نور چشم امام(ره)

نور چشم امام

ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

نور چشم امام(ره)

زندگی نامه و خاطراتی از شهید آیت الله سید مصطفی خمینی (ره)
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

خلاصه کتاب :

مقام معظم رهبری در تجلیل از شخصیت حاج آقا مصطفی می فرمایند

سید مصطفی خمینی یکی از شخصیت های بالقوه و بالفعل اسلام بود او شخصیتی همه جانبه داشت

و چنین به نظر میرسد که همه ی خصوصیات مثبت در وجود ایشان در حال رشد و ترقی است.

بنده ایشان را به عنوان یک چهره برجسته حوزه علمیه قم از سال های قبل می شناختم

نور چشم امام

و تجلیل از مقام و منزلت وی در واقع احترام به حضرت امام و تجلیل از ارزش های اسلامی و انقلابی محسوب میشود.

می گویند برخی انسان های بزرگ، وقتی در کنار شخصیت های مهم وتاریخ ساز قرار می گیرند،

کمتر دیده می شوند! یعنی با همه ی بزرگی و اهمیتی که دارند، به واسطه ی نور وجودی آن خورشید، در حاشیه قرار می گیرند.
یکی از شخصیت های بزرگی که در تاریخ انقلاب اسلامی ما، بیشترین تأثیررا داشت

اما شخصیت و منزلت او ناشناخته ماند، حاج آقا مصطفی فرزند گرامی حضرت امام است.
کسی که امام راحل بیشترین تلاش را در راه تربیت ایشان انجام داد.

کسی که نبوغ و تلاش و پشتکارش، او را به شخصیتی بزرگ در تاریخ معاصر تبدیل کرد.
برخی علما اعتقاد دارند:

نور چشم امام(ره)

بیشتر آقازاده های علما، در علم و عمل مانند پدرنمی شوند!

چون درگیر کار اجرایی و … شده و از علم دور می مانند. اما هر کس با این شخصیت آشنا می شد،

تأیید می کرد که آقا مصطفی «خمینی دوم » است.
ایشان در سایه ی نام پدر قرار نگرفت و خود در مسیر کمال قدم برداشت.

اما در مسیر علم و عمل راه پدر عزیزش را پیمود.

شما می توانید کتاب نور چشم امام را از فروشگاه فرهنگی راه کتاب تهیه ومطالعه نمایید.

http://booksite.blogfa.com/

https://rahbook.ir/product/nour-cheshm-emam/

توضیحات تکمیلی

وزن 250 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
میثم
تومان ۱۲,۰۰۰

میثم زندگینامه و خاطرات سردار شهید مرتضی شکوری (میثم) کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی گردآورنده کتاب : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی «میثم» زندگینامه و خاطرات سردار شهید مرتضی شکوری (میثم) نام اثری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی است که زندگی این شهید بزرگوار را از زبان خانواده، دوستان و نزدیکانش روایت […]

کتاب طیب
تومان ۱۷,۰۰۰

روایت های شیرین و خاطرات مفیدی که از زندگی شهید طیب حاج رضایی در این کتاب نقل می شود کشش فوق العاده ای در مخاطب ایجاد می کند تا کتاب را مثل آب خوردن سربکشد. وجود نثر دلنشین و کاملاً خودمانی و محاوره ای باعث می شود که نویسنده یا نویسندگان این کتاب، مخاطب را با زندگی پر خطر و خاطره شهید حاج رضایی آشنا می کند. اسناد و عکس هایی از این شهید، در ابتدای خاطرات به چشم می خورند.

