حراج!

کد ۸۲

کتاب کد 82

5
حراج

قیمت: تومان ۹,۵۰۰ تومان ۹,۰۰۰

سنجش
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:

توضیحات

کد ۸۲

زندگینامه و خاطرات شهید نجمه قاسم پور
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی

وزن(گرم) : ۱۹۳

شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۵۵-۶

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (۲۱*۱۴)

سال نشر : ۱۳۹۷

شمارگان : ۲۲۰۰

چاپ جاری : ۱

تعداد صفحات : ۱۴۴

شهیده کربلایی،نجمه قاسمپور صادقی در سال ۱۳۵۷ در خانوده ای ساده زیست و صمیمی و مذهبی متولد شد.

کتاب کد ۸۲

حلالیت لقمه های پدر و مهر آسمانی مادر بر قلب و جان دومین دخترشان گسترده شد.

تا آنجا که در حسینه سید الشهداء کانون رهپویان وصال شیراز در هنگامی که نام حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را بر زبان داشت به آنچه که می خواست و آرزو می کرد رسید.

در بمب گذاری وحشیانه و تروریستی آمریکای جنایتکار و عمال مزدورش در ۲۴/۱/۱۳۸۴ به همراه سایر همسفرانش پرواز کردند و بی تابانه سروش و هاتف غیبی هل من ناصر ینصرنی مولایشان را لبیک گفتند

کتاب کد ۸۲ :

و او در صبح فردای بمب گذاری در ساعت ۸ صبح سیمین شمع زندگیش را روشن کرد و لاهوتیان را بدین خلوت میهمان کرد…

عفاف و حیا

اگر کل زندگی نجمه را مرور کنیم، بارزترین ویژگی او حجاب و حیا و عفاف اوست. این ویژگی در او، از زمان کودکی تا شهادت، مشهود بود.

بعد از انفجار، دکتر بالای سرش رفت. آن پزشک نقل می کند: بالای سرش رفتم در حالی که رمق نداشت؛ همین که متوجه نامحرم شد، چادرش را دور خودش جمع کرد و روی صورتش کشید…

این اولین و آخرین حرکت نجمه بعد از انفجار بود…

کد ۸۲

دوستان شهید: نجمه با کد ۸۲ در انتظامات کانون(رهپویان وصال) فعالیت می کرد. چیزی که همیشه از او به خاطر دارم، صفای درون و خوش رویی و خوش برخوردی او بود. اگر برای اولین بار با او صحبت می کردی، انگار که سال هاست تو را می شناسد. تو را حسابی تحویل می گرفت و انرژی مثبت می داد.

همیشه دائم الوضو بود. یک بار ازش پرسیدم چرا اصرار داری که همیشه وضو داشته باشی؟ می گفت: وضو یک آرامش خاص به آدم می ده. این آرامش را می شد از وجود نجمه لمس کرد. آرامش خاصی داشت و لبخند ملیحی که خستگی بچه های انتظامات را از تن بیرون می کرد.

لبش همیشه خندان بود و از هیچ کس ناراحت نمی شد. مصداق بارز سخن آن عارف بزرگوار بود که می گفت: مرنجان و مرنج.

نماز اول وقت

نجمه اغلب می گفت: زندگی را نه بر تخت پادشاهی، بلکه در نمازهای عاشقانه و عارفانه باید جستجو کرد.

نجمه سحرخیز بود. بیشتر اوقات، نماز شب می خواند.

همیشه سعی داشت نمازش را اول وقت بخواند؛ می گفت: نماز، اول وقتش خوبه. عادت کرده بودیم نجمه را ده دقیقه قبل از اذان سر سجاده ببینیم. بعد از نماز صبح، سجده های طولانی داشت.

غیبت ممنوع

نجمه خیلی نسبت به غیبت کردن، حساس بود. هر وقت می دید کسی داره پشت سر کسی غیبت می کنه، عصبانی می شد و بحث را عوض می کرد. گاهی با شوخی کردن، جو را طوری جمع و جور می کرد که به کسی برنخورد. بسیاری از اقوام و آشناها با اخلاق نجمه آشنا بودند و جلوی او غیبت نمی کردند.

http://booksite.blogfa.com/

https://rahbook.ir/product/code-82/

توضیحات تکمیلی

وزن 193 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
4
حراج
پسرک فلافل فروش
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۵۰۰

[block]0[/block] زندگینامه و خاطرات شهید مدافع حرم محمد هادی ذوالفقاری کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی کتاب پسرک فلافل فروش زندگینامه و خاطرات بسیجی مدافع حرم طلبه شهید محمدهادی ذوالفقاری مختصری از کتاب پسرک فلافل فروش: «کتاب پسرک فلافل فروش» حاوی مجموعه خاطراتی از پدر، مادر، خواهر و جمعی از دوستان و آشنایان شهید […]

برفراز آسمان
تومان ۱۴,۰۰۰

کتاب بر فراز آسمان
زندگینامه و خاطرات سرلشکر خلبان شهید علی اکبر شیرودی کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

شهید شیرودی، روستا زاده ای است که از روستای بالا شیرود تنکابن تا اوج آسمان ها به پرواز درآمد و از اهالی آسمان شد.
او مرد لحظه های آسمانی بود. تا آنجا که به اقرار تمامی دوستان، رکورد پرواز با بالگرد را به خود اختصاص داد. شیرودی بیشترین ساعاتش را بر فراز آسمان و بالای سر دشمن بود. به گونه ای که اهریمنان به خوبی او را شناخته بودند.
او کاری کرد که وزیر دفاع ایران شهید دکتر چمران با افتخار از وی به عنوان «ستاره درخشان جنگ کردستان» یاد کرد. امام خامنه ای (حفظه الله) در مورد شهید شیرودی فرموده اند که شهید شیرودی نخستین نظامی است که من پشت سر او نماز خوانده ام.

