علی بیخیال

توضیحات

کتاب علی بیخیال

زندگینامه و خاطرات شهید علی حیدری

کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی

وزن(گرم) : ۲۲۳

شابک : ‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۴۵-۷‬‬‬

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (۲۱*۱۴)

سال نشر : ۱۳۹۶

شمارگان : ۳۰۰۰

چاپ جاری : ۱

تعداد صفحات :۱۶۸

معرفی کتاب علی ‌بیخیال؛ زندگی‌نامه و خاطرات شهید علی حیدری

«علی بیخیال» زندگینامه و خاطرات شهید علی حیدری است که به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است.

«هر وقت به زیارت بهشت زهرا (س) می‌روم، سعی می‌کنم توی قطعه شهدا قدم بزنم. اعتقاد دارم که اینان اولیای الهی هستند، هرچند ما آن‌ها را نشناسیم و ارادت ظاهری نداشته باشیم.

یقین دارم اینان در آسمان بیشتر از زمین شناخته شده‌اند. اصلاً دیدن چهرهٔ خوبان عالم، در روح و روان انسان اثر می‌گذارد، چه رسید به اینکه این خوبان، از شهدا باشند.

از زیارت قطعه شهدای گمنام به سمت قطعه ۲۷ آمدم تا به سراغ مزار برخی دوستان بروم.

از لابه لای قبور عبور می‌کردم که چشمم به تابلو یک شهید خورد.

کمی مکث کردم. شب جمعه بود و شب زیارتی ارباب بی‌کفن. در آنجا جمله‌ای از وصیت شهید نوشته شده بود: «من کمتر عطر خریده‌ام، هربار می‌خواستم معطر شوم از ته دل می‌گفتم: «حسین جان» آنگاه فضا معطر می‌شد!!»

همانجا نشستم. چهره‌اش به نوجوانی می‌خورد که هنوز محاسنش نروئیده. آنجا نوشته بود: هنرمند شهید علی حیدری.

آن شب گذشت و در نهانخانه قلب ما، نام علی حیدری نیز جاودانه شد.

مانند شهیدان ابراهیم هادی و علیرضا کریمی و شاهرخ ضرغام و…

در بخشی از وصیت نامه این شهید آمده است: «….هر زمان می خواستم معطر شوم سه بار می گفتم، «حسین جان» فضا خوشبو می شد…» توانایی های این شهید مانند دیدن باطن افراد و صحبت با شهدا از سوی بسیاری از همرزمانش تایید شده است.

وی از شاگردان آیت الله حق شناس بود.

شهید حیدری با انواع هنر ها مانند طراحی چهره آشنا بود. شهید علی حیدری، در سن ۱۹ سالگی در عملیات بدر به شهادت رسید و در قطعه ۲۷ یهشت زهرا به خاک سپرده شد.

شما می توانید کتاب علی بیخیال را از فروشگاه فرهنگی راه کتاب به راحتی خریداری و مطالعه نمایید.

wwww.rahbook.ir

 

توضیحات تکمیلی

وزن 223 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
مجاهد بصیر
تومان ۷,۵۰۰

عملکرد شهید حسن گودرزی در ۲۵ سال زندگی سرشار است از مجاهدت در را ه خدا و این مجاهدت تنها به جنگ و انقلاب محدود نمی شود به قول رهبر معظم انقلاب هر تلاشی که برای مقابله با دشمن باشد نوعی جهاد است.

حسن گودرزی از بنیانگذاران سپاه بروجرد و فرمانده گردان حضرت اباالفضل ع بود.که از نخبگان شهر بروجرد به حساب می‌آمد. بصیرت بزرگترین ویژگی این مجاهد راه خدا بود تا جایی که با بسیاری از منافقین بحث میکرد و اشتباه فکری آنها را یادآور می‌شدو چندین نفر از منافقین را توبه داد و با خود به جبهه ها نبرد حق علیه باطل برد.

گروه ما شامل تعدادی از ورزیده ترین نیروهای سپاه بود. ماموریت های مهمی را طی دوران حضور در ستاد مبارزه با مواد خدر انجام دادیم.
یادم هست مدتی بود که بر اساس اطلاعات واصله، یک باند بزرگ قاچاق مواد را رصد می کردیم. قرار بود آن ها معامله ی بزرگی انجام دهند.
حسن و تعدادی ار بچه ها در این تیم نفوذ کردند و حتی به مرز رفتند. ده هزار کیلو تریاک وارد ایران شده بود که ۵۵۰۰ کیلو از آن قرار بود به لرستان برسد…

کتاب مجاهد بصیر توسط “انتشارات شهید ابراهیم هادی” تدوین و در سایت انتشارات منتشر شده است.

