نور چشم امام(ره)

قیمت برای شما: تومان ۸,۰۰۰

سنجش
شناسه محصول: FRK-B0094 دسته:
ویژگی های کلیدی
  • ناشر: گروه شهید ابراهیم هادی
  • مؤلف:
  • شابک:
  • قطع: رقعی
  • وزن:
  • تعداد صفحات:
  • تیراژ: 2500
  • سال نشر:
معرفی اجمالی محصول

نور چشم امام(ره)

خلاصه کتاب :

مقام معظم رهبری در تجلیل از شخصیت حاج آقا مصطفی می فرمایند سید مصطفی خمینی یکی از شخصیت های بالقوه و بالفعل اسلام بود او شخصیتی همه جانبه داشت و چنین به نظر میرسد که همه ی خصوصیات مثبت در وجود ایشان در حال رشد و ترقی است.بنده ایشان را به عنوان یک چهره برجسته حوزه علمیه قم از سال های قبل می شناختم و تجلیل از مقام و منزلت وی در واقع احترام به حضرت امام و تجلیل از ارزش های اسلامی و انقلابی محسوب میشود.

می گویند برخی انسان های بزرگ، وقتی در کنار شخصیت های مهم وتاریخ ساز قرار می گیرند، کمتر دیده می شوند! یعنی با همه ی بزرگی و اهمیتی که دارند، به واسطه ی نور وجودی آن خورشید، در حاشیه قرار می گیرند.
یکی از شخصیت های بزرگی که در تاریخ انقلاب اسلامی ما، بیشترین تأثیررا داشت اما شخصیت و منزلت او ناشناخته ماند، حاج آقا مصطفی فرزند گرامی حضرت امام است.
کسی که امام راحل بیشترین تلاش را در راه تربیت ایشان انجام داد. کسی که نبوغ و تلاش و پشتکارش، او را به شخصیتی بزرگ در تاریخ معاصر تبدیل کرد.
برخی علما اعتقاد دارند: بیشتر آقازاده های علما، در علم و عمل مانند پدرنمی شوند! چون درگیر کار اجرایی و … شده و از علم دور می مانند. اما هر کس با این شخصیت آشنا می شد، تأیید می کرد که آقا مصطفی «خمینی دوم » است.
ایشان در سایه ی نام پدر قرار نگرفت و خود در مسیر کمال قدم برداشت. اما در مسیر علم و عمل راه پدر عزیزش را پیمود.

توضیحات

زندگی نامه و خاطراتی از شهید آیت الله سید مصطفی خمینی (ره)
کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

 

توضیحات تکمیلی

وزن 250 g

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.
قرار یکشنبه ها
تومان ۹,۰۰۰

شهید عابدی آن چنان از نظر سیما و چهره به ابراهیم هادی شباهت داشته که وقتی وارد مجلس ختم این شهید می شود او را با ابراهیم اشتباه می گیرد. دوستان ابراهیم هادی تایید می کنند که داود اخلاقا و رفتارا نیز همانند معشوق شهیدش بوده است.صدای بسیار رسایی هم داشت و بسیار زیبا روضه می خواند. بچه ها به داود غزالی هم می گفتند. وی توانست در اوایل جنگ تحمیلی، هیئت رزمندگان با عنوان «محبان المرتضی» را در کشور راه اندازی کند.
با توجه به علاقه شهید عابدی به امام علی(ع) روز یکشنبه را که متعلق به آن حضرت است، به صورت هفتگی با دوستانش قرار گذاشته بودند هر جا هستند این روز را دور هم جمع شوند و از این روست که این کتاب هم به عنوان «قرار یکشنبه ها» نام گذاری شده است.
سرانجام نیز در اسفند ماه سال ۶۳ در عملیات بدر شربت شهادت را نوشید و رهسپار دیدار حضرت حق شد.

