حراج!
معرفی اجمالی محصول

مهمان شام

«مهمان شام» شامل خاطرات و زندگی‌نامه شهید مهندس سیدمیلاد مصطفوی، از شهدای مدافع حرم، از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تدوین و منتشر شد.
شهید مصطفوی در عملیات مستشاری در سال ۹۴ در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیده و پیکر پاکش در شهرستان بهار از توابع استان همدان به خاک سپرده شده است. گفته می‌شود داعش بعد از شهادت شهید مصطفوی، پیکر او را با خود می‌برد، اما بعد از مدتی خود شهید آدرس دقیق پیکر را در خواب به یکی از دوستانش می‌دهد.
«مهمان شام» مجموعه‌ای از خاطرات همراهان و همرزمان شهید است که در هر کدام، بخشی از شخصیت و ویژگی‌های اخلاقی شهید بیان می‌شود. در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:
«از روی عادت هیئت نمی‌رفت. به قول یکی از شهدا که در خواب به سردار شهید علی چیت‌سازیان گفته بود: راهکار رسیدن به خدا و شهادت اشک می‌باشد، سید هم از این راهکار می‌خواست به شهدا برسد.
تو روضه‌ها اشک امانش نمی‌داد، عاشق مناجات و روضه بود. گاهی اوقات حتی آهنگ زنگ موبایلش هم صدای حاج منصور و روضه حضرت رقیه بود. من در تمام عمرم کسی رو به اندازه سید عاشق اهل بیت ندیدم. خودم چندین مرتبه دیده بودم که در عزاداری بی‌هوش شد، چند بارش رو من براش روضه خوندم. رفتیم اروند کنار، اونجا آب رو که می‌دیدیدم، دل‌هامون هوای روضه می‌کرد. اون هم روضه مادر. سید گفت: شیخ بریم یه گوشه برای من روضه حضرت زهرا(س) بخون، اینجا عملیات با رمز مقدس یا فاطمه زهرا(س) بوده. بریم به عشق شهدا توسل داشته باشیم.
رفتیم گوشه‌ای نشستیم. آب بود و غربت اروند. هنوز هم بوی شهدا رو براحتی می‌شد از اون فضای معنوی حس کرد. بسم ‌الله گفتم و روضه رو شروع کردم. روضه به اوج خودش که رسید سید از خود بی‌خود شد. حال خیلی منقلبی داشت. مثل عادت همیشگی که من دیده بودم،‌ تو روضه دستش رو می‌گذاشت روی قلبش. آنجا هم داد می‌زد و می‌گفت: آخ مادر جان… خیلی جان سوز ناله می‌زد. مثل مار گزیده‌ها به دور خودش می‌پیچید. کم‌کم بی‌حال شد و افتاد. من روضه رو قطع کردم. سرش رو گذاشتم روی زانوهام مقداری از آب اروند روی صورتش پاشیدم تا کمی حالش بهتر شد».

توضیحات

کتاب مهمان شام

درباره کتاب:
عنوان: مهمان شام/ زندگی نامه و خاطرات شهید مدافع حرم مهندس سیدمیلاد مصطفوی
پدیدآورنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
ناشر: نشر شهید ابراهیم هادی
شابک: ۰-۴۴-۷۸۴۱-۶۰۰-۹۷۸
قطع: رقعی
نوع جلد: شومیز
نوبت چاپ: اول/ ۱۳۹۶
تعداد صفحات: ۱۹۲ صفحه
شمارگان: ۵۰۰۰ نسخه

توضیحات تکمیلی

وزن 280 g
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 0 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مهمان شام”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
رویای نیمه شب
تومان ۸,۵۰۰