کتاب طیب کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که با استقبال کم نظیر مخاطبان مواجه شده است

گزیده کتاب:

اوایل دوران پهلوی بود. آن موقع من رضاخان را دوست داشتم. می گفتند آدم خوبیه، مقتدره، با خداست. به مردم کمک می کنه و … من دیده بودم که رضاخان توی محرم میون دار دسته ی تکیه ی دولت بود. خلاصه خیلی از رضاخان خوشم اومد. برای همین روی بدنم تصویر سر رضاخان رو خالکوبی کردم. اما وقتی که به قدرت رسیید فهمیدم که این نامرد مهره ی خارجی هاست. وقتی شروع کرد چادر رو از سر زن ها بگیره، خیلی از لوطی های تهران با مامورها و دولت رضاخان درگیر شدند. من هم چند بار با اون نامرد درگیر شدم. نمی گذاشتم توی محله ی ما کسی به ناموس مردم بی حرمتی کنه. نمی گذاشتم کسی چادر از سر زن ها بگیره. بعد از اون ماجرا رضاخان با امام حسین(ع) هم درگیر شد! وقتی که اجازه ی برگزاری عزاداری نداد، همون موقع گور خودش را کند. ما اون موقع توی خونه ی خودمون مجلس روضه برگزار می کردیم. ایام محرم که می شد در و دیوار رو سیاه پوش می کردیم و خرج می دادیم. اما من در غیر ایام محرم، مرتب به دنبال دوست و رفیق بودم. ورزش باستانی می کردیم. شب ها هم مرتب از این کافه به او کافه؛ از این قهوه خونه به اون قهوه خونه…

در دورانی که در بندرعباس زندانی بودم خیلی ها می آمدند پیش من و می گفتند: شنیدیم شما گنده لوطی های تهران هستید. بعد شروع می کردند با من حرف زدن و رفیق شدن. یک بار چند تا از خان های بندرعباس پیش ما در زندان آمدند. مدت ها با من حرف زدند. آن جا پول داشتیم و آن ها را مهمان کردیم. خیلی از من خوششان آمده بازهم به دیدن من آمدند. آن ها فکر نمی کردند من با سواد و اهل ورزش و … باشم.

سال ۱۳۱۶ بود که با مأمورهای دولتی و پاسبان ها درگیر شدم. آن روز نتوانستم فرار کنم و به خاطر این درگیری دستگیر و به دو سال حبس محکوم شدم. آن موقع حبس برای کسی که گنده ی یک محله حساب می شد، یه افتخار بود! همه از او حساب می بردند. حکومت هم هرکسی رو که می خواست حسابی اذیت کنه می فرستاد بندرعباس.

زندان بندرعباس تبعیدگاه عجیبی بود. خیلی از کسانی که سرشان باد داشت رو سر به راه می کرد. شرایط زندان بندرعباس طوری بود که خیلی ها نمی توانستند تابستان های آن جا را تحمل کنند و همان جا می مردند!

پس از دوران حبس آمدم تهران، هنوز شغلی نداشتم. روزگار من از طریق ورزش و قهوه خانه و بعضی وقت ها دعوا و … می گذشت. اما سعی می کردم با معرفت باشم. لوطی باشم و مرام داشته باشم. تا اینکه یک اتفاق شغل آینده ی من و مسیر زندگی من را تغییر داد.

شما می توانید کتاب طیب (زندگینامه و خاطرات شهید طیب حاج رضایی) را از فروشگاه فرهنگی راه کتاب تهیه و مطالعه نمایید.

یادت باشد
تومان ۲۵,۰۰۰

یادت باشد کتاب یادت باشد خاطرات شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی به روایت همسر شهید است . این کتاب یک عاشقانه آرام در دل هیاهوهای زندگی است . « یادت باشد » کتاب جزئیات است و تقریباً همسر شهید جزئیات زندگی‌اش را بازگو کرده است ، اینکه می‌گوییم «همه‌چیز» اغراق نیست همه لحظات زندگی […]

خدای خوب ابراهیم
تومان ۹,۵۰۰

خدای خوب ابراهیم کتاب خدای خوب ابراهیم ، ویژگی های فردی شهید ابراهیم هادی را بیان کرده، و در ضمن هریک آیه از قرآن در مورد آن ویژگی ذکر کرده است. کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی این اثر که به همت این گروه فرهنگی تدوین شده، دربردارنده خاطرات جمعی از اعضای خانواده، دوستان […]