نمی توانست زنده بماند

نمی توانست زنده بماند

قیمت: تومان ۱۱,۰۰۰

سنجش
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

نمی توانست زنده بماند

شامل خاطراتی از شهید مهدی باکری به کوشش علی اکبری، معرفی و عرضه در فروشگاه فرهنگی راه کتاب، مهدی باکری

کتاب خاطرات شهید مهدی باکری کتابی از خودسازی ، مطالعات سیاسی تا شهادت ایشان را توضیح می دهد .

توصیه می کنم حتما این کتاب را بخوانید.

در راه برگشت، رفتیم قم و سری هم به خانواده آقا حمید که تازه شهید شده بود زدیم.

نمی توانست زنده بماند:

بعد که راه افتادیم، سر صحبت را با او باز کردم و پرسیدم:

“راستی آقا مهدی، جریان چی بود، ما شب تا صبح رانندگی کردیم

و اومدیم تهران فقط برای یه دیدار ۲۰ دقیقه ای؟ با کی دیدار داشتین؟”

گفت: “رفتم آقای خامنه ای رو دیدم.” گفتم: “کاری داشتین؟”

گفت: “مدتی قبل امام (ره) در یکی از صحبتهاشون فرمودند کسانی که با ارتش هماهنگی و…

شهید باکری در مدت مسئولیتش به عنوان فرمانده عملیات سپاه ارومیه

تلاش‌های گسترده‌ای را در برقراری امنیت و پاکسازی منطقه از لوث وجود وابستگاه و مزدوران شرق و غرب انجام داد

و به‌رغم فعالیت‌های شبانه‌روزی در مسئولیت‌های مختلف، پس از شروع جنگ تحمیلی،

تکلیف خویش را در جهاد با کفار بعثی و متجاوزین به میهن اسلامی دید و راهی جبهه‌ها شد.

نقش شهید در دفاع مقدس

شهید باکری با استعداد و دلسوزی فراوان خود توانست در عملیات فتح‌المبین با عنوان معاون تیپ نجف اشرف در کسب پیروزی‌ها موثر باشد.

در این عملیات یکی از گردان‌ها در محاصره قرار گرفته بود،

که ایشان به همراه تعدادی نیرو، با شجاعت و تدبیر بی‌نظیر آنان را از محاصره بیرون آورد.

در همین عملیات در منطقه رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد

و به فاصله کمتر از یک ماه در عملیات بیت‌المقدس (با همان عنوان) شرکت کرد

و شاهد پیروزی لشکریان اسلام بر مزدوران رژیم بعثی بود.

در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس از ناحیه کمر زخمی شد و با وجود جراحت‌هایی که داشت

در مرحله سوم عملیات، به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بی‌سیم هدایت کند.

در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاک عراق پرداخت

و این بار نیز مجروح شد، اما با هر نوبت مجروحیت، وی مصمم‌تر از پیش در جبهه‌ها حضور می‌یافت

و بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی، هدایت نیرو‌ها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌کرد.

در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی او بر لشکر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور،

بخش عظیمی از خاک گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیک آزاد شد.

شهید باکری در عملیات والفجرمقدماتی و والفجر یک، دو، سه و چهار با عنوان فرمانده لشکر عاشورا،

به همراه بسیجیان غیور و فداکار، در انجام تکلیف و نبرد با متجاوزان، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.

در عملیات خیبر زمانی که برادرش حمید، به درجه رفیع شهات نایل آمد، با وجود علاقه خاصی که به او داشت،

بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت: شهادت حمید یکی از الطاف الهی است

که شامل حال خانواده ما شده است؛ در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت:

من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها می‌مانم

و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.

https://rahbook.ir/product/%d9%86%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af/

http://booksite.blogfa.com/

 

توضیحات تکمیلی

وزن 230 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
4
حراج
پسرک فلافل فروش
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۵۰۰

کتاب پسرک فلافل فروش زندگینامه و خاطرات شهید مدافع حرم محمد هادی ذوالفقاری کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی کتاب پسرک فلافل فروش زندگینامه و خاطرات بسیجی مدافع حرم طلبه شهید محمدهادی ذوالفقاری مختصری از کتاب پسرک فلافل فروش: «کتاب پسرک فلافل فروش» حاوی مجموعه خاطراتی از پدر، مادر، خواهر و جمعی از دوستان […]

پرواز در سحرگاه
تومان ۱۲,۰۰۰

کتاب در قالب مجموعه خاطراتی از اعضای خانواده، اقوام، دوستان، همراهان و فرماندهان شهید، به روایت زندگی، فعالیت ها، مبارزه و جهاد و نحوه شهادت شهید محمد غفاری می پردازد.
وی که از اعضای یگان ویژه صابرین نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، ۱۳ شهریور ۱۳۹۰ در عملیات علیه گروهک پژاک، همراه با تعدادی دیگر از همرزمانش در منطقه شمال غرب کشور به شهادت رسید.

در بخشی از کتاب، خاطرات یکی از همرزمان شهید را مرور می کنیم:
«…توقف به صلاح نبود. سریع بلند شدم رفتم سمت قله. اونجا چند ترکش نوش جان کردم. حجم آتش زیاد بود. دشمن فهمیده بود که می خواهیم کار را یکسره کنیم.پشت بیسیم به من اعلام کردند که مجتبی بابایی زاده مجروح شده، برو کمکش. من از بالا غلت خوردم اومدم پایین. تو همین حین چشمام به پیکر بی جان یکی از بچه ها افتاد. می دانستم که بابایی زاده اینجا نیست. با تعجب به سمت او رفتم. بالای سرش رسیدم و رویش را برگرداندم. یکباره خشکم زد. در مقابلم پیکر بی جان محمد غفاری قرار داشت…»

ناموجود
نوجوان پنجاه ساله
ناموجود

ب

شهیدان زنده اند
تومان ۱۱,۵۰۰

اثر حاضر مشتمل بر چهل روایت از حضور شهدا در دنیا پس از شهادتشان است که توسط انتشارات شهید ابراهیم هادی منتشر شده است.