احمد(بامرام)

قیمت برای شما: تومان ۱۰,۰۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0073 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:
معرفی اجمالی محصول

احمد(بامرام)

این شهید شخصیتی همانند شهید شاهرخ ضرغام داشت.
او یکی از اون داش مشتی هایش بود. از آن لوطی هایی که امروز خیلی کمتر از آنها می بینیم.
هر کس اگر مورد ظلم و ستمی واقع می شد از احمد کمک می خواست.
چهره جالبی داشت، موهای فرفری بلند، صورت تراشیده با سبیل های مشکی به همراه دستمال ابریشمی.
خلاصه یک محل بود و یک احمد.

توضیحات

زندگینامه و خاطرات شهید احمد بیابانی
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی

وزن(گرم) : ۲۲۱

شابک : ۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۲۱-۱

نوع جلد : جلد نرم

قطع : رقعی (۲۱*۱۴)

سال نشر : ۱۳۹۵

شمارگان : ۵۰۰۰

چاپ جاری : ۱

تعداد صفحات : ۱۶۰

توضیحات تکمیلی

وزن 221 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
8
حراج
برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۰۰۰

برای قاتلم خاطرات سردار عارف، شهید حاج علی محمدی پور کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی معرفی کتاب زندگی سردار شهید حاج علی محمدی پور، سرشار از شگفتی هاست. او روستازاده ای بود که مدارج کمال را به خوبی طی کرد. او در راه رسیدن به محبوب خود، سختی ها کشید و روح خود […]

نمره 0 از 5
سرو در بند
تومان ۱۰,۰۰۰

کتاب «سرو در بند» زندگی نامه و خاطرات شهید محمد چمنی که یکی از اسطوره های خطه نیشابور است. جوانی که رتبه برتر کنکور و دانشجوی مکانیک صنعتی شریف بود اما اطلاعات دینی او کمتر از معلومات مهندسی اش نبود.
از او اختراع کوره های کوچک ثبت شد و یکی از نخبه های کشوری به حساب می آمد.
با شروع جنگ این جوان دانشجو راهی جبهه شد و در همان روزهای ابتدای جنگ به اسارت گروه های تروریستی در کردستان درآمد و برایش حکم اعدام صادر کردند.

نمره 0 از 5
رد پا برهنه ها
تومان ۳۰,۰۰۰

کتاب «رد پابرهنه‌ها» نوشته سردار حمید حسام به خاطرات مرتضی نادر‌محمدی، معاون گردان تخریب، لشکر ۳۲ انصارالحسین یا به تعبیر همرزمانش، شکارچی گردن کج، فرمانده جلوتر از فرمانبر، معبرگشای پابرهنه، تخریب‌چی روضه‌خوان می‌پردازد.

هنر او افزون بر گذر از موانع و رهایی از تعلقات دنیایی، جا گذاشتن تک‌تیرانداز دشمن در جزیره مجنون است که روی استخوان سرش خط سرخ کشیده و مدارا با ترکشی که در شلمچه ریه‌اش را شکافت و پابرهنه‌ ماندن در تامینی که روی برف‌های استان سلیمانیه عراق ایجاد شده بود. این حماسه‌ها سبب شد تا سردار حمید حسام بخشی از خاطرات او را در «ردپا برهنه‌ها» ماندگار کند.

در مقدمه کتاب «رد پابرهنه‌ها» می‌خوانیم: «نه تنها برای من که برای بسیاری از بچه‌های جبهه، آقا مرتضی مترادف با گردان تخریب‌ است و برای تخریب‌چی‌ها، مرتضی یعنی نمودار سختی همراه با معنویت جبهه. پس رسیدن به گنج نامکشوفی مثل مرتضی نادرمحمدی، بیان خاطرات نسلی است که سخت‌ترین گره‌های آوردگاه رزم، با دست همت آنان باز می‌شد. نوجوانان و جوانانی که مرگ را به بازی گرفته بودند و قبل از رسیدن به میدان مین با هم می‌خواندند که: «ننهم می‌گه جبهه نرو، جبهه می‌ری بسیج نرو، بسیج می‌ری جلو نرو، جلو می‌ری تو خط نرو، تو خط می‌ری تخریب نرو، تخریب می‌ری رو مین نرو، رو مین بری هوا می‌ری، نمی‌دونی تا کجا می‌ری»

نمره 0 از 5
راهیان علقمه
تومان ۱۰,۰۰۰

مرحوم آیت الله سید محمد ابراهیم قزوینی در صحن حضرت ابوالفضل (ع) امام جماعت بودند و مرحوم شیخ محمد علی خراسانی که از واعظان بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت.
یک شب مرحوم خراسانی مصیبت حضرت ابوالفضل (ع) را خواند و از اصابت تیر به چشم مقدس آن حضرت یاد کرد.
آیت الله قزوینی، سخت متاثر شده و بسیار گریه کرد. بعد از منبر با ناراحتی به ایشان گفت: “چنین مصیبت های سختی را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟!” و بعد به خانه رفت.
ایشان همان شب در عالم رویا محضر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) مشرف می شود. آقا قمر بنی هاشم (ع) خطاب به ایشان فرمود: “سید ابراهیم، آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم را از بدن جدا کردند، سپاه دشمن مرا تیرباران کرد. در این میان تیری به چشم من اصابت کرد. من هر چه سر را تکان دادم که تیر بیرون بیاید، اما نشد.
عمامه از سرم افتاد، زانوهایم را بالا آوردم و خم شدم که بوسیله دو زانو تیر را از چشمم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد.”

نمره 0 از 5