باشند که هنر مدیریت جمعی را در کنار خلاقیت فردی داشته باشند.
و علی داستان ما این گونه بود. او بهترین طرح ها را می داد و با مدیریت خاصی که برقلوب نیروهایش داشت,آن ها را رهبری میکرد. و باید اشاره کرد که ایمان خاصانه علی, مدیریت و خلاقیت های او را تکمیل میکرد.
هوری حکایت مردی است که هور را پل پیروزی نمود و تا پایان,بر سر این پیمان ایستاد. هوری حکایت کسی است که اهل هور شد.او تا لحظه آخر در هور ماند, تا مشعل هدایتی باشد برای راهیان نور و همه آیندگان.
هوری حکایت کسی است که ایران را تکان داد. وجدان ها را بیدار نمود و به همه یاد آور شد که شهدا هستند که شهدا هستند که در شرایط سخت به سراغ ما خواهند آمد و راه را از بیراهه نشان خواهند داد.

نمره 0 از 5