حراج!

همسفر شهدا

همسفر شهدا

5
حراج
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۹۱۶۱۶-۰-۷
  • قطع: رقعی
  • تعداد صفحات: 168
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر: 1393

توضیحات

همسفر شهدا

زندگینامه و خاطرات سید علیرضا مصطفوی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

کتاب همسفر شهدا کاری از گروه فرهنگی ابراهیم هادی،زندگینامه و دست نوشته ها و خاطراتی از طلبه بسیجی سید علیرضا مصطفوی است

که در تابستان ۸۸ وپس ار بازگشت از مناطق عملیاتی جنوب برای همیشه به یاران شهیدش پیوست.
تازه به دنیا آمده بود که جنگ به پایان رسید.

سالها بعد وارد بسیج شد و پایگاه را متحول کرد.

مسئول فرهنگی شد و فرهنگ محله را تغییر داد.

شهدا را ندیده بود اما آنها را خوب می شناخت. طلبه ای سخت کوش و مداحی دلسوخته بود.

مطیع ولایت بود.

همسفر شهدا

کلام رهبر برای او فصل الخطاب بود. تابستان هشتادو هشت و در آخرین سفر راهیان نور گفت: زمان پرواز رسیده، این آخرین سفر من است!

از سفر که برگشت، شهدا به استقبالش آمدند. سید علیرضا مصطفوی به سفر دیگری رفت. همراه با شهدا، برای همیشه.

برشی از کتاب همسفر شهدا:
از بدی دل بستن به مال دنیا می گفت.

اما قبل از همه خودش به آن عمل می کرد می گفت:

خداوند در قرآن فرموده : مومنین از آنچه خداوند روزی داده انفاق کنند.

اینکه اضافه مال را بدهی می شود صدقه اما باید از آنچه به آن علاقه داری بگذری.
کت و شلوار بسیار زیبایی داشت. در مراسمات جشن اهل بیت می پوشید.

اوایل سال ۸۸ بود. یکبار گفتم: سید این کت و شلوار رو چند خریدی؟

پرسید: چطور؟ گفتم اگه جایی سراغ داری که قیمت مناسب می فروشه به ما معرفی کن .

رو به من کرد و گفت: سایز من به تو می خوره ، فردا برات می یارم!

همسفر شهدا

همان شب کت و شلوار خودش را داد خشکشویی . فردا آورد و تحویل من داد . هرچه اصرار کردم بی فایده بود.
سید می گفت:این یک هدیه ناقابل است برای شما! فقط از شما مخواهم برام دعا کنی شهید بشم!
سید یک بار هم به همین صورت کفشهایش را هدیه داده بود.
چفیه عربی زیبایی داشت . از کربلا آورده بود . خیلی به آن علاقه داشت.
در بیشتر اردوها همراهش بود . گفتم : آقا سید میشه چفیه شما را تا شب نگه دارم

خرید کتاب

http://booksite.blogfa.com/

اطلاعات بیشتر

وزن 229 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
فرزندان مسجد
تومان ۹,۵۰۰

این کتاب در ۴۰ روایت به کار فرهنگی در مساجد پرداخته است. در هر قسمت از این کتاب مثلاً به مباحث جذب نیرو، برنامه‌های ورزشی و فعالیت‌های هنری پرداخته‌ایم که در هر قسمت یک شهید که آن کار را خیلی قشنگ انجام می‌داده را معرفی کرده‌ایم.

راهیان علقمه
تومان ۱۰,۰۰۰

مرحوم آیت الله سید محمد ابراهیم قزوینی در صحن حضرت ابوالفضل (ع) امام جماعت بودند و مرحوم شیخ محمد علی خراسانی که از واعظان بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت.
یک شب مرحوم خراسانی مصیبت حضرت ابوالفضل (ع) را خواند و از اصابت تیر به چشم مقدس آن حضرت یاد کرد.
آیت الله قزوینی، سخت متاثر شده و بسیار گریه کرد. بعد از منبر با ناراحتی به ایشان گفت: “چنین مصیبت های سختی را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟!” و بعد به خانه رفت.
ایشان همان شب در عالم رویا محضر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) مشرف می شود. آقا قمر بنی هاشم (ع) خطاب به ایشان فرمود: “سید ابراهیم، آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم را از بدن جدا کردند، سپاه دشمن مرا تیرباران کرد. در این میان تیری به چشم من اصابت کرد. من هر چه سر را تکان دادم که تیر بیرون بیاید، اما نشد.
عمامه از سرم افتاد، زانوهایم را بالا آوردم و خم شدم که بوسیله دو زانو تیر را از چشمم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد.”

5
حراج
شنود
تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

شنود تجربه نزدیک به مرگ کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی پس از چاپ و منتشر شدن کتاب سه دقیقه در قیامت و غوغایی که این کتاب در جامعه کرد و بازخورد بسیار عالی که این کتاب در سطح جامعه  داشت، گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی اقدام به تدوین و چاپ کتاب دیگری در […]

برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰

کتاب برای قاتلم زندگینامه و خاطرات سردار شهید علی محمدی پور

قسمتی از وصیت نامه سردار شهید حاج علی محمدی پور:

اما تو ای برادر عراقی! اگرچه تو مأموری و قاتلِ جان من، من تو را برادر خود می‌دانم؛ از تو خواهم گذشت. اگر خدا اجازه دهد، اوّل کسی را که شفاعت کنم، تو هستی!

آماده باش و غمی به دل راه مده! وحشتی نداشته باش!

سینه‌ من آماده است. تو خون مرا خواهی ریخت، اما من امیدوارم با ریخته شدن خونم، گناهانم بخشیده شود.