پیشنهاد شگفت انگیز
تخفیف: 500 تومان
حراج!

توضیحات

عارفانه

زندگینامه و خاطرات عارف شهید احمد علی نیری

کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

معرفی کتاب :

کتاب “عارفانه” دربردارنده زندگینامه و خاطرات عارف شهید “احمدعلی نیری” است.

در این کتاب مادر، دوستان، استادان و شاگردان این شهید بزرگوار به خاطره گویی از وی پرداخته و از خصوصیات نیک شهید نیری سخن گفته اند.

شهید احمدعلی نیری یکی از شاگردان خاص مرحوم آیت الله حق شناس بود؛

وقتی مردم دیدند که آیت الله حق شناس در مراسم ترحیم این شهید بزرگوار حضور یافت

و ابعادی از شخصیت او را برای مردم بیان کرد، تازه فهمیدند که چه گوهری از دست رفته است!
مرحوم آیت الله حق شناس درباره شهید نیری گفت: “در این تهران بگردید. ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می شود یا نه؟”

کتاب عارفانه زندگی‌نامه و خاطراتی از شهید «احمد نیری» است؛

شهیدی که در فاصله سال‌های ۴۶ تا ۶۴ در عصر ما می‌زیست.

شهید احمد نیری، عارفی ۱۹ ساله بود که استادش آیت‌الله حق‌شناس ـ که رضوان خدا بر او باد ـ در وصفش گفت:

آه، آه! در این تهران بگردید، ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می‌شود یا نه؟!
داستان زندگی این شهید که در «عارفانه» آمده است

در جای‌جای خود نشان از سخن بزرگان دارد؛ انجام واجبات و ترک محرمات و همین بود

که احمدعلی نیری را در تراز عارفان و سالکان و مقربان درگاه الهی قرار داده بود.

عارفانه:
او سال ۶۲ جذب دفتر سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه زیر نظر شهید آیت‌الله محلاتی می‌شود.
احمدعلی نیری همّ و غمش هدایت دوستان و شاگردانش بود.

آیت‌الحق شیخ «عبدالکریم حق‌شناس» که خود از سالکان و عارفان مقرب الهی در عصر ما بود، بارها در وصف او سخن‌ها گفت.
دوستان او خاطرات بسیاری از حالات معنوی‌اش دارند،

اما همه اذعان دارند که شهید بزرگوار احمدعلی نیری یکی بود مانند همه ما، با این تفاوت که ما از او حتی عمل مکروه ندیدیم،

چه رسد به عمل حرام و گناه کبیره. پایگاهش مسجد امین‌الدوله به امامت جماعت آیت‌الله حق‌شناس بود.

خرید کتاب عارفانه :

اصرار بر نماز اول وقت، جماعت و عدم انجام گناه، آنچنان مقامی به او داد

که دوستان و از جمله استادش، استادالعارفین در رسایش خبر از حالاتی درباره او می‌دهند که در کمتر عارفی دیده شده است.
برای آشنایی بیشتر با احوالات این شهید عارف باید «عارفانه» را خواند و جرعه‌ای نوشید

از زلال این شهید. «عارفانه» به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در ۱۶۰ صفحه راهی بازار نشر شده است.

http://booksite.blogfa.com/

https://rahbook.ir/product/earfaneh/

 

توضیحات تکمیلی

وزن 215 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
5
حراج
شیدای شهادت
تومان ۱۰,۰۰۰ تومان ۹,۵۰۰

موضوع این کتاب، زندگی نامه و خاطرات شهید «اسماعیل سریشی» است. در مباحث این کتاب بعد از معرفی شخصیت این شهید و والدین وی، اخلاق و کردار او و فعالیت های مذهبی، سیاسی و فرهنگی وی در زمان جوانی و نوجوانی، اعم از: اعتکاف، امربه معروف و نهی از منکر و… شرح داده شده است. در کتاب نحوه شهادت و وقایع بعد از آن در قالب خاطرات اطرافیان این شهید و خانواده وی ذکر شده است. این مجموعه با هدف آشنایی با سرگذشت و زندگی این شهید مبارز و نیز ارائه الگوی اخلاقی و عملی به جوانان تدوین شده است.

تو شهید نمی شوی
تومان ۱۳,۵۰۰

تو شهید نمی شوی معرفی کتاب چاپ نخستِ کتاب «تو شهید نمی شوی» خاطرات شهید مدافع حرم، محمودرضا بیضایی در دو روز اول تمام شد. این کتاب حاوی روایت هایی از حیات شهید محمودرضا بیضایی و از سری کتاب های تاریخ شفاهی جبهه مقاومت اسلامی است که توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر […]

5
حراج
هوری
تومان ۲۰,۰۰۰ تومان ۱۹,۰۰۰

هوری : کتاب هوری زندگینامه و خاطرات سردارشهید علی هاشمی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآورنده کتاب : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی وزن(گرم) : ۳۷۲ شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۹۴۴۹۸-۱-۱ نوع جلد : جلد نرم قطع : رقعی (۲۱*۱۴) سال نشر : ۱۳۹۳ شمارگان : ۲۵۰۰ چاپ جاری […]

وصال
تومان ۱۵,۰۰۰

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

شیرعلی زمین کشاورزی داشت. ذاکر اهل بیت (ع) بود. شاعر بود و در وصف اهل بیت (ع) شعر می‌سرود. زندگی او ادامه داشت تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. او از کسانی بود که عشق به مولایش امام زمان (عج) در جانش ریشه دوانده بود. برای همین قسمتی از زمین‌هایش را به ساخت مسجدالمهدی (عج) اختصاص داد.

درباره‌ی او ماجراهای زیادی نقل می‌کنند. او از کسانی است که ارتباط عجیبی با مولایش داشت. از اتفاقاتی صحبت می‌کرد که کمتر از دیگران شنیده می‌شد!

با شروع جنگ زندگی را رها کرد و راهی جبهه‌ها شد. آخرین باری که برگشت در کنار کتابخانه‌ی مسجد برای خود قبری کند!

گفت: «من را اینجا دفن کنید!» برخی به او اعتراض کردند که این چه کاری است که انجام می‌دهی؟ اما او با جدیت می‌گفت از این عملیات برنمی‌گردم!

دیگری گفت: «این قبر که برای قامت رعنای شما کوچک است!»

شیرعلی هم جواب داد:‌ «نه، اندازه است.» عجیب بود که وقتی پیکر پاک او را آوردند سر در بدن نداشت! برای همین دقیقاً به اندازه‌ی قبرش بود!