گزیده ای از کتاب :

فرزند شالیزار بود. زندگی او مانند دیگر روستاییان شمال کشور ادامه داشت. نبوغ خاصی در درس داشت اما شرایط ادامه تحصیل برایش نبود. به تهران آمد. در کارگاه ساختمانی کار می کرد و شبانه درس می خواند. تا اینکه توانست وارد هوانیروز شود و به عنوان خلبان بالگرد پذیرفته شد. علی اکبر در ارتش شاهنشاهی فعالیت می کرد و تحت تأثیر شرایط محیط بود. اما در ایام انقلاب تحول عجیبی پیدا نمود. با پیروزی انقلاب و در ایام درگیری کردستان و در جنگ بود که آوازه این جوان مازندرانی در دنیا پیچیده شد. اکبر رکورد پرواز با بالگرد را شکست. هزاران مأموریت هوایی، بیش از ۳۶۰ بار هدف قرار گرفتن، نجات از چهل خطر مرگ حتمی و… او را در زمره بزرگترین خلبانان قرار داد. شجاعت از کارهای او می ترسید. دشمن از شنیدن نامش وحشت داشت و

4
حراج
شاهرخ (حر انقلاب اسلامی)
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۵۰۰

کتاب «شاهرخ حر انقلاب اسلامی» به تازگی توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در بهار ۸۹ منتشر شده است.

این کتاب با قلمی روان و ساده به بیان خاطرات مربوط به سردار شهید مفقود الاثر، شاهرخ ضرغام از شهدای فدائیان اسلام می پردازد.

گردآورندگان در مقدمه این کتاب اشاره می نمایند؛ «قصد ما بر این بود که زندگی این ره یافته وصال و این سردار بی مزار و این پهلوان شجاع را که نزدیک به سه دهه از پروازش به آسمان می گذرد، بی کم و کاست بیان کنیم.»
شهید ضرغام در یکم دیماه سال۲۷ دیده به جهان گشود و پس از سی و یک سال زندگی پر فراز و نشیب در روزهای اولیه جنگ،در جبهه دشتهای شمالی آبادان و در هفدهم آذر سال ۵۹ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

روایت زندگینامه شهید، از تحولی روحی و معنویِ شهید ضرغام در جریان حوادث قبل از انقلاب تا انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی حکایت می کند. تحولی که ریشه در مفاهیم و معارف عمیق اسلام دارد و بازگشت به خویشتن و توبه نصوح را برای هر انسانِ طالبِ حقیقت بازگو می کند.

در این رابطه در مقدمه کتاب با اشاره به آیات آخر سوره فرقان آمده است: «شاهرخ را به راستی می توان مصداقی کامل برای این آیه قرآن(کسی که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته انجام دهد، اینها کسانی هستند که خدا بدیهایشان را به خوبی تبدیل می کند) معرفی کرد. چرا که او مدتی را در جهالت سپری کرد. اما خدا خواست که او برگردد. داستان زندگی او، ماجرای حُر در کربلا را تداعی می کند.»

معرفی و عرضه در فروشگاه فرهنگی راه کتاب

مزد اخلاص
تومان ۱۱,۰۰۰

مهم ترین و جذاب ترین قسمت کتاب صحبت های حجه الاسلام قرائتی می باشد که بر حسب اتفاق در سفری که به همدان داشتند در مجلسی حضور پیدا می کند  که پدر شهید صباغ زاده نیز در ان مجلس حضور داشته اند و بر حسب تقدیر الهی در همان مجلس پدر شهید فوت می نماید و … اما بهتر است که ادامه داستان رو از زبان حاج آقا قرائتی بشنویم آنچه در بخش های از این کتاب آمده است: دلم نمی خواست او را هم ازدست بدهم. یک شب به او گفتم:در این دنیا تنها تو برایم مانده ای!خیلی دلم می خواهد عروسیعروسی تو را ببینم.می گویندهیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که پدری پسرش را در لباس دامادی ببیند.از آن گذشته تو هم سن و سالی ازت گذشته.اگر اجازه دهی،برایت دختر خوبی در نظر گرفته ایم،تا تو هم سر و سامانی بگیری. حسن که از شرم سرخ شده بود نگاهی به من انداخت و گفت:حالا که شما می خواهی و این آرزو را دارید،من حرفی ندارم  اما به یک شرط! حسن گفت: به شرط این که سالگرد شهادت برادرم با عروسی یکی باشد!