بعد از عملیات والفجر مقدماتی بود که (مرحوم) سعید مجلسی تصویر ابراهیم را برای ما آورد. ما وقتی تصویر ابراهیم را دیدیم، همه شگفت زده شدیم. انگار داود بود!
خود داود هم با تعجب به تصویر ابراهیم خیره شد… ما مجذوب چهره و جمال او بودیم. همینطور که تصویرش را نگاه می کردیم.

نمره 0 از 5
تا کربلا
تومان ۸,۵۰۰

کتاب حاضر، مشتمل بر مجموعه ای از سرگذشت های شهدای کربلا و دفاع مقدس است. در خلال این سرگذشت ها حکومت یزید، قیس بن سهر، صف آرایی دو سپاه، اهل نجات، نبرد اول، اهل بصره، شهدای صبح عاشورا، از تبار عیسی، قبل از ظهر عاشورا، پیرمردان سپاه، حبیب بن مظاهر و … مورد بررسی و توجه قرار گرفته است. «اولاد عقیل»، «آخرین اصحاب»، «کوفه و عبدالله عفیف»، «پسران ام البنین»، «شبه پیامبر»، «تبعیت از امام»، «علمدار» و … عنوان های موضوعی داستان های این کتاب هستند.

نمره 0 از 5
8
حراج
برای قاتلم
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۰۰۰

کتاب برای قاتلم خاطرات سردار عارف، شهید حاج علی محمدی پور کاری از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی معرفی کتاب زندگی سردار شهید حاج علی محمدی پور، سرشار از شگفتی هاست. او روستازاده ای بود که مدارج کمال را به خوبی طی کرد. او در راه رسیدن به محبوب خود، سختی ها کشید و روح […]

نمره 0 از 5
4
حراج
عارفانه
تومان ۱۲,۰۰۰ تومان ۱۱,۵۰۰

کتاب عارفانه
زندگینامه و خاطرات عارف شهید احمد علی نیری
کاری از گروه فرهنگی شهید احمد علی نیری

شهید احمدعلی نیری یکی از شاگردان خاص مرحوم آیت الله حق شناس بود؛ وقتی مردم دیدند که آیت الله حق شناس در مراسم ترحیم این شهید بزگوار حضور یافت و ابعادی از شخصیت او را برای مردم بیان کرد، تازه فهمیدند که چه گوهری از دست رفته است!
مرحوم آیت الله حق شناس درباره شهید نیری گفت: “در این تهران بگردید. ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می شود یا نه؟”

آیت الله حق شناس، در مجلسی که بعد از شهادت احمدعلی داشتند بین دو نماز، سخنرانیشان را به این شهید بزرگوار اختصاص داده و با آهی از حسرت که در فراق احمد بود، بیان داشتند: “این شهید را دیشب در عالم رویا دیدم. از احمد پرسیدم چه خبر؟ به من فرمود: تمام مطالبی که (از برزخ و…) می گویند حق است. از شب اول قبر و سوال و… اما من را بی حساب و کتاب بردند.
رفقا! آیت الله بروجردی حساب و کتاب داشتند. اما من نمی دانم این جوان چه کرده بود؟ چه کرد که به اینجا رسید؟!”
سپس در همان شب ایشان به همراه چند نفر از دوستان به سمت منزل احمدآقا که در ضلع شمالی مسجد امین الدوله در چهار راه مولوی بود، رهسپار شدند. در منزل این شهید بزرگوار روبه برادرش اظهار داشتند: “من یک نیمه شب زودتر از ساعت نماز راهی مسجد شدم. به جز بنده و خادم مسجد، این شهید بزرگوار هم کلید مسجد را داشت. به محض اینکه در را باز کردم، دیدم شخصی در مسجد مشغول نماز است. دیدم که یک جوانی در حال سجده است. اما نه روی زمین! بلکه بین زمین وآسمان مشغول تسبیح حضرت حق است. جلوتر که رفتم دیدم احمدآقا است. بعد که نمازش تمام شد پیش من آمد و گفت تا زنده ام به کسی حرفی نزنید….”

نمره 0 از 5