معرفی اجمالی محصول

وصال

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

شیرعلی زمین کشاورزی داشت. ذاکر اهل بیت (ع) بود. شاعر بود و در وصف اهل بیت (ع) شعر می‌سرود. زندگی او ادامه داشت تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. او از کسانی بود که عشق به مولایش امام زمان (عج) در جانش ریشه دوانده بود. برای همین قسمتی از زمین‌هایش را به ساخت مسجدالمهدی (عج) اختصاص داد.

درباره‌ی او ماجراهای زیادی نقل می‌کنند. او از کسانی است که ارتباط عجیبی با مولایش داشت. از اتفاقاتی صحبت می‌کرد که کمتر از دیگران شنیده می‌شد!

با شروع جنگ زندگی را رها کرد و راهی جبهه‌ها شد. آخرین باری که برگشت در کنار کتابخانه‌ی مسجد برای خود قبری کند!

گفت: «من را اینجا دفن کنید!» برخی به او اعتراض کردند که این چه کاری است که انجام می‌دهی؟ اما او با جدیت می‌گفت از این عملیات برنمی‌گردم!

دیگری گفت: «این قبر که برای قامت رعنای شما کوچک است!»

شیرعلی هم جواب داد:‌ «نه، اندازه است.» عجیب بود که وقتی پیکر پاک او را آوردند سر در بدن نداشت! برای همین دقیقاً به اندازه‌ی قبرش بود!

توضیحات

[block]0[/block]

چهل روایت از دلدادگی شهدا به امام زمان (عج)

موضوع اصلی : تاریخ

زبان کتاب : فارسی

نام نویسنده : موسسه شهید ابراهیم هادی

نام انتشارات : موسسه شهید ابراهیم هادی

سال انتشار : ۱۳۹۷

نوبت چاپ: ۸

شابک کتاب : ۹۷۸۶٠٠۹۳۹۱۷۶۹

جلد کتاب : شومیز

قطع : رقعى

تعداد صفحات : ۱۹۲ صفحه

وزن کتاب : ۲۵٠ گرم

معرفی کتاب

نویسنده در این [block]1[/block] با نگاهی بر زندگی نامه تنی چند از شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (۱۳۵۹ـ۱۳۶۷هـ .ش) به بازنویسی چهل روایت از دلدادگی شهدا به امام زمان(عج) پرداخته است. «سیدعلی اندرزگو»، «آیت الله میرزا جواد تهرانی»، «مهدی صبوری»، «محمدرضا تورجی زاده»، «سیدعبدالحمید حسینی»، «مصطفی ردانی پور»، «مصطفی احمدی روشن» و… از دلدادگانی هستند که روایت آن ها در کتاب آمده است. شایان ذکر است در ابتدای هر روایت، تصویری از شهید و در پانوشت آن منبع مورد استناد، درج شده است.

در قسمتی از [block]2[/block] می‌خوانیم:

شیرعلی زمین کشاورزی داشت. ذاکر اهل بیت (ع) بود. شاعر بود و در وصف اهل بیت (ع) شعر می‌سرود. زندگی او ادامه داشت تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. او از کسانی بود که عشق به مولایش امام زمان (عج) در جانش ریشه دوانده بود. برای همین قسمتی از زمین‌هایش را به ساخت مسجدالمهدی (عج) اختصاص داد.

درباره‌ی او ماجراهای زیادی نقل می‌کنند. او از کسانی است که ارتباط عجیبی با مولایش داشت. از اتفاقاتی صحبت می‌کرد که کمتر از دیگران شنیده می‌شد!

با شروع جنگ زندگی را رها کرد و راهی جبهه‌ها شد. آخرین باری که برگشت در کنار کتابخانه‌ی مسجد برای خود قبری کند!

گفت: «من را اینجا دفن کنید!» برخی به او اعتراض کردند که این چه کاری است که انجام می‌دهی؟ اما او با جدیت می‌گفت از این عملیات برنمی‌گردم!

دیگری گفت: «این قبر که برای قامت رعنای شما کوچک است!»

شیرعلی هم جواب داد:‌ «نه، اندازه است.» عجیب بود که وقتی پیکر پاک او را آوردند سر در بدن نداشت! برای همین دقیقاً به اندازه‌ی قبرش بود!

