توضیحات

کمی درنگ کن

زندگی نامه و خاطرات شهید رضا نادری

کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

شهید رضا نادری ۱۰آبان۱۳۴۶ در شاهرود متولد شد.

پدرش شغل آزاد داشت و مادرش خانه‌دار بود. تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد

و بعد از آن به‌خاطر کمک به هم‌وطنانش به جبهه عازم شد.

او که از ۱۶سالگی در برابر بعثی‌ها از کشورش دفاع می‌کرد،

سرانجام ۵مرداد۱۳۶۷ با مجاهدت‌های فراوان در عملیات مرصاد به شهادت رسید.

کمی درنگ کن

از زبان مادر شهید:

«من پنج فرزند دارم و رضا فرزند سومم بود. رضا تولد امام‌هشتم(ع) به دنیا آمد؛

به همین خاطر نامش را رضا گذاشتیم. او از کودکی مهربان و فهمیده‌ بود.

با استعداد بود و دستی به قلم داشت، گاهی اوقات می‌نوشت و بیشتر نوشته‌هایش در ستایش خدا است.

از ویژگی‌های رضا، توجه خاص او به انجام فرایض دینی بود. نماز شبش هیچ گاه ترک نمی‌شد و پای سجاده‌اش مدام گریه می‌کرد.

۱۶ساله بود که درسش را رها کرد به جبهه رفت.

چند بار اولی که به جبهه رفت، بدون اطلاع ما بود، دوستش خبر ‌آورد که او به منطقه اعزام شده است.

پدرش تا اهواز دنبال او رفت که او را برگرداند. وقتی رضا پدرش را دید، گفت: «من راه خود را انتخاب کردم.»

هر بار که از جبهه می‌آمد، مجروحیت پیدا کرده بود.

چند روزی می‌ماند تا بهبود پیدا کند، مجددا به جبهه می‌رفت. زمانی که به او می‌گفتیم: «بمان و مانند هم‌کلاسی‌های دیگرت درست را ادامه بده!»

کمی درنگ کن

در جواب می‌گفت: «همگی که نمی‌توانیم درس بخوانیم. الان زمان جنگ است. باید جنگید. باید از خاکمان دفاع کنیم.»

رضا از ابتدا متفاوت بود.

هر ماه مبلغی از پس‌اندازهایش جمع می‌کرد و به خانواده هم‌رزمان نیازمندش در روستاهای دوردست می‌رساند،

ذره‌ای برای خودش استفاده نمی‌کرد.

کمی درنگ کن

همه دارایی رضا یک دست لباس سبز پاسداری، سه پیراهن، یک دفتر و تعدادی عکس که از او به جا مانده است.

قطع‌نامه که امضا شد، رضا مدام گریه می‌کرد. من که سراغش رفتم، گفت:

«مادر! این جنگ، جنگ حسینی نیست، حسنی است.»

آخرین باری که می‌رفت، تنها سفری بود که با خداحافظی از خانواده و رضایت ما بود.

آن زمان رضا یک پاشنه پایش در عملیات قبلی از بین رفته بود

و با عصا و دمپایی عازم جبهه شد. از خانه که بیرون می‌رفت، چند بار برگشت و خداحافظی کرد.

هم‌رزمانش می‌گفتند: «هوش و ابتکار شهید نادری به قدری بود که با وجود سن کم در واحد اطلاعات عملیات خدمت می‌کرد

و نقشه‌های بسیاری در عملیات‌های گوناگون برای نابودی دشمن کشیده بود.»

هیچ وقت از کارهایی که در جبهه انجام می‌داد، برای ما نمی‌گفت. ما هم فکر می‌کردیم او یک بسیجی ساده است

که پشت جبهه فعالیت می‌کند. پس از شهادت او، هر یک از دوستانش خاطره‌ای تعریف می‌کردند

و ما تازه فهمیدیم رضا چه انسان بزرگی بود.

همیشه می‌گفت: «عراقی‌ها جرئت ندارند من را گیر بیاورند.» آخر سر هم به دست منافقان وطنی به شهادت رسید.

در وصیت‌نامه‌اش خطاب به مردم این‌گونه می‌گوید:

ای برادر به کجا می‌روی؟ کمی درنگ کن!

