مهر مادر

مهر مادر

ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۳۹-۶
  • قطع: رقعی
  • تعداد صفحات: 200
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر: 1396

توضیحات

مهر مادر

چهل روایت از ارادت شهدا به مادرشان حضرت زهرا (س) و عنایت حضرت به شهدا
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

“این کتاب، مجموعه چهل خاطره و روایت از شهدای دفاع مقدّس درباره ارادت به حضرت فاطمه زهرا(س) و برخی معجزات و کرامات حضرت در زمینه ارتباط با شهداست.

هدف از تدوین کتاب حاضر، بیان خلوص و ایمان رزمندگان دفاع مقدّس و ارادت بی شائبه و خالصانه شان به حضرت زهرای مرضیه(س) است.

و همچنین شرح عنایات حضرت به مدافعان دین اسلام است.

مهر مادر:

نگارنده، ضمن بیان خاطرات و روایات مذکور، بخش های از تلاش ها و مجاهدت های حضرت فاطمه(س) و زندگی ایشان را در پاسداشت دین رسول مکرّم اسلام بیان کرده

و در هر خاطره، به صورت اجمالی شهید مورد نظر را معرّفی و برخی از فضایل اخلاقی وی را برشمرده است.

مشخّصه کتاب، بیان احادیث معتبر درباره حضرت زهرا(س) و معرّفی منابع متعدد برای مطالعه و تحقیق بیش تر و دقیق تر درباره شهدا و رزمندگان دوره دفاع مقدس است.”

در بخشی از این کتاب می خوانیم :

سید محمد حسین نواب ارادت عجیبی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت

در تمامی نوشته جات این ذریه زهرا سلام الله علیها این ارادت به چشم می خورد.

بار آخری که از بوسنی با خانواده تماس گرفت در ایام فاطمیه و تابستان سال ۱۳۷۳ بود.

خیلی خوشحال بود. وقتی از علت شادی او سوال کردیم گفت: « دیشب در جمع مسلمانان این منطقه بودم.

به زبان انگلیسی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها صحبت کردم. بعد هم برای آنها روضه خواندم.

نمی دانید چه مجلسی شد. مسلمانانی که تازه با واقعیت های دین آشنا شده بودند

در قلب اروپا بر مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها گریه می کردند.»

همان روز به همراه چند تن از جوانان بوسنیایی از شهر موستار راهی سارایوو شدند.

بعد از آن دیگر خبری از او نشد!

ده روز بعد با پیگیری وزارت خارجه و مردم مسلمان بوسنی پیکر روحانی وارسته شهید,حجت الاسلام سید محمدحسین نواب پیدا شد.

گلوله های دشمنان دین خدا سینه او را شکافته بود.

او در ایام فاطمیه و در سرحدات اسلامی با سینه ای سوراخ شده به دیدار مادرش شتافت.

فراموش نمی کنم… شهید نواب درباره بوسنی می نویسد:

«سلام بر بوسنی سلام بر مظلومیت ای قامت برافراشته در دیار کفر خدایا اینجا چه می بینم خمینی پرستان این دیار داغ خمینی رحمه الله علیه را با دیدن ما تازه می کردند و در غمش خون می گریستند… این مسائل را که انسان ببیند.

وظیفه خودش را سنگین تر می بیند و این بار را بیشتر بر دوش خود احساس می کند

که باید تلاش کرد. باید اسلام واقعی را به این مردم فهماند چون جهان تشنه اسلام است

نباید درنگ کرد که لحظه ای توقف مشکل است و پاسخ گویی در محضر ربوبی را دشوار می کند, زیرا زمینه فراهم است و خلل و سستی نامقبول.»

