همسایه پیامبر

همسایه پیامبر

ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۹۴۴۹۸-۴-۲
  • قطع: رقعی
  • وزن: 333
  • تعداد صفحات: 272
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر: 1393
معرفی اجمالی محصول

همسایه پیامبر

این اثر در حوزه دفاع مقدس است و زندگی نامه و خاطرات شهید داود دانایی از فرماندهان گردان فجر بهبهان را از کودکی تا دوران شهادت روایت می کند. این فرمانده دوران دفاع مقدس در عملیات شیمیایی کربلای ۵ به شهادت رسید.

در این کتاب می خوانیم:

* شهیدی که سه روز قبل از شهید شدنش، پیش بینی شهادتش را کرده بود …

* شهیدی که در بمباران شدید شیمیایی، ماسکش را به یک بسیجی داد و خود ذره ذره آب شد و به شهادت رسید …

* شهیدی که در بهشت همسایه پیامبر و قصرش در کنار قصر پیامبر، امام علی، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین است …

* شهیدی که مرحوم آیت الله العظمی اراکی درباره اش فرمود: راهی که ما هشتاد سال است در حوزه می پیمائیم، او یک شبه طی کرد …

* و شهیدی که خواندن خاطراتش انسان را متحول و متحیر می کند …

توضیحات

همسایه پیامبر

زندگی نامه و خاطرات شهید داوود دانایی جانشین گردان فجر بهبهان
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف : گروه فرهنگی سردار شهید مجید بقایی بهبهان

معرفی کتاب همسایه پیامبر (ص):

«همسایه پیامبر(ص)» زندگینامه و خاطرات شهید داوود دانایی، جانشین گردان فجر بهبهان است

که به همت گروه فرهنگی شهید مجید بقایی و گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی جمع‌آوری شده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

یک بنده‌ی خدایی تازه تو محله‌ی ما آمده بود.

همسایه پیامبر

نمی‌دانم اهل کجا بود. یک روز من و داوود داشتیم از کنار منزلش می‌گذشتیم. از خانه‌اش آمد بیرون و صدایمان کرد.

بعد از سلام و علیک و چاق سلامتی گفت: فردا شب عروسی پسرمه. خواستم شما رو برا صرف شام دعوت کنم. ان‌شاءالله تشریف بیارید.

گفتم: مبارک باشه. چشم. ان‌شاءالله خدمت می‌رسیم. خداحافظی کردیم و آمدیم.

به داوود نگاه کردم. کمی پکر شد و دمغ. انگار تایرش پنچر شد!

راحت نبود که بخواهد فردا شب توی آن مجلس بیاید. بهم گفت: من نمی‌یام. ممکنه نوار و آهنگ مبتذل بذارن و مجلسشون مجلس گناه باشه.

غذایمان را که تمام کردیم،‌ بلند شدیم تا برویم.

اما یک‌دفعه صدای موسیقی مبتذل و تندی بلند شد.

همسایه پیامبر

به داوود نگاه کردم. یک‌دفعه رنگش پرید. حس کرد شیطان دارد پرده‌های گوشش را می‌درد. دیگر یک لحظه نماند.

ندانست چطور کفشش را پوشید و از خانه بیرون زد.

این اثر در حوزه دفاع مقدس است و زندگی نامه و خاطرات شهید داود دانایی از فرماندهان گردان فجر بهبهان را از کودکی تا دوران شهادت روایت می کند.

این فرمانده دوران دفاع مقدس در عملیات شیمیایی کربلای ۵ به شهادت رسید.

در این کتاب می خوانیم:

* شهیدی که سه روز قبل از شهید شدنش، پیش بینی شهادتش را کرده بود …

* شهیدی که در بمباران شدید شیمیایی، ماسکش را به یک بسیجی داد و خود ذره ذره آب شد و به شهادت رسید …

* شهیدی که در بهشت همسایه پیامبر و قصرش در کنار قصر پیامبر، امام علی، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین است …

همسایه پیامبر

* شهیدی که مرحوم آیت الله العظمی اراکی درباره اش فرمود:

راهی که ما هشتاد سال است در حوزه می پیمائیم، او یک شبه طی کرد …

* و شهیدی که خواندن خاطراتش انسان را متحول و متحیر می کند …

توضیحات تکمیلی

وزن 333 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
کتاب طیب
تومان ۱۷,۰۰۰

روایت های شیرین و خاطرات مفیدی که از زندگی شهید طیب حاج رضایی در این کتاب نقل می شود کشش فوق العاده ای در مخاطب ایجاد می کند تا کتاب را مثل آب خوردن سربکشد. وجود نثر دلنشین و کاملاً خودمانی و محاوره ای باعث می شود که نویسنده یا نویسندگان این کتاب، مخاطب را با زندگی پر خطر و خاطره شهید حاج رضایی آشنا می کند. اسناد و عکس هایی از این شهید، در ابتدای خاطرات به چشم می خورند.