مولف : مظفر سالاری ناشر کتاب : کتابستان معرفت وزن(گرم) : ۳۰۷ شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۹۵۴۵۰-۱-۸ نوع جلد : جلد نرم قطع : رقعی (۲۱*۱۴) سال نشر : ۱۳۹۵ شمارگان : ۲۰۰۰ چاپ جاری : ۴۷ تعداد صفحات : ۲۷۸ کتاب رویای نیمه شب داستانی است عاشقانه با زمینه‎ی مذهبی که حکایت از دلدادگی جوانی پاک […]

نمره 0 از 5
عباس دست طلا
تومان ۶,۵۰۰

خاطره نگار اثر، ماجرا ها را از زمانی که کمتر از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گذشته، آغاز می کند. عباس علی باقری با مروری کوتاه بر زندگی اش و دودلی های خود برای حضور در جبهه ها، از زمانی می گوید که تصمیم می گیرد برای دو هفته به جبهه برود و ببیند در آن جا چه کاری از دستش برمی آید.

اولین اعزام باقری هجدهم آبان ماه سال ۱۳۵۹ است. به همراه چند نفر از دوستانش وارد پادگان ارتش در اسلام آباد می شوند. محلی که خودروهای خسارت دیده از انفجارها توسط تعمیرکاران شرکت خودرو سازی ایران ناسیونال تعمیر می شوند و عباس علی باقری و دوستانش که قرار است توانایی خود را در کار ثابت کنند، جیپی را که چپ کرده تعمیر می کنند. توانایی و سرعت آن ها باعث شهرت شان می شود.
پس از گذشت یک ماه ونیم از بازگشت آن ها از جبهه ها، باقری تصمیم می گیرد تیمی فنی و حرفه ای را برای تعمیر خودرو ها به جبهه ها ببرد. یافتن این نیرو های ماهر و مجاب کردن آن ها بخش مهمی از کتاب «عباس دست طلا» است و به نوعی انگیزه مردم برای حضور در جبهه ها و چرایی شرکت نکردن برخی افراد در دفاع مقدس را بیان می کند.
باقری در نهایت تیمی ۲۱ نفره را تشکیل می دهد تا به ستاد جنگی زیر نظر شهید دکتر مصطفی چمران بپیوندد، اما به دلیل ماجرا هایی که در هنگام اعزام رخ می دهد، تنها ۹ نفر از تعمیرکاران باقی می مانند، افرادی حرفه ای که نزدیک به ۱۴ ساعت در روز کار می کنند و خودروها را به سرعت تعمیر و تحویل می دهند.
او برای دومین بار در بیستم دی ماه سال ۱۳۵۹ به همراه تیم خود به پادگان ابوذر در سر پل ذهاب می رود و علاوه بر تعمیر خودرو، کشویی تفنگ ۱۰۶ میلی متری ضد تانک را هم تعمیر می کنند. باقری در فاصله هر چند ماهی که به تهران می آید و بر می گردد، برای هر دوره از سفرش به جبهه های دفاع مقدس تیمی جدید و تازه نفس را می برد.
بخش دیگری از کتاب «عباس دست طلا» به ماجرای حضور خانواده باقری در اهواز و منطقه جنگی اختصاص دارد. فعالیت های وی تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ادامه پیدا می کند و مهارت او در تعمیر خودرو ها باعث می شود تا به او لقب عباس دست طلا را بدهند.

گفتنی است حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از اصناف پشتیبان جنگ راجع به کتاب “عباس دست طلا” فرمودند:
“این کاری که اخیرا شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه کاری ها خاطرات میگیرند،‌ این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب های شما را خواندیم، یکی کتاب آقای بنائی را خواندم یکی هم کتاب این حاج آقای عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات خواندم. خیلی خوب بود انصافا، مخصوصا کتاب ایشان. هم مطلب در آن زیاد بود هم آثار صفا و صداقت در آن کاملا محسوس بود و انسان میدید. خداوند ان شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد

نمره 0 از 5
5
حراج
چریک تنها
تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