نمره 0 از 5
سوسنگرد به جای منچستر
تومان ۱۰,۰۰۰

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
دکتر چمران به من نگاهی کرد و گفت: این اطراف گله گوسفند هست؟
سریع به اطراف تپه نگاه کردم. یک گله کوچک گوسفند کمی دورتر از ما بود. دکتر گفت: برو چوپان‌های گله را بگیر، احتمال داره بی‌سیم را مخفی کرده باشند.
سریع با یکی از رفقا رفتیم و هر دو چوپان را که جوان بودند دستگیر کردیم. ابتدا منکر هر چیز بودند، اما دیدم که یکی از گوسفندها پشم زیادی دارد و غیرطبیعی است. جلو رفتم و دیدم که یک دستگاه بی‌سیم زیر شکم گوسفند بسته‌اند و با همان بی‌سیم به توپخانه عراق، گرای منطقه را می‌دهند. بعدها از دکتر سؤال کردم که: چطور فهمیدید که این چوپان ممکن است جاسوس دشمن باشد؟
دکتر گفت: این را من متوجه نشدم. اکبر چهرقانی در حالی که مجروح بود به من گفت که دیده‌بان دشمن احتمالاً چوپان‌های آن گله هستند. چون وجود آن گله گوسفند در خط اول نبرد غیرطبیعی است.
بعدها از دکتر و دیگران، زیاد شنیدم که می‌گفتند: اکبر هوش و استعداد فرماندهی دارد. او یک انسان نخبه است که می‌تواند به درجات بالای نظامی برسد.

نمره 0 از 5
6
حراج
سلام بر ابراهیم جلد یک
تومان ۱۵,۰۰۰ تومان ۱۴,۰۰۰

سلام بر ابراهیم جلد اول
زندگینامه و خاطرات شهید ابراهیم هادی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

پهلوانی شجاع، مداحی دلسوخته، معلمی فداکار، کشتی‌گیری قهرمان، رفیقی دلسوز، فرماندهی پر تلاش، استاد تهذیب نفس و انسانی عاشق خدا و…

همه این صفات را که جمع کنید، نام زیبای ابراهیم هادی نمایان می شود.  سال ۵۵ در مسابقات قهرمانی کشتی آزاد تهران به فینال ۷۴ کیلو رسید. ابراهیم در اوج آمادگی بود. اما آنقدر ضعیف کشتی گرفت تا حریفش قهرمان شود! جایزه مسابقات نقدی بود. فهمیده بود حریفش برای ازدواج به این مبلغ احتیاج دارد! این را بعدها حریف او اقرار کرد. در عملیات مطلع‌الفجر کار سخت شد. ابراهیم شجاعانه رو به سمت دشمن اذان صبح گفت! قلبهای آنان به لرزه در آمد. هجده نفر خودشان را تسلیم کردند! آنها به سپاه اسلام پیوستند. عجیب بود. همگی آن عراقیها چند سال بعد در شلمچه به شهادت رسیدند! او بنده خالص خدا بود. کارهایش برای رضای خدا انجام می­شد. برای همین یکی از عرفای بزرگ او را الگوی اخلاق عملی معرفی کرده بود.  شهید گمنامی به او پیغام داد: شهدای گمنام مهمانان ویژه حضرت زهرا(س) در برزخ هستند. برای همین همیشه آرزو می‌کرد گمنام باشد. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. او سالهاست در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.

نمره 0 از 5
ناموجود
خاطرات سفیر
ناموجود
دوست داشتم بدونم اعتصاب برای چیه؛ به خصوص که داشتم متضرر می شدم و ناخواسته در زنجیره نتایج اعتصاب دخیل شده بودم.
گفتم: “ببخشید … می شه بدونم برای چی راننده ها اعتصاب کردند؟”
راننده اتوبوس یه نگاهی به من انداخت و گفت: “این یه موضوع ملّیه. به خارجیا ارتباطی نداره.”
(آفرین ورپریده! از این حس ملی گرایی ات خیلی خوشم اومد بی تربیت) خب، دیگه چی باید می گفتم؟ هیچی! اما واقعا این حس دوگانه ای که توی پرانتز نوشتم سراغم اومد. اگرچه جواب بی ادبانه ای بود، آفرین به این شخص که علیه دولتش هم که تحصن می کنه وقتی مقابل یه خارجی قرار می گیره بهش حق نمی ده که بخواد حتی وارد دعواهای ملی بشه. واقعا از این کارش خیلی خوشم اومد. من اگه جای رئیس اش بودم حتما تشویق اش می کردم.
نمره 0 از 5