کتاب طیب کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که با استقبال کم نظیر مخاطبان مواجه شده است

گزیده کتاب:

اوایل دوران پهلوی بود. آن موقع من رضاخان را دوست داشتم. می گفتند آدم خوبیه، مقتدره، با خداست. به مردم کمک می کنه و … من دیده بودم که رضاخان توی محرم میون دار دسته ی تکیه ی دولت بود. خلاصه خیلی از رضاخان خوشم اومد. برای همین روی بدنم تصویر سر رضاخان رو خالکوبی کردم. اما وقتی که به قدرت رسیید فهمیدم که این نامرد مهره ی خارجی هاست. وقتی شروع کرد چادر رو از سر زن ها بگیره، خیلی از لوطی های تهران با مامورها و دولت رضاخان درگیر شدند. من هم چند بار با اون نامرد درگیر شدم. نمی گذاشتم توی محله ی ما کسی به ناموس مردم بی حرمتی کنه. نمی گذاشتم کسی چادر از سر زن ها بگیره. بعد از اون ماجرا رضاخان با امام حسین(ع) هم درگیر شد! وقتی که اجازه ی برگزاری عزاداری نداد، همون موقع گور خودش را کند. ما اون موقع توی خونه ی خودمون مجلس روضه برگزار می کردیم. ایام محرم که می شد در و دیوار رو سیاه پوش می کردیم و خرج می دادیم. اما من در غیر ایام محرم، مرتب به دنبال دوست و رفیق بودم. ورزش باستانی می کردیم. شب ها هم مرتب از این کافه به او کافه؛ از این قهوه خونه به اون قهوه خونه…

در دورانی که در بندرعباس زندانی بودم خیلی ها می آمدند پیش من و می گفتند: شنیدیم شما گنده لوطی های تهران هستید. بعد شروع می کردند با من حرف زدن و رفیق شدن. یک بار چند تا از خان های بندرعباس پیش ما در زندان آمدند. مدت ها با من حرف زدند. آن جا پول داشتیم و آن ها را مهمان کردیم. خیلی از من خوششان آمده بازهم به دیدن من آمدند. آن ها فکر نمی کردند من با سواد و اهل ورزش و … باشم.

سال ۱۳۱۶ بود که با مأمورهای دولتی و پاسبان ها درگیر شدم. آن روز نتوانستم فرار کنم و به خاطر این درگیری دستگیر و به دو سال حبس محکوم شدم. آن موقع حبس برای کسی که گنده ی یک محله حساب می شد، یه افتخار بود! همه از او حساب می بردند. حکومت هم هرکسی رو که می خواست حسابی اذیت کنه می فرستاد بندرعباس.

زندان بندرعباس تبعیدگاه عجیبی بود. خیلی از کسانی که سرشان باد داشت رو سر به راه می کرد. شرایط زندان بندرعباس طوری بود که خیلی ها نمی توانستند تابستان های آن جا را تحمل کنند و همان جا می مردند!

پس از دوران حبس آمدم تهران، هنوز شغلی نداشتم. روزگار من از طریق ورزش و قهوه خانه و بعضی وقت ها دعوا و … می گذشت. اما سعی می کردم با معرفت باشم. لوطی باشم و مرام داشته باشم. تا اینکه یک اتفاق شغل آینده ی من و مسیر زندگی من را تغییر داد.

شما می توانید کتاب طیب (زندگینامه و خاطرات شهید طیب حاج رضایی) را از فروشگاه فرهنگی راه کتاب تهیه و مطالعه نمایید.

5
حراج
من ادواردو نیستم
تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

ادواردو شرح مسلمان شدنش را چنین می گوید: «زمانی که در دانشگاه نیویورک درس می خواندم، یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتاب ها را نگاه می کردم چشمم افتاد به قرآن و کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است.
آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم این کلمات، کلمات نورانی است و نمی تواند گفته بشر باشد، این بود که بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم. این شد که آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم.»

تا شهادت
تومان ۱۵,۰۰۰

چهل روایت از آنها که توبه کرده و راه حق را پیمودند و با شهادت رفتند کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی یکی از مسائلی که برای انسان همیشه پرجاذبه بوده و همیشه هم سوال است، این است که بعضی از انسان هایی که آدم های خوبی نبودند چه اعمالی انجام دادند که در […]

فانوس حرم
تومان ۱۲,۰۰۰

فانوس حرم : زندگینامه شهید مدافع حرم شهید محسن فانوسی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی مولف : زینب شعبانی با همکاری : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی وزن(گرم) : ۲۰۶ شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۴۸-۸ نوع جلد : جلد نرم قطع : رقعی (۲۱*۱۴) سال نشر : ۱۳۹۶ شمارگان […]