توضیحات تکمیلی

وزن 250 g
امتیاز نهایی: 0
بر اساس 0 دیدگاه
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر
  • 0 نفر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “وصال”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
7
حراج
نوجوان پنجاه ساله
تومان ۶,۵۰۰ تومان ۶,۰۰۰

بخشی از کتاب را می‌خوانید:

حمید بچه‌ی پر جنب و جوشی بود و خیلی شوخ‌طبع. این‌ها گیرایی‌اش را چند برابر می‌کرد. حمید کسی نبود که فقط دعا و نماز بخواند و به خاطر دعا و نماز شوخی نکند، اکثر وقت‌ها شوخی می‌کرد و خیلی بچه‌ی شلوغی بود. اعتقاد داشت که شوخی به جای خود و عبادت به جای خود، وقتی نماز می‌خواند و دعا می‌کرد، در حال خودش نبود و وقتی که شوخی می‌کرد، باز هم در حال خودش نبود!

بعد از دعای کمیل، که حسابی با خدا خلوت کرده بود، شیطنت‌ها شروع می‌شد. حمید بچه‌ها را جمع می‌کرد، حمیدی که در دعای کمیل از هوش می‌رفت، در شوخی‌ها امانمان نمی‌داد.

با لیوان و پارچ آب و سطل و… همدیگر را خیس می‌کردیم. از این‌طرف حیاط به آن‌طرف دنبال هم می‌دویدیم و در راهرو و حیاط مدرسه همدیگر را خیس می‌کردیم و به شوخی همدیگر را می‌زدیم.

یک بار از مدرسه‌ای دیگر، دعوت کرده بودیم برای دعای کمیل بیایند دبیرستان امام خمینی (ره) و استقبال خوبی هم انجام دادیم. دعا که شروع شد بچه‌ها گریه می‌کردند و ضجه می‌زدند. بعد از اینکه دعای کمیل تمام شد، بچه‌ها نیم ساعت بعد شروع کردند به شوخی کردن و…

نمره 0 از 5
مزد اخلاص
تومان ۱۲,۰۰۰

مهم ترین و جذاب ترین قسمت کتاب صحبت های حجه الاسلام قرائتی می باشد که بر حسب اتفاق در سفری که به همدان داشتند در مجلسی حضور پیدا می کند  که پدر شهید صباغ زاده نیز در ان مجلس حضور داشته اند و بر حسب تقدیر الهی در همان مجلس پدر شهید فوت می نماید و … اما بهتر است که ادامه داستان رو از زبان حاج آقا قرائتی بشنویم آنچه در بخش های از این کتاب آمده است: دلم نمی خواست او را هم ازدست بدهم. یک شب به او گفتم:در این دنیا تنها تو برایم مانده ای!خیلی دلم می خواهد عروسیعروسی تو را ببینم.می گویندهیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که پدری پسرش را در لباس دامادی ببیند.از آن گذشته تو هم سن و سالی ازت گذشته.اگر اجازه دهی،برایت دختر خوبی در نظر گرفته ایم،تا تو هم سر و سامانی بگیری. حسن که از شرم سرخ شده بود نگاهی به من انداخت و گفت:حالا که شما می خواهی و این آرزو را دارید،من حرفی ندارم  اما به یک شرط! حسن گفت: به شرط این که سالگرد شهادت برادرم با عروسی یکی باشد!

نمره 0 از 5
5
حراج
چریک تنها
تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

چریک تنها کتاب چریک تنها زندگینامه و خاطراتی از روحانی مبارز شهید سید علی اندرزگو کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی شهید «سید علی اندرزگو» سال ۱۳۱۸، در ظهر یکی از روز‌های ماه رمضان متولد شد. محل تولدش تهران بود. در میدان «شوش» پایین خیابان «صفاری». از همان کودکی پر جنب و جوش و […]

نمره 0 از 5
آن بیست و سه نفر
تومان ۲۲,۰۰۰

کتاب آن بیست و سه نفر
خاطرات خود نوشت احمد یوسف زاده

این کتاب حاوی خاطرات بیست و سه نوجوانان است که توسط ارتش بعث، در عملیات بیت المقدس به اسارت درآمدند و دیکتاتور عراق سعی داشت از این نوجوانان برای ایجاد جنگ روانی علیه ایران استفاده کند

نمره 0 از 5