فانوس حرم

کتاب فانوس حرم

ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

فانوس حرم :

زندگینامه شهید مدافع حرم شهید محسن فانوسی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف : زینب شعبانی

با همکاری : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی

وزن(گرم) : ۲۰۶

شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۴۸-۸

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (۲۱*۱۴)

سال نشر : ۱۳۹۶

شمارگان : ۲۵۰۰

چاپ جاری : ۱

تعداد صفحات : ۱۵۲

کتاب «فانوس حرم» که در بردارنده دو فصل اصلی با عناوین «شهید فانوسی به روایت همسر» و «خاطراتی کوتاه از شهید فانوسی به روایت دوستان و بستگان» است به نویسندگی «زینب شعبانی» به چاپ رسید.

در انتهای این کتاب نیز بخشی با عنوان اسناد و تصاویر ایجاد شده

که در آن تصاویری از شهید مدافع حرم «محسن فانوسی» آورده شده است.

کتاب «فانوس حرم» را انتشارات شهید ابراهیم هادی و با همکاری گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی همدان در ۱۵۲ صفحه رقعی و بر اساس زندگینامه شهید فانوسی منتشر کرده است.

شهید «محسن فانوسی» در تاریخ نهم آبان‌ماه ۱۳۹۴ در سوریه به فیض شهادت نائل آمد و به همرزمان شهیدش پیوست.

کتاب «فانوس حرم» با محوریت شخصیت شهید محسن فانوسی، شهید مدافع حرم، توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر و راهی بازار نشر شده است.

این اثر دربردارنده مجموعه ای از خاطرات همراهان شهید است

که شخصیت شهید به عنوان شخصیت اصلی این کتاب، در این خاطرات توصیف شده و مخاطب با آن آشنا می شود.

شهید محسن فانوسی از کارکنان گروه مهندسی رزمی ۴۳ امام علی(ع) ملایر در آبان ماه سال ۹۴ به خیل شهدا پیوست.

این شهید بعد از سردار همدانی، شهید صانعی، شهید کرمی و شهید مصطفوی پنجمین شهید مدافع حرم استان همدان است.

گزیده کتاب فانوس حرم
در بخش هایی از این کتاب از زبان همسر شهید می خوانیم:

پدر و مادرم به خاطر احترامی که برای خانواده آقای فانوسی قائل بودند،

اختلافی با ازدواج ما نداشتند،

ولی سپردند به خودم که تصمیم آخر را بگیرم.

هنوز مردد بودم. خیلی با خودم کلنجار می رفتم تصمیم بسیار سختی بود. بالاخره یک شب دو رکعت نماز توسل به حضرت زهرا(س) خواندم از خود حضرت زهرا(س) خواستم کمکم کند که تصمیم درست را بگیرم.

همان شب خواب عجیبی دیدم. خانمی که چهره اش را ندیدم جلو آمد

فانوس حرم :

و یک انگشتر با نگین زرد به دستم انداخت. صبح که از خواب بیدار شدم حس خوبی داشتم.

حس می کردم این خواب یعنی باید پیشنهاد ازواج را قبول کنم.

بعدها محسن همیشه به شوخی می گفت: «مواظب انگشتر زرد رنگ باش».

مادرم موافقت من را اعلام کرد. جلسه دوم محسن گفت: «فردای همون روزی که اومدیم خونتون رفتم مشهد، همون جا از آقا امام رضا(ع) خواستم که مِهرم رو به دلت بندازه و وقتی بر می گردم جواب مثبتت رو بشنوم».

https://rahbook.ir/product/fanuos-haram/

http://booksite.blogfa.com/

توضیحات تکمیلی

وزن 206 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
5
حراج
مادرانه
تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

مادرانه زندگینامه و خاطرات خانم فاطمه سادات موسوی رینه – مادر شهید جاوید الاثر جمال محمدشاهی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی خلاصه ای از کتاب : معرفی کتاب مادرانه (این مادر آن پسر) «این مادر آن پسر» زندگینامه و خاطرات خانم فاطمه سادات موسوی رینه، مادر […]

نمره 0 از 5
3
حراج
کامبوزیا
تومان ۱۳,۰۰۰ تومان ۱۲,۵۰۰

کامبوزیا  کتاب کامبوزیا شامل زندگینامه و خاطرات دانشمند شهید امیر توکل کامبوزیا کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی (انتشارات شهید ابراهیم هادی) امیر توکل کامبوزیا یکی از پیشگامان مبارزه با صهیونیسم در ایران شناخته می شود . این مرد بزرگ در سال ۱۲۸۳ در تهران متولد شد و در ۷۰ سالگی در زاهدان توسط […]

نمره 0 از 5
ناموجود
نوجوان پنجاه ساله
ناموجود

ب

نمره 0 از 5
برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰

کتاب برای قاتلم زندگینامه و خاطرات سردار شهید علی محمدی پور

قسمتی از وصیت نامه سردار شهید حاج علی محمدی پور:

اما تو ای برادر عراقی! اگرچه تو مأموری و قاتلِ جان من، من تو را برادر خود می‌دانم؛ از تو خواهم گذشت. اگر خدا اجازه دهد، اوّل کسی را که شفاعت کنم، تو هستی!

آماده باش و غمی به دل راه مده! وحشتی نداشته باش!

سینه‌ من آماده است. تو خون مرا خواهی ریخت، اما من امیدوارم با ریخته شدن خونم، گناهانم بخشیده شود.

نمره 0 از 5