کتاب طیب

ویژگی های کلیدی
  • ناشر: نشر امینان
  • مؤلف: گروه شهید ابراهیم هادی
  • شابک: 9786006400259
  • قطع: رقعی
  • وزن: 266
  • تعداد صفحات: 198
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر: 1392
معرفی اجمالی محصول

کتاب طیب

روایت های شیرین و خاطرات مفیدی که از زندگی شهید طیب حاج رضایی در این کتاب نقل می شود کشش فوق العاده ای در مخاطب ایجاد می کند تا کتاب را مثل آب خوردن سربکشد. وجود نثر دلنشین و کاملاً خودمانی و محاوره ای باعث می شود که نویسنده یا نویسندگان این کتاب، مخاطب را با زندگی پر خطر و خاطره شهید حاج رضایی آشنا می کند. اسناد و عکس هایی از این شهید، در ابتدای خاطرات به چشم می خورند.

کتاب طیب کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که با استقبال کم نظیر مخاطبان مواجه شده است

گزیده کتاب:

اوایل دوران پهلوی بود. آن موقع من رضاخان را دوست داشتم. می گفتند آدم خوبیه، مقتدره، با خداست. به مردم کمک می کنه و … من دیده بودم که رضاخان توی محرم میون دار دسته ی تکیه ی دولت بود. خلاصه خیلی از رضاخان خوشم اومد. برای همین روی بدنم تصویر سر رضاخان رو خالکوبی کردم. اما وقتی که به قدرت رسیید فهمیدم که این نامرد مهره ی خارجی هاست. وقتی شروع کرد چادر رو از سر زن ها بگیره، خیلی از لوطی های تهران با مامورها و دولت رضاخان درگیر شدند. من هم چند بار با اون نامرد درگیر شدم. نمی گذاشتم توی محله ی ما کسی به ناموس مردم بی حرمتی کنه. نمی گذاشتم کسی چادر از سر زن ها بگیره. بعد از اون ماجرا رضاخان با امام حسین(ع) هم درگیر شد! وقتی که اجازه ی برگزاری عزاداری نداد، همون موقع گور خودش را کند. ما اون موقع توی خونه ی خودمون مجلس روضه برگزار می کردیم. ایام محرم که می شد در و دیوار رو سیاه پوش می کردیم و خرج می دادیم. اما من در غیر ایام محرم، مرتب به دنبال دوست و رفیق بودم. ورزش باستانی می کردیم. شب ها هم مرتب از این کافه به او کافه؛ از این قهوه خونه به اون قهوه خونه…

در دورانی که در بندرعباس زندانی بودم خیلی ها می آمدند پیش من و می گفتند: شنیدیم شما گنده لوطی های تهران هستید. بعد شروع می کردند با من حرف زدن و رفیق شدن. یک بار چند تا از خان های بندرعباس پیش ما در زندان آمدند. مدت ها با من حرف زدند. آن جا پول داشتیم و آن ها را مهمان کردیم. خیلی از من خوششان آمده بازهم به دیدن من آمدند. آن ها فکر نمی کردند من با سواد و اهل ورزش و … باشم.

سال ۱۳۱۶ بود که با مأمورهای دولتی و پاسبان ها درگیر شدم. آن روز نتوانستم فرار کنم و به خاطر این درگیری دستگیر و به دو سال حبس محکوم شدم. آن موقع حبس برای کسی که گنده ی یک محله حساب می شد، یه افتخار بود! همه از او حساب می بردند. حکومت هم هرکسی رو که می خواست حسابی اذیت کنه می فرستاد بندرعباس.

زندان بندرعباس تبعیدگاه عجیبی بود. خیلی از کسانی که سرشان باد داشت رو سر به راه می کرد. شرایط زندان بندرعباس طوری بود که خیلی ها نمی توانستند تابستان های آن جا را تحمل کنند و همان جا می مردند!

پس از دوران حبس آمدم تهران، هنوز شغلی نداشتم. روزگار من از طریق ورزش و قهوه خانه و بعضی وقت ها دعوا و … می گذشت. اما سعی می کردم با معرفت باشم. لوطی باشم و مرام داشته باشم. تا اینکه یک اتفاق شغل آینده ی من و مسیر زندگی من را تغییر داد.

شما می توانید کتاب طیب (زندگینامه و خاطرات شهید طیب حاج رضایی) را از فروشگاه فرهنگی راه کتاب تهیه و مطالعه نمایید.

توضیحات

[block]0[/block]

کتاب طیب زندگی نامه و خاطرات حر نهضت امام خمینی (ره) شهید طیب حاج رضایی
در مورد شهید طیب شاید کتاب های متعددی نوشته نشده باشد اما می توان اذعان کرد که کتاب «طیب» یکی از آثاری است که به شناخت شخصیت این دلیرمرد پاکباز پرداخته است.

معرفی کتاب ‌‫طیب‮‬‌‫: زندگی‌نامه و خاطرات حر نهضت امام خمینی (رحمه‌الله) شهید طیب حاج‌رضایی

«طیب» زندگی‌نامه و خاطرات شهید طیب حاج‌رضایی است که به حُر نهضت امام خمینی(ره) مشهور است. این مجموعه به همت گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی تهیه شده است.

طیب حاج‌رضایی از جمله اشرار معروف دوران حکومت پهلوی است.

طیب چندین بار با همکاری با دربار، اشرار را بسیج کرد تا اعتراضات و شورش‌های خیابانی را سرکوب کند.

او همچنین در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقش پررنگی در انجام کودتا و بازگرداند شاه داشت.

با این وجود لحظه‌ای در زندگی‌اش، طیب مسیر خود را تغییر می‌دهد.

او به حمایت از مردم و پشتیبانی از امام خمینی(ره) و مخالفت با دربار می‌پردازد.