چریک تنها کتاب چریک تنها زندگینامه و خاطراتی از روحانی مبارز شهید سید علی اندرزگو کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی شهید «سید علی اندرزگو» سال ۱۳۱۸، در ظهر یکی از روز‌های ماه رمضان متولد شد. محل تولدش تهران بود. در میدان «شوش» پایین خیابان «صفاری». از همان کودکی پر جنب و جوش و […]

نمره 0 از 5
فاطمیون
تومان ۸,۵۰۰

فاطمیون مجموعه ای از نیروهای فعال شیعه و مبارز افغانستانی است که برای دفاع از حرم قهرمان کربلا, عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری و حضرت رقیه علیها السلام در مقابل تروریست های داعش در سوریه تشکیل شد. ماموریت اصلی انها دفاع از حرم و اماکن متبرکه و ماموریت ثانویه آن مبارزه با ظلم علیه شیعیان و مسلمانان در سراسر جهان است. فاطمیون در سال ۹۰ بااستعداد یک گروهان اعلام موجودیت کرد.اکنون به نام لشکر شناخته می شود و نیروهایش به ۲۰ هزار نفر می رسد. به گفته مسئولان این یگان , حضور فاطمیون در سوریه حامل این پیام است که برای اسلام مرزهایجغرافیایی معنایی ندارد و هرجا مسلمانان و محبان اهلبیت علیهم السلام در خطر باشند باید به یاری آنها شتافت. هسته اولیه فاطمیون مجاهدین افغانستانی پیرو امام خمینی رحمه الله علیه بودند که در جهاد این کشور علیه شوروی سهم بسزایی داشتند. اینها نیروهایی بودند که در جنگ عراق علیه ایران هم حاضر بودند و نزدیک به دو هزار شهید در دفاع مقدس تقدیم کردند. زمانی که امریکا به افغانستان حمله کرد بسیاری از رزمندگان مقیم ایران شدند چون سرویس های جاسوسی امریکا به دنبالشان بودند و دولت افغانستان نیز انها را بازداشت می کرد.

در بخشی از این کتاب می خوانیم:

سارای کوچک نه ساله که تازه به سن تکلیف رسیده در کنار مادر ایستاده و چادر دور خود می پیچد و نگاه اشکبارش خیره به در غسالخانه تا پیکر پدر شهیدش را ببیند. محمود پنج ساله که از پنج سالگی پدرش را رزمنده و مدافع حرم دیده است در آغوش عمو از اشک دیگر عموها گریه می کند و پدر و مادر هرکدام در گوشه ای بی صدا تکیه داده اند; اما همسر شهید می گوید: خوشحالم که حسین به آرزویش رسید.خودش گفت که: تا جنگ باشد من هم می روم. باید از حرمین شریف دفاع کنم. حالا که رفته است, من راضی ام. او هم از ما راضی باشد. در فضای حزن انگیز غسال خانه بهشت زهرا علیه السلام سعی کردیم درمورد زندگی فرمانده شهید حسین فدایی با برادرش مصاحبه ای ترتیب دهیم و به صبوری همسر و خانواده اش پیشاپیش احسنت بگوییم.

ایشان جزء اولین گروه هایی بودند که از ایران به سوریه اعزام شدند. به نظرم حسین دو سال به افغانستان رفت و با طالبان جنگید و بعد از بازگشت از افغانستان و جنگ با طالبان جزء اولین اعزامی ها به سوریه بود.

این موضوع مربوط به سال ۹۰ است.ما خیلی ناراحت شدیم و ما از تو توقع داریم که اینجا در کنار خانواده باشی. بعد از گذشت چند روز از آن ماجرا یک روز حوالی ظهر با ما تماس گرفت و به من گفت: واقعیت این است که من می خواهم به سوریه بروم و این را گفت که این بلیط جزیره کیش نیست و بلیت سوریه است…

(کتاب فاطمیون / صفحه ۶۹ و ۷۰ )

نمره 0 از 5