آیا با کمی گریه و خواندن یک فاتحه بر مزار من و امثال من، مسئولیتی را که با رفتن خود بر دوش تو گذاشته‌ایم فراموش خواهی کرد؟

ما نظاره‌گر خواهیم بود که تو با این مسئولیت سنگین چه خواهی کرد.

هم‌رزمانش می‌گفتند: تأثیرگذاری‌ رضا در عملیات مرصاد، مانند حسین فهمیده بود.»

http://booksite.blogfa.com/

https://rahbook.ir/product/%da%a9%d9%85%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%86%da%af-%da%a9%d9%86/

اطلاعات بیشتر

وزن 200 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
بر فراز آسمان
تومان ۱۵,۰۰۰

معرفی کتاب بر فراز آسمان: شهید شیرودی، روستا زاده ای است که از روستای بالا شیرود تنکابن تا اوج آسمان ها به پرواز درآمد و از اهالی آسمان شد. او مرد لحظه های آسمانی بود. تا آنجا که به اقرار تمامی دوستان، رکورد پرواز با بالگرد را به خود اختصاص داد. شیرودی بیشترین ساعاتش را بر فراز آسمان و بالای سر دشمن بود. به گونه ای که اهریمنان به خوبی او را شناخته بودند. او کاری کرد که وزیر دفاع ایران شهید دکتر چمران با افتخار از وی به عنوان «ستاره درخشان جنگ کردستان» یاد کرد. امام خامنه ای (حفظه الله) در مورد شهید شیرودی فرموده اند که شهید شیرودی نخستین نظامی است که من پشت سر او نماز خوانده ام. گزیده ای از کتاب : فرزند شالیزار بود. زندگی او مانند دیگر روستاییان شمال کشور ادامه داشت. نبوغ خاصی در درس داشت اما شرایط ادامه تحصیل برایش نبود. به تهران آمد. در کارگاه ساختمانی کار می کرد و شبانه درس می خواند. تا اینکه توانست وارد هوانیروز شود و به عنوان خلبان بالگرد پذیرفته شد. علی اکبر در ارتش شاهنشاهی فعالیت می کرد و تحت تأثیر شرایط محیط بود. اما در ایام انقلاب تحول عجیبی پیدا نمود. با پیروزی انقلاب و در ایام درگیری کردستان و در جنگ بود که آوازه این جوان مازندرانی در دنیا پیچیده شد. اکبر رکورد پرواز با بالگرد را شکست. هزاران مأموریت هوایی، بیش از ۳۶۰ بار هدف قرار گرفتن، نجات از چهل خطر مرگ حتمی و… او را در زمره بزرگترین خلبانان قرار داد. شجاعت از کارهای او می ترسید. دشمن از شنیدن نامش وحشت داشت و…

در کمین گل سرخ
تومان ۳۰,۰۰۰

در کمین گل سرخ روایتی از زندگی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی معرفی کتاب در کمین گل سرخ؛ روایتی از زندگی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی «در کمین گل سرخ» زندگی‌نامه داستانی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی به قلم محسن مؤمنی است. روایت بخش‌های پیش از انقلاب زندگی سپهبد از کتاب «خاطرات سپهبد شهید صیادشیرازی» […]

تا شهادت
تومان ۱۵,۰۰۰

چهل روایت از آنها که توبه کرده و راه حق را پیمودند و با شهادت رفتند کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی یکی از مسائلی که برای انسان همیشه پرجاذبه بوده و همیشه هم سوال است، این است که بعضی از انسان هایی که آدم های خوبی نبودند چه اعمالی انجام دادند که در […]

3
حراج
بیا مشهد
تومان ۱۵,۰۰۰ تومان ۱۴,۵۰۰

زندگینامه و خاطرات روحانی شهید علی سیفی نصب کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

شهیدعلی سیفی در سال ۱۳۴۴ در شهرستان مراغه در خانواده ای متدین و ولایی چشم به جهان گشود. مادرش تعریف می کرد که من همیشه با وضو به علی شیر می دادم و در عالم رویا به من گفتند این سرباز ماست و از آن به خوبی مواظبت کن.