او به دلیل حضور در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دستگیر می‌شود و سرانجام توسط جوخه آتش تیرباران می‌شود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

می‌گفت: سال قبل وقتی طیب و حاج اسماعیل را به سختی شکنجه دادند به اینجا آوردند.

آن‌ها را در سلول‌هایی قرار دادند که نور نداشت و مرطوب بود.

بدن این دو نفر زخمی و خسته بود. گاهی می‌آمدند و از زیر در، یک سطل آب به داخل سلول می‌ریختند تا بیشتر اذیت شوند و زخم‌هایشان بدتر شود، بلکه به نوعی همکاری کنند.

پاسبان شیخی ادامه داد: گاهی از دربار یک سرهنگ می‌آمد و با طیب حرف می‌زد.

یک بار به طیب گفت: کاری که به تو گفتیم که نکردی، لااقل بیا تو این کاغذ بنویس که به شاه وفادارم و از محضر شاه معذرت می‌خواهم.

شاه را به ولیعهد قسم بده، من نامه را می‌برم و برایت عفو می‌گیرم.

طیب هم که عصبانی شده بود گفت: «اگه از این در رفتم بیرون، خودم می‌دونم چی کار کنم. همون‌طور که آوردمش می‌برمش»

به اینجا که رسید فهمیدند که دیگر او آدم سابق نیست.

توضیحات تکمیلی

وزن 266 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
سوی دیار عاشقان
تومان ۱۴,۰۰۰

در طلیعه این کتاب، بیاناتی از امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب(مد ظله العالی) به چاپ رسیده است. بخشی از سخنان حضرت امام(ره) به این شرح است: «خدا می داند راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند کرد».
همچنین در مطلبی که به بیانات رهبر معظم انقلاب اختصاص پیدا کرده است، می خوانیم: «هر کس که دلش برای اسلام و قرآن می تپد. باید این مناطق را به عنوان عرصه فداکاری ها و رشادت های جوانان این سرزمین گرامی دارد».
داستان «مهران و جاده کربلا» این مجموعه مربوط می شود به وقایعی که در روزهای پایانی جنگ اتفاق افتاد. در این منطقه، عراق دفاع متحرک را اجرا کرد. رژیم صدام پس از قبول قطعنامه توانست امامزاده علی صالح و منطقه صالح آباد ایلام را به تصرف خود درآورد. این اقدام عراق البته بی پاسخ نماند و با حمله عشایر این منطقه، عراق مجبور به عقب نشینی شد. این منطقه را می توان میعادگاه شهید سیدمحمدرضا دستواره با معبود یگانه دانست.
داستان «شرهانی و شهدای محرم» نیز درباره عملیات محرم نقل شده است. عملیاتی که در دهم آبان سال ۶۱ انجام شد و هفتصد نفر از بسیجیان شهر اصفهان در این عملیات به شهادت رسیدند.

نمره 0 از 5
شیر کوهستان
تومان ۱۴,۰۰۰

مهدی دوره راهنمایی را در سال ۱۳۵۳ به اتمام رساند و پس از آن به هنرستان دکتر احمد ناصری در تهران رفت. شهید خندان سال ۱۳۵۷ همزمان با پیروزی انقلاب توانست دیپلمش را در رشته مکانیک بگیرد.

مهدی تابستان ۱۳۵۹ به عنوان عضو فعال بسیج به پادگان امام حسین (ع) اعزام شده و دوره آموزش عمومی نظامی را با موفقیت می گذراند و سپس برای مقابله با ضد انقلاب عازم کردستان شد و به سمت جبهه های غرب رفت.
شهید خندان به مدت شش ماه در جبهه غرب در سرپل ذهاب ماند و پس از آن به عضویت سپاه پاسداران در آمده و مدت چهار ماه به عنوان محافظ بیت امام خمینی(ره) به خدمت مشغول شد.ایشان در جبهه غرب چنان رشادت و شهامتی از خود نشان می دهد که لقب «شیر کوهستان» را به او می دهند.
شهید خندان خرداد سال ۱۳۶۱ همراه حاج احمد متوسلیان و دیگر رزمندگان به لبنان اعزام می شود و حدود چهار ماه هم در آنجا به خدمت مشغول می شود.
سرانجام شهید مهدی خندان روز ۲۸ آذر ۱۳۶۲ برابر با اربعین حسینی، در مرحله سوم عملیات«والفجر ۴» در ارتفاعات کانیمانگا، هنگام عبور از میدان مین و سیم خاردار، توسط گلوله تیر بار دشمن مزد زحماتش را گرفت و به شهادت رسید.

نمره 0 از 5
بهشت زیر قدمهایش
تومان ۸,۰۰۰

کتاب بهشت زیر قدمهایش
زندگینامه و خاطرات خانم شهربانو سادات حسن خانی مادر شهیدان محمد و حسین دهلوی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

نمره 0 از 5
5
حراج
شیدای شهادت
تومان ۱۰,۰۰۰ تومان ۹,۵۰۰

موضوع این کتاب، زندگی نامه و خاطرات شهید «اسماعیل سریشی» است. در مباحث این کتاب بعد از معرفی شخصیت این شهید و والدین وی، اخلاق و کردار او و فعالیت های مذهبی، سیاسی و فرهنگی وی در زمان جوانی و نوجوانی، اعم از: اعتکاف، امربه معروف و نهی از منکر و… شرح داده شده است. در کتاب نحوه شهادت و وقایع بعد از آن در قالب خاطرات اطرافیان این شهید و خانواده وی ذکر شده است. این مجموعه با هدف آشنایی با سرگذشت و زندگی این شهید مبارز و نیز ارائه الگوی اخلاقی و عملی به جوانان تدوین شده است.

نمره 0 از 5