(کتاب مهر مادر / صفحه ۱۶۲ )

مهر مادر:

خرید کتاب

http://booksite.blogfa.com/

توضیحات تکمیلی

وزن 253 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
نفوذ در ایران
تومان ۹,۵۰۰

کتاب نفوذ در ایران مرور برخی برنامه های جاسوسی و نفوذ انگلیس در ایران – اثر جمعی از نویسندگان کاری از انتشارات شهید ابراهیم هادی «نفوذ در ایران» کتابی است که به موضوع انگلیس در ایران پرداخته و در این کتاب از ۴۰۰ سال جاسوسی انگلیس در ایران روایت شده است. در این کتاب ده […]

مزد اخلاص
تومان ۱۱,۰۰۰

مهم ترین و جذاب ترین قسمت کتاب صحبت های حجه الاسلام قرائتی می باشد که بر حسب اتفاق در سفری که به همدان داشتند در مجلسی حضور پیدا می کند  که پدر شهید صباغ زاده نیز در ان مجلس حضور داشته اند و بر حسب تقدیر الهی در همان مجلس پدر شهید فوت می نماید و … اما بهتر است که ادامه داستان رو از زبان حاج آقا قرائتی بشنویم آنچه در بخش های از این کتاب آمده است: دلم نمی خواست او را هم ازدست بدهم. یک شب به او گفتم:در این دنیا تنها تو برایم مانده ای!خیلی دلم می خواهد عروسیعروسی تو را ببینم.می گویندهیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که پدری پسرش را در لباس دامادی ببیند.از آن گذشته تو هم سن و سالی ازت گذشته.اگر اجازه دهی،برایت دختر خوبی در نظر گرفته ایم،تا تو هم سر و سامانی بگیری. حسن که از شرم سرخ شده بود نگاهی به من انداخت و گفت:حالا که شما می خواهی و این آرزو را دارید،من حرفی ندارم  اما به یک شرط! حسن گفت: به شرط این که سالگرد شهادت برادرم با عروسی یکی باشد!

کبوتران حرم
تومان ۱۲,۰۰۰

مهدی باکری در عملیات «رمضان» با سمت فرماندهی تیپ «عاشورا» به نبرد بی امان داخل خاک عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد. اما با هر نوبت مجروحیت، وی بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی، هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌کرد.

در عملیات «خیبر» زمانی که برادرش و معاونت لشکر عاشورا یعنی، حمید باکری، به درجهٔ رفیع شهادت نایل آمد، با وجود علاقه خاصی که به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت: «شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانوادهٔ ما شده است.»

سپس در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت: «من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلاست، همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.»

نقش مهدی باکری و لشکر عاشورا در حماسهٔ قهرمانانهٔ «خیبر» و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی که آنان در دفاع پاتک‌های توانفرسای دشمن از خود نشان دادند بر کسی پوشیده نیست.

در مرحلهٔ آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به کندی می‌گذشت، اما مهدی با جدیت، همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب می‌کرد.

او چونان مرشدی کامل و عارفی واصل، آنچه را که مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحلهٔ نبرد به کار بندند، با نیروهایش در میان گذاشت.

چند روز قبل از عملیات بود. همه چیز برای شروع عملیات آماده بود. آقا مهدی مرخصی گرفت و در سفری کوتاه به مشهد مقدس مشرف شد..

سوسنگرد به جای منچستر
تومان ۱۴,۰۰۰

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
دکتر چمران به من نگاهی کرد و گفت: این اطراف گله گوسفند هست؟
سریع به اطراف تپه نگاه کردم. یک گله کوچک گوسفند کمی دورتر از ما بود. دکتر گفت: برو چوپان‌های گله را بگیر، احتمال داره بی‌سیم را مخفی کرده باشند.
سریع با یکی از رفقا رفتیم و هر دو چوپان را که جوان بودند دستگیر کردیم. ابتدا منکر هر چیز بودند، اما دیدم که یکی از گوسفندها پشم زیادی دارد و غیرطبیعی است. جلو رفتم و دیدم که یک دستگاه بی‌سیم زیر شکم گوسفند بسته‌اند و با همان بی‌سیم به توپخانه عراق، گرای منطقه را می‌دهند. بعدها از دکتر سؤال کردم که: چطور فهمیدید که این چوپان ممکن است جاسوس دشمن باشد؟
دکتر گفت: این را من متوجه نشدم. اکبر چهرقانی در حالی که مجروح بود به من گفت که دیده‌بان دشمن احتمالاً چوپان‌های آن گله هستند. چون وجود آن گله گوسفند در خط اول نبرد غیرطبیعی است.
بعدها از دکتر و دیگران، زیاد شنیدم که می‌گفتند: اکبر هوش و استعداد فرماندهی دارد. او یک انسان نخبه است که می‌تواند به درجات بالای نظامی برسد.