حبیب خدا

قیمت: تومان ۱۰,۰۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0023 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • شابک: 9786007841129
  • قطع: رقعی
  • وزن: 227
  • تعداد صفحات: 176
  • تیراژ: 5000
  • سال نشر: 1394
معرفی اجمالی محصول

حبیب خدا

معرفی کتاب :

شهرستان بهبهان هزار و اندی شهید به اسلام تقدیم نموده است. شهدایی کم نظیر و سردارانی بزرگ چون شهید بقایی، دقایقی، فنی، پیش بهار، صفری زاده، شمایلی، بهروزی و … و در این بین اولین شهید، حبیب الله جوانمردی است! نوجوانی شانزده ساله که الگویی شد برای نوجوانان و جوانان و بزرگسالان و پیران. او جا پای قاسم ابن الحسن(علیه السلام) گذاشت و چه زیبا مرگ را در قالب احلی من العسل معنا کرد. کسانی که حبیب الله را می شناختند، می دانستند روزهای آخر عمرِ او با روزهای پیشینش بسیار فرق کرده بود. حبیب الله آشکارا سبک و آماده یِ پرواز شده بود. ندایی الهی او را به شهادت و بهشت بشارت می داد و او خود چند روز پیش از ملکوتی شدنش، خبر از این واقعه می داد! به راستی او اگر آسمانی نبود چگونه می توانست خبر از آسمانی شدن خود بدهد؟ حبیب اللهِ قصّه یِ ما رسیدن به مراحل عبودیّت را قدم به قدم طی کرد. او آسمانی به دنیا نیامده بود. زمینی بود. از جنس خودمان. تنها تفاوتش نا آرامی اش در رساندن پیام حق به دیگران بود و سپردنِ دل و جانش به معبود و معامله ای که با او کرده بود …

کتاب حبیب خدا، سرگذشت حبیب اللّهی ست که سال ها دوید و کوشید و رنج برد و در راه حق سختی کشید تا سرانجام نامش، هویّتش شد. ابتدا قرار بود برای تهیه نشریه ای کوچک، چند خاطره از این شهید جمع آوری شود اما جذبه یِ خاطرات حبیب الله، پایِ گردآورندگان کتاب را به وادیِ این کتاب کشاند. این کتاب حاصل حدود هفتاد ساعت مصاحبه است که البته به دلیل حجیم شدن، تعداد زیادی از خاطرات حذف شده است.

توضیحات

خاطرات شهید حبیب الله جوانمردی شهید شانزده ساله ی انقلاب اسلامی و اولین شهید شهرستان بهبهان
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

توضیحات تکمیلی

وزن 227 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 5.00 5.00 امتیاز از 1 دیدگاه
راهیان علقمه
تومان ۱۰,۰۰۰

مرحوم آیت الله سید محمد ابراهیم قزوینی در صحن حضرت ابوالفضل (ع) امام جماعت بودند و مرحوم شیخ محمد علی خراسانی که از واعظان بی نظیر بود، بعد از نماز ایشان منبر می رفت.
یک شب مرحوم خراسانی مصیبت حضرت ابوالفضل (ع) را خواند و از اصابت تیر به چشم مقدس آن حضرت یاد کرد.
آیت الله قزوینی، سخت متاثر شده و بسیار گریه کرد. بعد از منبر با ناراحتی به ایشان گفت: “چنین مصیبت های سختی را که سند خیلی قوی هم ندارد چرا می خوانید؟!” و بعد به خانه رفت.
ایشان همان شب در عالم رویا محضر مقدس حضرت ابوالفضل العباس (ع) مشرف می شود. آقا قمر بنی هاشم (ع) خطاب به ایشان فرمود: “سید ابراهیم، آیا تو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا با من چه کردند؟! پس از آنکه دو دستم را از بدن جدا کردند، سپاه دشمن مرا تیرباران کرد. در این میان تیری به چشم من اصابت کرد. من هر چه سر را تکان دادم که تیر بیرون بیاید، اما نشد.
عمامه از سرم افتاد، زانوهایم را بالا آوردم و خم شدم که بوسیله دو زانو تیر را از چشمم بیرون بکشم، ولی دشمن با عمود آهنین بر سرم زد.”

علی بیخیال
تومان ۱۵,۰۰۰

کتاب علی بیخیال زندگینامه و خاطرات شهید علی حیدری کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی ناشر کتاب : شهید ابراهیم هادی وزن(گرم) : ۲۲۳ شابک : ‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۴۵-۷‬‬‬ نوع جلد : جلد نرم قطع : رقعی (۲۱*۱۴) سال نشر : ۱۳۹۶ شمارگان : ۳۰۰۰ چاپ جاری : ۱ […]

ماشال
تومان ۱۰,۰۰۰

پاسدار شهید براتعلی داودی در ۱۳۳۷ در مشهد مقدس در خانواده ای محروم متولد شد. او از نوجوانی به جلسات مذهبی و عزاداری سیدالشهدا(ع) متمایل شد. با شروع نهضت اسلامی به سیل خروشان امت ایران پیوست و در این مسیر برای اقامه نظام اسلامی تلاش کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز جنگ تحمیلی سه سال در جبهه های مختلف به نبرد با دشمنان انقلاب پرداخت. وی یک مرتبه در عملیات طریق القدس مجروح شد و پس از بهبودی به جبهه بازگشت. یک مرتبه نیز در کردستان مجروح شد و یکی از انگشتان دست چپش قطع شد تا در نهایت در پیرانشهر بر اثر آسیب دیدگی شدید و قطع یک دست و دو پا در ۲۸ فروردین ۶۲ به شهادت رسید تا پیکر پاکش پس از تشییع در خواجه ربیع مشهد به خاک سپرده شود.

شهید داودی به سیدالشهدای مسجد امام حسین(ع) مشهد شهرت دارد و کسی بوده که تمام لحظات زندگیش وقف خدا بوده است.

کتاب خاطرات و زندگینامه شهید براتعلی داودی به همت گروه شهید ابراهیم هادی با همکاری مسجد امام حسین(ع) مشهد در امر تحقیق و پژوهش آن از سوی نشر شهید ابراهیم هادی روانه بازار کتاب شده است.

برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰

کتاب برای قاتلم زندگینامه و خاطرات سردار شهید علی محمدی پور

قسمتی از وصیت نامه سردار شهید حاج علی محمدی پور:

اما تو ای برادر عراقی! اگرچه تو مأموری و قاتلِ جان من، من تو را برادر خود می‌دانم؛ از تو خواهم گذشت. اگر خدا اجازه دهد، اوّل کسی را که شفاعت کنم، تو هستی!

آماده باش و غمی به دل راه مده! وحشتی نداشته باش!

سینه‌ من آماده است. تو خون مرا خواهی ریخت، اما من امیدوارم با ریخته شدن خونم، گناهانم بخشیده شود.